مسیر جاری: صفحه اصلی/مطالب/دل نوشته ها/برنامه شب آفتابی تهران/دل نوشته های برنامه شب آفتابی تهران - 1391

دفعات بازدید: 12375 بار

چهارشنبه، 22 شهريور 1391

دل نوشته های برنامه شب آفتابی تهران - 1391

دل نوشته

شما شب آفتابی را خواهید دید

حالا قرار است چند جمله ای از آنچه دیده اید بنویسید و به این آدرس بفرستید

دل انگیز ترین متن ها هم برنده های مسابقه می شوند و هدیه شب آفتابی برایشان ارسال می شود.

این می شود مسابقه شب آفتابی

 

نظرات کاربران

1
22
24
پاسخ به نظر yosef safari شنبه، 15 مهر 1391

einja harame aeimeh va nozole rahmat ast

2
47
36
پاسخ به نظر محمد افشاری يکشنبه، 16 مهر 1391

من هنوز شب آفتابی رو ندیدم..اما کاملاً حس میکنم چطور یه شب آفتابی میشه.
خورشید روی نی در خرابه شام...خورشید منور در شب های عملیات...و......
همه شب ها آفتابیه حتی اگر خورشید نباشه نورش هست.
یاحق

3
48
29
پاسخ به نظر مهدی تاجیک سه‌شنبه، 18 مهر 1391

واقعا زحمت کشیدن وبادیدن این نمایش روح ادم ازاد میشه و یه لذت زیبایی داره که توی این 2ساعت ارامشو احساس میکنی در اخر از زحماته تمام عوامل برنامه تشکر میکنم

4
25
21
پاسخ به نظر سید یاسر میرصفایی سه‌شنبه، 18 مهر 1391

با عرض سلام و عرضه خسته نباشید به عوامل اجرای برنامه نمایش شب آفتابی با قالبی جدید در آیتم‌های مختلف، سیری در تاریخ خلقت، زندگی و سیره انبیاء و ائمه اطهار (ع) و پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران و دفاع مقدس دارد و در فصل آخر به موضوعاتی چون صهیونیسم جهانی و مهدویت و ظهور منجی بشریت تاکید می‌کند و منشوری از نور، صدا و تصویر است.

5
44
26
پاسخ به نظر وحید کنجکاو سه‌شنبه، 18 مهر 1391

به امید روزی که شب هجران و جدایی ما از مهدی موعود (عج) آفتابی شود

6
20
17
پاسخ به نظر حسین افتخاری سه‌شنبه، 18 مهر 1391

باسلام وتحیات وعرض ارادات به خاطر هوش سرشار وابداع این نمایش عظیم .به اعنقاد من حضور عینی وملموس به عمق تاریخ کار نی نظیری است بیننده در طول دو ساعت نمایش به مبانی توحیدی ورود پیدا می کند واستمرار حق وباطل را به وضوع می بیند وسرانجام تحقق وعده الهی را به نظاره می نشیند که ندا سر میدهد من مهدی (عج)وعده داده شده هستم

7
34
19
پاسخ به نظر محمدابراهیم سالاریان سه‌شنبه، 18 مهر 1391

با سلام
واقعا خسته نباشید خدا قوت ان شااله همیشه موفق باشید

8
25
17
پاسخ به نظر مرتضی گودرزی چهارشنبه، 19 مهر 1391

دیشب این برنامه رو با یکی از دوستانم دیدم با اینکه من سه بار این برنامه رو دیده بودم باز چنان مبهوت ابهت این برنامه شدم که تا اخر اشکم سرازیر شد که چرا با این همه مصیبتی که ائمه ما کشیدند باز هم ما از عنایات آنها غافل هستیم و قدر آنهارا نمیدانیم. در آخر بسیار بسیار تشکر و قدردانی میکنم از شما که چند ساعتی روح ما را از این دنیای خاکی به ملکوت میبرید و لحظه ای از زجر ائمه را به ما نشان میدهید باشد که تمام ما پیرو ولایت علی ابن ابیطالب باشیم.

9
19
12
پاسخ به نظر ابوالفضل شهبازی چهارشنبه، 19 مهر 1391

آفتاب دلم طلوع کرده بود ولی چند وقتی بود پشت ابر قایم شده بود
شاید یه تلنگر میخواست یه تذکر یه جرقه
یا یه یاد آوری
دمتون گرم چند مورد جای کار داره اونا رو هم میگم چند صحنه هم محشر بود
اونها که جای کار داره :
صحنه ابانا آدم ، صراحت روایت حضرت رضا علیه آلاف تهیه و الثنا به تبع امنا حوا به آن شجر ممنوعه نزدیک شدن
در صحنه حضرت ابراهیم علی نبینا و آله علیهم السلام ایشان اصلا در قربانی اسماعیل نه در کار نیاوردن تا جایی که هفت مرتبه سنگ سمت شیطان زدند ولی در دیالوگ چندین مرتبه کلمه نه به کار رفته بود
مشتیها کارتون یه دونه بود
خدا بهتون خیر بده
غدیر ، کوچه ، شب عاشورا و داستان حبیب ، مریم (س) ، دیدنی و پر محتوا بود
سخن آخرم
دلهایی آفتابی شد
آفتابهایی طلوع کرد
هوا هم آفتابی و بود هم ابری
آسمان چشمان باریدن گرفته بود
چه نقش رنگین کمانی در هوای آفتابی بارانی شب های آفتابی

10
4
20
پاسخ به نظر علی اشرف زرعی چهارشنبه، 19 مهر 1391

باسلام
18/7 موفق به دیدن شدم دست همه دست اندرکاران دردنکند. سه مورد به نظر این بنده سراپاتقصیر وجود داشت که بوی بدی از آن استشمام میشد -ا اس ام اس دعوت با کلمه حظور سبز -منتظر حضور سبزتان هستیم -2 در هنگام فتح مکه اهنک نواخته شده درسالن به نحوی بود که موزیک متن فیلم تهیه شده مرحوم عقاد بکلی فراموش شد وچیزی نمانده بود که حضار با کف زدن ریتمیک وضعیت سالن راعوض کنند 3 انشا... دراینده ترتیبی داده شود که شعر کبوتر با کبوتر اجرا شود و فقط برای وقت گذرانی از این مراکز فرهنگی تربیتی استفاد نشود . وقت گرانبهایتان را گرفتم التماس دعا

11
12
10
پاسخ به نظر حمید رضا محمودخانی چهارشنبه، 19 مهر 1391

سلام
شب آفتابی قطعا حاصل سالها کار سخت، پیگیرانه، دلسوزانه است و بعد از سالها فکر و مشورت و ... به اینجا رسیده است. خدا خیرتان دهاد.
کمتر از این نوع کارهای فرهنگی که اکثر اقشار را جذب خود کند برگزار شده است و قابلیت انتقال مفاهبم بلند را به خاطر جذابیت زیادش داراست.
فلذا دوست دارم کمی از پیشنهاداتی که به نظرم و دوستانم رسیده است را به سمع و نظر دست اندرکران شب آفتابی برسانم.
اگر ایمیلی برایم، برای ارتباط با این عزیزان بفرستید، ممنون می شوم
یا زهرا

12
12
11
پاسخ به نظر سعیدمظهری چهارشنبه، 19 مهر 1391

باسلام خدمت تمام دست اند کاران این برنامه با شکوه من بطور اتفاقی در شرایطی قرار گرفتم که گوشه ای از زحمات شمارا دیدم واقعا برنامه ریزی دقیق بدون اشکال و افراد پشت صحنه واقعا نفس گیر کار میکردند وشاهد زخمی شدن بعضی از این بازیگران بودم البته خودشون میگفتن شبی 2تا 3مجروج طبیعیه و خیلی با روحیه کار میکردند کار کار خیلی بزرگییه نمیتوان با هیچ برنا مه ای که من سراغ ندارم قیاس کرد خدا قوت و التماس دعا

13
19
11
پاسخ به نظر ابوالفضل اله یاری چهارشنبه، 19 مهر 1391

در تاریخ سفر کردم و به خالقم نزدیک شدم .
از شما که یه همچین سفری رو برای ما تدارک دیدید واقعا ممنون و اجرکم عندالله
لذت بردم.

14
20
14
پاسخ به نظر علیرضا شهبازی پنجشنبه، 20 مهر 1391

ممنون از همتون-کار بزرگی بود-زیباترین برنامه ای که در عمرم دیدم

15
12
12
پاسخ به نظر علیرضا شهبازی پنجشنبه، 20 مهر 1391

با شروع برنامه وحشت روز محشر واین که داریم به کجا میرویم؟!!!تمام وجود انسان رو در بر می گیرد.ای کاش در آن تاریکی شب همه ما آفتابی باشد.

16
14
9
پاسخ به نظر روژین صالحی شایگان پنجشنبه، 20 مهر 1391

جمعیت منتظر زمان شروع برنامه که همگی در انتظار چیزی هستند.باز شدن پرده نمایش و حرکات فرشته ها.شیطان و وسوسه اش.یاد گناه وجمله عالم محضر خداست.ترس.مرور زندگی.ناپایداری قدرت.روزی شب وروز های آفتابی ماهم به سر می رسد.
همه همه انتقال برنامه زیبای شما بود به وجود من.تبریک و هزار تبریک بر شما.خدا قوت به همه شما از سرباز هایی که حتی صحنه نمایش را هم با وجود تحریک تماشیان نمیدیدند تا شما که برای سایت زیبای مجموعه زحمت می کشید.

17
13
9
پاسخ به نظر حمی رضا حضوری پنجشنبه، 20 مهر 1391

به همت شما اندکی در زمان سفر کردیم گذشته را به تماشا نشستیم ولی دلم از دوران پس پیامبر (ص ) و واقعه عاشورا آتش گرفت وای چه میکشد امام زمانمان که هر ساله این وقایع را به طور واقعی میبیند.

آجرک الله یا بقیه الله

18
9
7
پاسخ به نظر lمرضیه گودرزی پنجشنبه، 20 مهر 1391

می نویسم هرآنچه که دیدگانم از دیدنش بازمانده بودند.از شنیده هایی که دیدم.این بار به جای اشک ریختن برای شنیده ها،برای دیدنیهای که فقط شنیده بودم و ندیده بودم اشک شوق ریختم و چه زیباست ندیده ها رو دیدن!

19
11
6
پاسخ به نظر lمرضیه گودرزی پنجشنبه، 20 مهر 1391

می نویسم هرآنچه که دیدگانم از دیدنش بازمانده بودند.از شنیده هایی که دیدم.این بار به جای اشک ریختن برای شنیده ها،برای دیدنیهای که فقط شنیده بودم و ندیده بودم اشک شوق ریختم و چه زیباست ندیده ها رو دیدن!

20
43
8
پاسخ به نظر حسن بهروزنیا جمعه، 21 مهر 1391

و عجب حکایتی است:

عکس شهدا را می بینیم

عکس شهدا عمل می کنیم!
مهدی جان
سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمـدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایــم در رکاب تو بمیـرم

21
6
5
پاسخ به نظر جا مانده جمعه، 21 مهر 1391

با سلام و عرض خسته نباشید به تمام دست اندر کاران برنامه و همجنین تقدیر و تشکر از شما دوستان
سوالی در ذهنم ایجاد شده و آن هم این است که چرا برنامه امسالتان پایانش متفاوت بود . نشان ندادن ظهور امام زمان و خروجش از غار حرا به همراه 313 همراهش از برنامه شما حذف شده بود . من برنامه شما را تنها چندین سال پیش وقتی که در سپاه محمد رسول الله در ماه رمضان اجرا کردید دیدم . به نظرم می رسد پایان آن برنامه بهتر بود چرا که در نهایت نابودی شیطان را به دنبال داشت . این حرف را نه فقط من که قبلا برنامه را دیدم بلکه دیگران نیز که بار اولشان بود ، می گفتند که برنامه پایان خوب و نتیجه مشخصی نداشت و یکدفعه تمام شد .
اما نکته دوم چقدر شیرین می شد اگر به برنامه امسالتان تلاش شیطان برای از بین بردن انقلاب و سختی های محافظت از آن را اضافه می کردید . اتفاقاتی امثال 18 تیر و یا فتنه 88 اگر به تصویر کشیده می شدند فوق العاده بود

22
10
17
پاسخ به نظر محبوبه مقدم جمعه، 21 مهر 1391

برنامه شب آفتابی برای بنده دوره مختصر و مفیدی از تاریخ اسلام بود. اجزای برنامه با چینش مناسبی در کنار هم قرار گرفته بودند تنها یک چیز به نظر بنده ناهمخوان بود آن هم وجود میان پرده ها بود اینکه از وسایلی مثل گیتار و... استفاده میشد تا آهنگ خاصی نواخته شود اگر تهیه کنندگان محترم راه دیگری را جهت تنوع و نشاندن مخاطب و جذب آن در طول دو ساعت انتخاب می کردند بهتر بود.و به نظر من و خانواده ام که از این برنامه دیدن کردیم در این صورت اجزاء برنامه هماهنگی بیشتری می داشت.

23
7
7
پاسخ به نظر مهدی نوری پیراقوم جمعه، 21 مهر 1391

تقدیم به ساحت مقدس امام زمان(عج):
میخواهم عمرم رابادستهای مهربان تواندازه بگیرم,بیا!باورکن تقصیر من نبودمن فقط میخواستم یه دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم.حالاهم هروقت بیایی قدم روی چشمهای من گذاشته ای وعزیزلحظه های تنهایی منی.من دلتنگیهایم را بهانه میکنم ,توهم دوری کسانی که دور نیستنددرراهند.یادت باشد من همینجاکنارهمین رویاهای زودگذربه انتظارآمدن تو خطهای سفید جاده را میشمارم.

24
10
8
پاسخ به نظر معصومه شاهکرم جمعه، 21 مهر 1391

هیچکس با من نیست,مانده ام تا به چه اندیشه کنم,مانده ام در قفس تنهایی,درقفس میخوانم,چه غریبانه شبی ست ,سب آفتابیه من.

25
7
4
پاسخ به نظر فهیمه صالح پرور جمعه، 21 مهر 1391

سلام خسته نباشیدخیلی زحمت کشیدیدماکه نمیدونیم چطور تشکر کنیم امیدوارم اجرتان رو از دست پر برکت اقا رسول الله وامام وشهدا بگیرید ما که خیلی استفاده کردیم امیدوارم با نظر غیبی امام زمان تاثیر مثبتی روی نسل جوان وهمچنین یک سری شر کت کننده ها که باسرو وضع ناجور خون به دل شهدا وامام میکنند بگذاره درکل خیلی اموزنده بود فقط ولوم موسیقی هایتان خیلی بالا بود من فکر میکنم که اگر کمترش کنید بهتر میشه در ضمن اطلاع رسانیتون هم ضعیف است. بازم ممنون

26
10
5
پاسخ به نظر حسین قموشی رامندی جمعه، 21 مهر 1391

با سلام.وخسته نیاشید به کلیه کسانی که این مجموعه را درست کردند .بهترین صحنه های جلوه های ویژه که حتی هیچ کدام از کشورهای خارجی هم قادر به نمایش درآوردن این همه تمدن اسلامی ودینی ومذهبی ندارند را با افتخار تمام شما عزیزان که واقعا ایرانی وپیرو دین پیامبر خدا هستید به نمایش درآوردید .هیچ فیلم سینمایی وتئاتری نمیتواند تاثیر این چنینی داشته باشد .انشا ... مزد همگی شمارا امام زمان (عج) بدهد .
اینجانب با این id بیشتر دوستانم را ثبت نام کردم .با اجازه از شما خودم هم دوبار نگاه کردم .باتشکر

27
5
6
پاسخ به نظر فاطمه میرکی جمعه، 21 مهر 1391

اولین دفعه بود به اجرای زنده یک نمایش می رفتم.ماه مبارک رمضان بود و نزدیک غروب.تا به محل برسیم راه دوری پشت سر گذاشته بودیم و باز الان هم که رسیدیم مجبور بودیم صفی طولانی رو متحمل بشیم. خستگی بهم فشار آورده بود با بچه کوچیکی که توی بغلم بود(اون موقع یعنی 4 سال پیشاز اومدن بچه های زیر 5 سال جلوگیری نمی کردن) از اومدنم منصرف شده بودم و دائم غر می زدم . ولی همسرم تاکید داشت حتما بمونیم و من معنی حرف ها و اصرارش را نمی فهمیدم.

28
6
5
پاسخ به نظر فاطمه میرکی جمعه، 21 مهر 1391

ادامه:
.هر جوری بود صف رو پشت سر گذاشته و به محل اجرا رسیدیم.از دیدن صحنه های کنرم و روبرو م شکه شده بودم. آخه دکور اون رو نمی شد تشخیص داد که مربوط به کدوم دورانه. از عصر ادم تا خاتم و تا دوران جنگ تحمیلی رو می شد توش دید.انگیزه م برای دیدن نمایش بیشتر شد. می خواستم ببینم این چه نمایشیه که اینقدر صحنه نمایشش وسیعه.. . .

29
9
5
پاسخ به نظر فاطمه میرکی جمعه، 21 مهر 1391

ادامه:
بالاخره نمایش شروع شد.چیزی از نمایش نگذشته بود که حس کردم قلبم داره می لرزه. اشکم جاریه و دلم پر از شوق خداست. پر از عشق به شهادت و لبریز از ایمانی که روح نمایش در درونم خالی کرده بود. زیبا بود حسی که داشتم و قابل وصف نبود. اینقدر زیبا نمایش رو طراحی کرده بودند که توی اون دو ساعت من یک لحظه در حال حاضر نبود و در تمام تاریخ سیر کردم.سیری زیبل انگار که زمان نیزایستاده و تماشاگر است.باز از خدا ممنونم و از شما. خدا قوت.

30
9
4
پاسخ به نظر نعیمه شکوهی جمعه، 21 مهر 1391

یا حمید و بحق محمد یا عالی و بحق علی یا فاطر و بحق فاطمه یا محسن و بحق الحسن یا قدیم الاحسان بحق الحسین را پروردگار به حضرت آدم (ع) آموخت و این بود سفینه النجاه نوح (ع) و رمز پیروزی دلاور مردان و رزمندگان سرزمین ایرانی در 8 سال دفاع مقدس که سند قیام و ظهور حضرت اباصالح المهدی (ع) است چیزی که در قلب شبهای آفتابی می تپد و محفل آن را ملکوتی و کبریایی می کند.

31
10
6
پاسخ به نظر نعیمه شکوهی جمعه، 21 مهر 1391

دعای من برای شما عزیزان سربازی در رکاب حضرت بقیه ا... و محشور شدن با ائمه اطهار است .
آفتابی و کربلایی باشید .

32
8
4
پاسخ به نظر علیرضا بهارلو جمعه، 21 مهر 1391

شب آفتابی نشان دهنده ی برتریه قدرت الهی در ادوار تاریخ بر شیطان رانده شده بود

33
13
4
پاسخ به نظر حیدری شنبه، 22 مهر 1391

شب که میشود ناخودآگاه به فکر فرو میروی فکرهایی پاره پاره از طول روز و همه چیزهای خوب و بد،این روال همه شبهاست مگر اینکه در میان تمام شبهای تکراری، یک شب آفتابی باشد تا بدانی از کجا آمده ایی ، چطور زندگی کردی، و چطور باید باشی.
دلم به اندازه وسعت تاریخ گرفته، خدای من نکند که از گمراهان باشم ....

34
11
5
پاسخ به نظر یداله دارستانی فراهانی شنبه، 22 مهر 1391

سلام
شب آفتابی تان به خیر...

واقعا زیبا بود
صحنه کربلا محشر بود....
محشر غم، محشر دگرگونی، محشر زیبائی ها، محشر دل اسیری ها...
دل اسیری به این دنیا، گرفتاری به این دنیا، اینکه حسین(ع) و اصحاب با وفایش آمدند بودند رفتند تا اسلام بماند و ما چه کرده ایم برای اسلام...

بنده بسیار ممنونم از برنامه فوق العاده زیبایتان، فوق العاده تاثیرگذار بود...
و یک صحنه قشنگ هم آن بود که رزمندگان ما در جبهه حق علیه باطل از حسین (ع) و معصومین (ع) مدد گرفتند تا پیروز شود...
موفق و پیروز باشید...

شب آفتابی تان بخیر...

35
11
7
پاسخ به نظر فرشته حاجی زاده شنبه، 22 مهر 1391

بار الها آنگاه که مرا افریدی به خود بالیدم ولی چرا اسیر وسوسه شیطان شدم نمیدانم ولی این وسوسه مرا یه سمتی کشاند که به زمین امدم ودیدم انچه را که نباید می دیدم ظلم و ستم و تباهی و حتی در مواردی ابله بودنم را به چشم دیدم ولی تو فرستادی فرستاده گانت را تا راهنماییم کنند ولی باز نپذیرفتم و این چرخه ادامه پیدا کرد تا رسید به ختم المرسلین ، خاتم پیامبران ، آری او پیامبر صلح و دوستی بود او محمد پیامبر مهربانی ها بود ولی چرا آدم های زمانش نفهمیدند نمیدانم چرا از فرصت هایشان استفاده نکردند و غم انگیز ترین و بدترین کار ها را با خاندانش انجام دادند آری آنها اصلا بویی از صلح و دوستی و مهربانی نبرده بودند و از محمد یاد نگرفته بودند و زمان گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به آدم های زمان ما آنها که بعد از قرن ها هنوز بوی چادر خاکی فاطمه و پشتیبانی از ولایت را فراموش نکرده بودند رفتند ا از کشوری محافظت کنند که بوی حسین میداد و الان هم میدهد آری درست است همه چیز ما از حسین و فاطمه است و امیدواریم که برسد به حسین زمان ما و سربلند بیرون آییم .....الهی امین

36
20
7
پاسخ به نظر امیر شنبه، 22 مهر 1391

السلام علیک یا صاحب الزمان

37
7
4
پاسخ به نظر مرضیه نصیری شنبه، 22 مهر 1391

سلام خسته نباشید به عوامل سازننده برنامه شب آفتابی. برنامه قشنگی ارائه کردین به تماشاگران. باعث شدین که به یاد بیاریم که ریشه در کجا داریم و چه حامیانی برامون خداوند در نظر گرفته که کافیه باور واعتقاد و ایمان بهش داشته باشیم تا حس بودنشو در کنارمون به یاد بیاریم.
این همه زحمت کشیدین ولی عوامل سازننده رو کسی نشناخت.در ضمن سرعت عمل بالائی داشتین وهمچنین هماهنگی قشنگی یا علی مدد تا ابد.

38
6
3
پاسخ به نظر عباس بیکدلی شنبه، 22 مهر 1391

سلام
من و خانواده ام شبی بیاد ماندنی رو در شب آفتابی گذروندیم پسر 11 ساله ام گفت بهترین شب عمرم بود و دختر 12 ساله ام مجذوب این همه هنر نمایی شما
من با برنامه شما از طریق دیدن فیلم چند سال قبل آشنا بودم و فکر میکنم تنها یک اندیشه مهدوی میتونه اینچنین اثری رو خلق کنه خدا اجرتون بده
انشاالله مورد نظر آقا امام زمان (عج) قرار بگیرید
من مشتقاقم که دباره ببینم خیلی...

39
6
4
پاسخ به نظر علیرضاقشقایی شنبه، 22 مهر 1391

بسیارعالی وحرفه ای کارشده بود وزحمات کلیه عوامل تولید کاملاازعظمت اجرای نمایش مشخص می شد کلیه بخشهای نمایش وجلوه های ویژه وموسیقی وبازیگران وهنروران کم نظیر ودرمواردی بی نظیر بود وبخصوص بخش مربوط به بعدازرحلت رسول اکرم وهجوم به بیت مولا واسیب رساندن به بی بی دوعالم که برای اولین بارعلت سکوت امیرالمومنین بدرستی برایم ترسیم ومشخص شدا خداوند به تمام دست اندرکاران این نمایش (البته بسیار فراترازیک نمایش)اجراخروی ودنیوی عنایت بفرماید ومن الله توفیق

40
4
3
پاسخ به نظر نسترن قشقایی شنبه، 22 مهر 1391

بسیارزیباودرعین حال بامفهوم وتفکربرانگیزبود.زحمات زیادی کشیده بودید اجرتان محفوظ درگاه الهی باد

41
3
3
پاسخ به نظر بابک فرج الهی شنبه، 22 مهر 1391

برنامه ای فوق العاده زیبا .تلفیقی ازتعزیه و تئاتر به همراه جلوه های نوری وصوتی زیبا که خاطره ای بیاد ماندنی از این شب بجا می گذارد بعلاوه محیطی پاک وعرفانی که لحظه های شادی و غم را همزمان تداعی میکند.

42
6
4
پاسخ به نظر عباس بیکدلی شنبه، 22 مهر 1391

سلام مجدد
دیشب من مهمونتون بودم برنامتون عالی بود نمیخوام اشکال بگیرم ولی از باب سوال بیان میکنم قضیه طوفان نوح (ع)بعد از ماجرای حضرت ابراهیم(ع) به نمایش در آمد برناه این ترتیب رو داشت یا سهوی صورت گرفت ؟

43
4
2
پاسخ به نظر محدثه نوروزی شنبه، 22 مهر 1391

امشب دل انگیزترین افتاب زندگیم را لمس کردم...
تو نور این افتاب اولین باری بود ک احساس کردم شاید کمی از صحنه های جنگ رو از نزدیک لمس میکنم
وقتی خمپاره ها و توپ ها شلیک میشدن و گرمای سوزنده شون ذره ای صورتم رو گرم میکرد ب یاد دل نوشته ها و خاطرات روزانه ی داییم می افتادم ک ی جا نوشته بود دیشب تو عملیات از شدت صدای بلند خمپاره یکی دوستام جفت گوشهایش از جا کنده شده بودند خیلی ها سوخته بودند....
خلاصه امشب دلمان را ابپاشی کردیم برای روییدن دوباره ی تمام چیزهایی ک در این شلوغی شهر عمریست گم کرده ایم
و من الله توفیق

44
4
2
پاسخ به نظر علی کامرانی شنبه، 22 مهر 1391

سلام ای آفتاب حسن و زیبایی در ظلمات جهل و نادانی
سلام ای آقای خوبیها
الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.
شیطان که از درگاهی الهی رانده گشت ظلمات و تاریکی را با خود به ارمغان آورد تا هر که از زمینیان پیرو او شد در ظلمات جهل و نادانی و گمراهی فرو رود و زمین چون شبی تاریک به گرد خور بچرخد و در این حین خداوند وجود آفتاب گونه انسانهای پاک و مطهری را بنا نهاد تا دلهای زمینیان را به سوی نور مطلق ( الله نور السماوات و الارض) رهنمون سازند و نه تنها انسانها را از تاریکی نجات دهند بلکه آنها را مصداق ستارگانی کنند که راه را می نمایانند.
و شاید شب آفتابی روایت ظلمات وتاریکی زمین و طلعلع نور آفتاب هدایت است که از خلقت آدم علیه السلام تا اکنون و تا ظهور منجی عالم و او که با ظهورش جهان یکسر نور و روشنایی خواهد شد را به تصویر می کشد.
شاید با تماشای شب آفتابی زنگار غفلت از دلهایمان برچیده شود و ما از ایمان آورندگان و کسانی باشیم که خداوند ما را خود از ظلمت به سوی نور هدایت کند.

45
10
5
پاسخ به نظر علی مرادی پور شنبه، 22 مهر 1391

سلام ، من قبلا شب آفتابی رادیده بودم ودوست داشتم که بقیه هم تجربه کنند و امسال چهارده نفر از بستگان را ثبت نام کرده وبه آنجا بردم و بعد از اتمام شب آفتابی حال وهوایی آنها دیدن داشت ، که اینهاهمه ازبابت زحمات گروهی با ایمان بود. عاقبت همه شماها بخیر ، انشاالله سال دیگر در کنار حضرت مهدی (عج) بیننده آن باشیم. یاعلی

46
4
2
پاسخ به نظر حسین نوعی شنبه، 22 مهر 1391

در طول اسن سال ها پای صحبت های بزرگان از تاریخ شنیده و در داستان ها ئنبال کرده بودم ولی یا دیدن این تاتر خودم را در بین این لحظات تاریخی قرار دادم ، دیدم مظلومیت ائمه را و خودم را برای رویارویی با کفر سنجیدم انشاا... که خدا خیر کثیرتان بدهد

47
4
2
پاسخ به نظر احمدیاوریان شنبه، 22 مهر 1391

شب آفتابی،شبی پرازفرازوفرود،شبی که واقعادرون تیره من رو روشن وآفتابی کرد،شبی که ظلمات تاریخ روباآفتاب حقایق آفتابی وروشن میکنه>... ماهمگی منتظرآفتاب واقعی هستیم وتحویل حکومت اسلامی ازحضرت آقا به ایشون>انشاالله

48
3
2
پاسخ به نظر حمیدرضا شنبه، 22 مهر 1391

در زمانی که دشمنان داخلی و دوستان نامرد داخلی به توهین و تمسخر دین و میهن می‌پردازند "شب آفتابی" همچون نسیمی خنک در بیابانی سوزان است. بنده دانشجوی هنر هستم، در کار هنر وسواس و البته سخت گیر هم هستم. شب آفتابی با این وسعت و بازیگران کم تجربه کاری فوق العاده از نظر بنده هست. تلفیق موسیقی و افکت‌های صوتی واقعا در حد عالی بودن.
فقط تقاضایی که دارم فیلم این نمایش را حالا رایگان و حتی شده برای فروش توزیع نمایید.
یا علی مدد

49
4
2
پاسخ به نظر فائزه فاطمی شنبه، 22 مهر 1391

انسان یعنی فراموشی شب آفتابی یعنی به یادآوردن ...
فقط یه چیزی! من فک می کردم اول حضرت نوح بوده بعد حضرت ابراهیم!!

50
10
3
پاسخ به نظر علی مرادی پور يکشنبه، 23 مهر 1391
در پاسخ به 184امیر

حضرت امام رضا(ع) می فرمایند:
چون ماه محرم فرا میرسید ، پدرم دیگر خندان دیده نمی شدند واز روز اول تا دهم روز به روز غم و اندوهشان زیادتر میشد وروز عاشورا ؛ روز اوج مصیبت واندوه وگریه ایشان بود وپیوسته می فرمودند: امروز روزی است که حسین(ع) کشته شد(وسایل الشیعه) - سلام ، خسته نباشید ، عاقبت همه شما بخیر انشاالله. یاعلی

51
3
3
پاسخ به نظر سمیه صادقی يکشنبه، 23 مهر 1391

با سلام و احترام، به همه کسانی که در اجرای این نمایش عظیم نقش داشتند واقعا خسته نباشید میگم. این نمایش به قدری زنده و واقعی بود که انگار ما هم در تمام آن صحنه‌ ها و برشهای تاریخی حضور داشتیم و از نزدیک وقایع رو حس می‌کردیم.
تاثیر گذارترین بخش این برنامه قسمت مربوط به آتش زدن خانه حضرت زهرا (س) و واقعه کربلا بود که مظلومیت این معصومین را بخوبی می‌شد حس کرد و دید.
واقعا از شما ممنونم و آرزوی توفیق و عاقبت بخیری براتون می‌کنم.

52
4
2
پاسخ به نظر معصومه فاضلی يکشنبه، 23 مهر 1391

با سلام و خدا قوت
من ماه مبارم رمضان دو سال پیش اجرای این برنامه را دیدم نه یکبار بلکه سه بار و هر دفعه گویی بار اول است نمی دانم چرا . شاید، شاید که نه حتما دیدن اعتقادات قلبی ات،دیدن صحنه های زنده دینت ، دیدن دلیل اشک های مادرت در محرم ، دیدن دلیل چشمهای سرخ پدرت در سحرهای شب های قدر ، دیدن دلیل شوق مادربزرگت برای یاد گرفتن قرآن با آن چشمهای ضعیفش و رفتن پدربزرگت به مسجد با آن قدمهای آهسته و قدخمیده و دیدن پاسخ هرآنچه سوالی بود در ذهنم از کودکی تا به الان ، از روزهایی که در دل ایمان داشتم و نداشتم و از هر آنچه که می پنداشتم راست است یا دروغ.
و امسال اگر عمری باقی باشد باز هم خواهم آمد با همان شوق بار اول شاید هم بیشتر. انشا ا...

53
7
3
پاسخ به نظر محمد يکشنبه، 23 مهر 1391

بعید میدونم تا آخر عمرم(البته اگه آلزایمر نگیرم) شب آفتابی یادم بره!!!!!!!!!

54
4
2
پاسخ به نظر حسن امکانی يکشنبه، 23 مهر 1391

باید با افتخار به این موضوع اعتراف کرد که یکی از زیباترین روزهای عمرمان در شبی که تئاتر شب آفتابی را دیدیم رقمخورد و من به شخصه شبی که این تئاتر رادیدم از یاد نخواهم برد!
توصیه من به تمامی مردم این است که حتما برای دیدن این نمایش زیبا به محل نمایش آن بروند و این نمایش را از دست ندهند... مطمئنا از خاطره انگیزترین روزهای عمرشان خواهد شد

55
8
3
پاسخ به نظر نمازی يکشنبه، 23 مهر 1391

باتشکر ویژه از شما زحمت کشان و اجرتان با خانم فاظمه الزهرا مادر بزرگوار امام عصر(عج) خیلی زحمت کشیدد و آنچه ندیده بودیم به عینه دیدیم اجرتان با ائمه اطهار با تشکر.

56
11
3
پاسخ به نظر حسن يکشنبه، 23 مهر 1391

به نام خدا
باسلام
بابت اجرای شب آفتابی از شما ممنونم
به نظر من شب آفتابی یک نمایش نبود بلکه واقعه ای برای نشان دادن واقعه های عظیم و مقدس در طول تاریخ بشریت بود
اجرکم عندالله

57
6
8
پاسخ به نظر امیر حمزه مهدیان يکشنبه، 23 مهر 1391

تا حالا جایی نرفته بودم که روضه بزارن بعدش شتم ندن
شوخی کردم اجرکم عند الله
یا علی

58
21
8
پاسخ به نظر فاطمه یاری دوشنبه، 24 مهر 1391

با سلام به تمام کسانی که شب آفتابی را با چشم دل حس کردند .
با دیدن این برنامه فقط باید یادمان باشد که حرفی نزنیم که دلی بلرزد
یادمان باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنیم مبادا دلش بشکند
یادمان باشد از آسمان درس پاک زیستن را بیاموزیم
یادمان باشد جواب کینه را با کمتر از مهر ندهیم
یادمان باشد روزگار خوش است و تنها دل ما نیست
یادمان باشد خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را
یادمان باشد ..........
با تشکر فراوان از زحمات تک تک شما

59
4
2
پاسخ به نظر حسن آقا محمدی ثمرین دوشنبه، 24 مهر 1391

با سلام خسته نباشید خدمت همه زحمت کشان برنامه بنده 2سال پیش برنامه شب آفتابی رابه صورت اتفاقی دیدم و شیفته این برنامه شدم وخیلی پیگیر این بودم بتوانم دو باره برنامه را ببینم که باخبر شدم برنامه در استانها برگذار میشود با مراجعه به سایت توانستم به آرزوی خود برسم تورو به خدا تبلیغات برنامه را گسترش دهید دست همه عزیزان را می بو سم والتماس دعا

60
4
1
پاسخ به نظر علی کامرانی دوشنبه، 24 مهر 1391

سلام ای آفتاب حسن و زیبایی در ظلمات جهل و نادانی
سلام ای آقای خوبیها
الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.
شیطان که از درگاهی الهی رانده گشت ظلمات و تاریکی را با خود به ارمغان آورد تا هر که از زمینیان پیرو او شد در ظلمات جهل و نادانی و گمراهی فرو رود و زمین چون شبی تاریک به گرد خود بچرخد و در این حین خداوند وجود آفتاب گونه انسانهای پاک و مطهری را بنا نهاد تا دلهای زمینیان را به سوی نور مطلق ( الله نور السماوات و الارض) رهنمون سازند و نه تنها انسانها را از تاریکی نجات دهند بلکه آنها را مصداق جمله امام راحل کنند که فرمود: شهدا شمع محفل بشریتند.
و شاید شب آفتابی روایت ظلمات وتاریکی زمین و طلعلع نور آفتاب هدایت است که از خلقت آدم علیه السلام تا اکنون و تا ظهور منجی عالم و او که با ظهورش جهان یکسر نور و روشنایی خواهد شد را به تصویر می کشد.
شاید با تماشای شب آفتابی زنگار غفلت از دلهایمان برچیده شود و ما از ایمان آورندگان و کسانی باشیم که خداوند ما را خود از ظلمت به سوی نور هدایت کند.

61
6
1
پاسخ به نظر وحید نادری دوشنبه، 24 مهر 1391

شب آفتابی بهترین وسیله برای انتقال باورهای اسلام ناب محمدی به مخاطبان است.برنامه ای مفید،مستند،ابتکاری و در یک کلام دوست داشتنی.
از زحمات دست اندر کاران تشکر میکنم.
جزاکم الله خیراً

62
7
2
پاسخ به نظر حسین دوشنبه، 24 مهر 1391

افتابی ترین شب تقدیم به شب افتابی

63
4
1
پاسخ به نظر افسر مسعودیان دوشنبه، 24 مهر 1391

هفته گذشته به دیدن نمایش شب آفتابی در تهران رفتم. بسیار مجموعه جالب و دیدنی بود. از به وجود آمدن انسان بر روی کره خاکی تا جنگ تحمیلی را به تصویر کشیده بودند.
ثانیه ای لبهایمان به خنده باز میشد و دقیقه ای بعد اشک در چشمها حلقه میزد، بدون آنکه بدانی چقدر خندیدی، یا چند قطره اشک از چشمانت سرازیر شده همچنان محو تماشا بودی. آن زمان که آدم از میوه ممنوع خورد و از بهشت رانده شد، آن زمان که فرزند آدم دستش به خون آلوده شد، آن زمان که کودکی تازه به دنیا آمده از مادرش (مریم) دفاع میکند، آن زمان که به خاطر نام محمد«ص» خونها بر زمین میریزد، آن زمان که خون علی محراب را گلگون میکند، آن زمان که بر پیکر بی سر حسین می تازند، آن زمان که فرزندان ایران زمین بر روی خاک در خون خود می غلطند تازه از خود می پرسی کجای این دنیا هستی، چقدر میدانی...؟! من که در جواب این سوال باید بگم: (نقطه زیر صفر).
موفق باشید

64
3
1
پاسخ به نظر امیر بیجنوند سه‌شنبه، 25 مهر 1391

حقییت سانیت حقیقت شیعه , و دشمنی دیرینه شیطان با انسان که باعث شد بهترین دین خدا و کامل ترین آن با وسوسه هی شیطان دچار انشعاب شد . و دشمنی دیرینه شیطان به پرستش خود منتهی می شود برای حمله به اسلام عزیز هرروز برنامه جدیدی دارند . و به امید ظهور امام زمان (عج) سه صلوات فاطمه

65
4
1
پاسخ به نظر سمیه سه‌شنبه، 25 مهر 1391

سلام واقعا خسته نباشید کار بسیار بزرگ و پر زحمتی انجام دادید خیلی زیبا و منظم بود ولی ای کاش از امامانمون فقط به صحنه شهادت بسنده نمیکردین .این برنامه بهترین نمایشی بود که تا به حال دیده بودم

66
3
1
پاسخ به نظر خواجوی سه‌شنبه، 25 مهر 1391

یا صاحب الزمان اگربا امدن افتاب بیدار شویم نمازمان قضا شده است !!

ما را پیش از طلوعت بیدار کن.
به نام خدا
باسلام
بابت اجرای شب آفتابی از شما ممنونم
شب آفتابی فقط یک نمایش نبود بلکه واقعه ای برای نشان دادن واقعه های عظیم و مقدس در طول تاریخ بشریت بود.
اجرکم عندالله...موفق وپیروز باشید.
یا مهــــــدی ادرکـنـــــــــی

زیر چادر حمایت خانم فاطمه زهرا (ع)

67
6
1
پاسخ به نظر راحله سادات طیبی سه‌شنبه، 25 مهر 1391

خدایا...

خواستـــی کـــه باشـــم !

در ایــن بودنهـــای ناپیـــدا

در ایــن نــاپیـــداهای تلــخ

هستـــم !

خداوندا....!

خستــه ام !

خستــه تــر از بهانــه هــای همیشـــگی

چشمانـــم بــرای اشکـــ هــای دوبــاره تکــراری شده انــد

دستــان ملتمســـم را پذیـــرا بــاش

کــه جـــز بــر آسمــان امیــدی نیستـــ

الهی .. !

تــو با من نباشی تنهاترین

تنهـایم !

68
5
1
پاسخ به نظر ریحانه محمدزاده سه‌شنبه، 25 مهر 1391

بسم رب المهدی
من به پهنای غم مولایم وبه پهنای دل خون شده اش خانه ی غرق به آتش شده زهراس رامینگرم
من به تعدادتمام زخم هاوبه تعدادتمام غم هاغم غربت هم اسارت هم تمام بی کسی زینب رابه دوچشمم دیدم
باتشکرفراوان ازدست اندکاران برنامه زیباوجذاب شب آفتابی که من رابرای بارسوم به این مجلس کشاندیادم هست اولین باری که آمدم ماه رمضان بود آن قدربهم چسبیدکه برای همه تعریف میکردم ولی کاش بخشی که میان برنامه هابه صورت نمایشی ازابزارآلات موسیقی استفاده میشدحذف شودکه واقعامجلس اهل بیت پسندبشودومامثل سال هاقبل شاهدروضه ی تصویریه غم غربت اهل بیت باشیم
باتشکرفراوان

69
8
1
پاسخ به نظر عاطفه حافظ فرقان سه‌شنبه، 25 مهر 1391

مدتهاست که شیطان فریاد میزند: آدم پیدا کنید ... سجده خواهم کرد ...
این جمله رو بارها شنیده بودم، اما تازه درکش کردم!!!
ممنون ازاینکه واقعیت هایی که به راحتی قابل حس نبودن رو، به این زیبایی به تصویر کشیدید.
نمره ی شما:20

70
7
2
پاسخ به نظر زهرا سعیدیان چهارشنبه، 26 مهر 1391

واقعا زحمت کشیده بودید و همه چیز از برخورد پرسنل تا نمایش عالی بود.اجرتون با امام زمان

71
5
2
پاسخ به نظر امیر بیجنوند چهارشنبه، 26 مهر 1391

محشر ترس دلهر ه فقط با یک نام آرم می گیرد السلام علیک یا صاحب الزمان

72
3
1
پاسخ به نظر علی یاری چهارشنبه، 26 مهر 1391

با عرض سلام و خسته نباشید و تشکر از زحمات فراوانتان
برنامه خیلی زیبایی را اجرا کردید فقط چند مورد بود که اگر رعایت میشد بهتر بود:
1- اگر به صحنه های واقعه عاشورا زمان بیشتری تعلق میگرفت بهتر بود
2- اگر به تظاهرات و شکنجه های دوران انقلاب هم اشاره میشد بهتر بود
3- به نظر بنده بهتر بود در آخر برنامه زمانی که اشاره به ظهور امام زمان(عج) دارد با یکی ار اشعاری که در مورد ظهور ایشان سروده شده همراه بود بهتر بود مثلاً: رسد روزی سواری به دستش ذوالفقار...
درضمن کار اجرای موسیقی در کنار سن کار بسیار جالبی بود تا مثل اجراهای سالهای قبل بینندگان در هنگام تغییر دکوراسیون حواسشان پرت نشود و ایجاد سر و صدا کنند.
نحوه ورود به سالن نمایش هم خیلی بهتر از گذشته بود.
اجرای مولودی عید غدیر یکی از بهترین صحنه های این نمایش بود.
در آخر جا دارد به کلیه دست اندر کاران این برنامه قشنگ خسته نباشید بگویم و از اجرای خوب و سرعت عمل بالای آنها تشکر نمایم امیدوارم همه کسانیکه برای اجرای این برنامه زحمت کشیده اند به اجر الهی برسند

73
4
1
پاسخ به نظر رحمان کرمی چهارشنبه، 26 مهر 1391

وقتی که از سوله اومدم بیرون دلم بدجوری برای حضرت زهرا و امام حسین تنگ شده بود کاشکی میشد یه بار دیگه برم

74
2
1
پاسخ به نظر امیر مهدی رضلئی چهارشنبه، 26 مهر 1391

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام تلاشگران شب آفتابی من تا به حال 3بار برنامه را دیدم و واقعا لذت بردم امیدوارم در سال های آینده هم این برنامه با همان کیفیت اجرا شود.خداحافظ

75
5
1
پاسخ به نظر زهرا عسگری چهارشنبه، 26 مهر 1391

خیلی ممنونم از برنامه ی زیبای شما و خیلی عالی بود و هیچ وقت این برنامه را از یاد نمی برم

76
4
1
پاسخ به نظر محمد محمدی چهارشنبه، 26 مهر 1391

سلام خسته نباشید واقعا در درخشش روزها چراغ راه بودن همتی بزرگ نیست هنر ان است که در سیاهی شبها افتاب شب هم باشیم

77
3
2
پاسخ به نظر امیرحسین مرادی گنجه چهارشنبه، 26 مهر 1391

حقیقت وجودهرانسانی گرایش به تجربه دارد.
و...تجربه همان نقاشی ثانیه ثانیه لحظه هاست...
این نمایش به نظر من نقاشی فوق العاده لحظات بندگی بود...از ذبیح ابراهیم تا ذبیح حسین ...
ازبی سلیقگی جعده تا بی بصیرتی ‍پسرملجم...
ازدرب نیم سوخته تاجگرسوخته...
ازحیای مریم تا بی حیایی جعده...
وخلاصه فاصله بندگی تاشرمندگی یک سجده هست...
والله لایضیع اجرالمحسنین

78
4
1
پاسخ به نظر رضا هاشم زاده چهارشنبه، 26 مهر 1391

باعرض سلام وخسته نباشیدخدمت تمام زحمت کشان برنامه شب افتابی.
من تا بحال هیچ برنامه ای بهتر از این برنامه ندیده بودم.
درتماشای این برنامه احساس می کردم که خودم در تمام دوره ها{از خلقت حضرت ادم تاپیروزی انقلاب}حضورداشته ام.

وفهمیدم که دین اسلام چه قدربه زحمت به دست ما رسیده است.
به تمام همشهریان توصیه می کنم که اگر میخواهند حقیقت انسان را درک کنند حتماًحتماًدراین برنامه شرکت کنند.

79
1
1
پاسخ به نظر علی نصیری پنجشنبه، 27 مهر 1391

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی عزیزان دست اندرکار این کار هنری بزرگ.
شب آفتابی نمایش عظیمی است که با ترکیب منظم و دقیق نور و صدا و موسیقی و مداحی و شعر، تماشاگر را گرچه برای ساعاتی محدود به به عرصه ای معنوی می کشاند و معرفت ناب را تقدیمش می کند.
حق یارتان

80
3
2
پاسخ به نظر مهدی سلیمانی پنجشنبه، 27 مهر 1391

میشنوم صدای پاتو رو دلم قدم میذاری . . .

81
1
1
پاسخ به نظر حسینی پنجشنبه، 27 مهر 1391

با سلام و خسته نباشید خدمت همه عوامل و دست اندرکاران شب آفتابی .به همراه خانواده (همسر و 2 دخترم )برنامه را دیدیم واقعاٌ لذت بردیم .خدا قوت . متولیان فرهنگ یاد بگیرند که چگونه بی ادعا میتوان کار کرد.نه سوپر استاری و نه ... یه مشت جوان بی ادعا.دعوت کنید از کسائی که باورشون نمیشه در این مملکت کار فرهنگی کرد که در اون بی فرهنگی نباشه.میشه برای خدا کار کرد و در ظلمت و سیاهی شب آفتابی بود و درخشید.دمتون گرم

82
8
2
پاسخ به نظر محمد پنجشنبه، 27 مهر 1391

سلام علی ال یاسین
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته
سلام بر مهدی (عج)منتقم فاطمه (س)
سلام بر غربتش و وای بر ما جا ماندگان از راهش
و
اللهم خص انت اول ظالم باللعن منی و ابدا به اولاثم العن الثانی و الثالث والرابع اللهم العن یزید خامسا والعن عبید الله بن زیاد وابن مرجانه و عمر ابن سعد وشمرا و ال ابی سفیان و ال زیاد وال مروان الی یوم القیامه

83
4
3
پاسخ به نظر مهدی سلیمانی پنجشنبه، 27 مهر 1391

خار وخاشاک تن ما سد راه جان ماست /عشق کو تا آتش زند بر خاکو برخاشاک ما

84
2
3
پاسخ به نظر مصطفی عسگری پنجشنبه، 27 مهر 1391

ممنونم که یک نمایش قشنگ درباره ی انقلاب اسلامی اجرا کردید و علاوه بر آن فهمیدم که دین اسلام با سختی به دست آمده است و دل های ما با نام السلام علیک یا صاحب الزمان آرام می گردد.باتشکر

85
2
1
پاسخ به نظر لیلا رستگار پنجشنبه، 27 مهر 1391

شب هنگام وقتی ستارگان چشم هایشان را رو به زمین گشودند شب آفتابی آغاز شد!شبی بس نورانی!
ازلحظه ای که چشمان زمینیم به وجود آسمانی این شب افتاد بر وجودم این جمله نقش بست...
« الیس الله بکاف عبده »

86
3
2
پاسخ به نظر ندا ماهوش پنجشنبه، 27 مهر 1391

وقتی صدای انفجار اووومد.. بلافاصله به آغوش دوستم رفتم و جیغ کشیدم واقعا برای یه لحظه حس کردم که وسط میدان جنگم....اون موقع بود که به خودم گفتم اگه واقعا من تو اون دوران بودم آیا به جنگ می رفتم یا آدم ترسویی می شدم....اونجا بود که فهمیدم شهیدان واقعا مرد بودن و هر لحظه قابل ستایشند....با اومدن امام تو میدان جنگ حس خوبی بهم دست داد...به خودم گفتم اگه اون زمان نبودم ولی الان که هستم و میتونم یکی از یارای امام زمان(عج) باشم.
واقعا نمایشی زیبا و به یاد ماندنی بود اجرتون با امام

87
1
1
پاسخ به نظر سجاد خاکپور پنجشنبه، 27 مهر 1391

دیشب این برنامه را به اتفاق پدر و مادرم دیدم البته سالهای قبل نیز این نمایش رو دیده بودم . نمایش بسیار زیبا ، معنوی بود که با سرگذشت پیامبران الهی وامامان معصوم عجین بود . فقط یک انتقادی داشتم وآن اینکه این برنامه چون به نوعی مذهبی واسلامی محسوب می شود ، بعضاً مشاهده می شود که خانمها ودختران با پوشش غیر اسلامی ومبتذل در این مراسم حضور داشتند که این امر با محتوای نمایش مغایر است لذا از دست اندرکاران وپرسنل انتظامات وهمچنین مجری برنامه که در ابتدای نمایش مطالبی را عنوان می نمود ، تذکراتی را با آنها بدهند . ونکته دیگر اینکه در بعضی از صحنه ها به جای سوت وکف ، حضار توجیه شوند که صلوات بفرستند در شان این برنامه خواهد بود . باتشکر از همه دست اندکاران بویژه کارگردان بسیجی ورزمنده برادر عزیز بهزاد پور .

88
2
1
پاسخ به نظر سعید آجرلو پنجشنبه، 27 مهر 1391

شب ها آرامشی دارند بسی فراموش نشدنی.
آفتاب شب سرمای سرد را به گرمای گرم بدل می کند.
شبی را که آفتابش باشد، آن شب بر قله آرامش و روشنی و زیبایی صعود کرده است.
نور این آفتاب تابشی دارد برای کتاب پیامبران و بازتابشی برای چشمان تو.
آدم تا خاتم علیهم السلام را یک شبه می بینی، که آفتاب زیبایی شان شب را با آرامش به صبح می رساندت!
تو می مانی و کیسه ای پر از معرفت و حقیقت، که با چشمان خودت و در نهایت نزدیکی آنها را جمع کرده ای.
باشد که این کیسه ات، چشمه نوری باشد برای طریق انسانیت من و تو...


با تشکر از زحمات گرانقدر همه شما.

89
4
1
پاسخ به نظر الناز ابادی پنجشنبه، 27 مهر 1391

خداخیرتون بده . ارامش پیدا کردم با دیدن این شب افتابی که از هرچی شب و افتاب قشنگتربود. اللهم عجل لولیک الفرج.

90
2
1
پاسخ به نظر مهدی شهیدی پنجشنبه، 27 مهر 1391

این شب در 2جا آفتابی میشود جاهایی که خورشید میسوزد و می افتد جایی که آدم از بهشت رانده میشود و جایی که حضرت فاطمه به شهادت میرسد من تمام مدت نمایش به فکر این 2 بودم، کاملا لذت بخش

91
1
1
پاسخ به نظر م. ایوبی راد جمعه، 28 مهر 1391

سلامی آفتابی و گرم به اهالی شب آفتابی...
بر نیزه سر توست که گل کرده چو خورشید...
خدا قوت و اجرتان محفوظ...
یا سرخ ترین سوره قرآن مجید است؟؟

چیزی که برای من جالب بود حظور همزمان حق و باطل در تمام صحنه ها و لحظات بود...پس مائیم که می توانیم در آفتابی کردن شبمان گام برداریم و نقشی موثر داشته باشیم..
و نکته دیگر اینکه در همه لحظاتی که انسان ها دچار لغزش می شدند و فریب ابلیس را می خوردند درختی ظاهر می شد که نماد خط قرمری بود که خداوند در ابتدا آدم(ع) را از نزدیکی به آن منع کرد...پس در می یابیم که ما نیز ازآن درخت منع شدیم واین شیطان است که ما را به درخت ممنوعه فرا می خواند...
و لا تقربا هذه شجره فتکونا من الظالمین سروه مبارکه بقره آیه35


امید است در سایه قرآن و عمل به کلام الله تمام شب های ما آفتابی گردد و صاحب اصلی و ولی نعمت مان طلوع کنند...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

92
2
1
پاسخ به نظر وحیدرضا خلیلی جمعه، 28 مهر 1391

ألا یا أهل العالم قد ظهر مهدی آل محمّد(ع) فاتبعوه


امشب چقدر هوا آفتابی است

93
1
1
پاسخ به نظر سعید جمعه، 28 مهر 1391

زندگی در همراهی شیطان بی شک زندگی در شب و تاریکی است. همه تلاش ائمه و پیامبران از ازل راهیی انسان از شب و هدایت آن به سمت آفتاب و روشنایی بوده است.قران و ولایت فقیه همان آفتابی هستند که ما را از شب و تاریکی دور می کنند. به امید طلوع آفتاب عالم مهدی موعود (عج) و پیروزی مسلمانان و راهیی همه جهانیان از شب و ظلمات...
شب آفتابی 1 نمایش فوق العاده است .. از همه عوامل سپاسگذاری می کنم.

94
16
4
پاسخ به نظر نسلی شاه باشبو جمعه، 28 مهر 1391

سلام من نسلی شاه هستم از کشور ترکیه
چند سالی است که مسلمان شده ام و برای ممنوعیت حجاب در ترکیه برای درس خواندن به ایران آمدم. پدرم مسیحی و مادرم لاییک بود. با اینکه سالهاست مسلمانم اما خیلی از مسائل برای من روشن نبود. هرگز حاضر نبودم قبول کنم که به امامان شیعه تا این حد ظلم شده است. اما وقتی در شب آفتابی شرکت کردم و در زمان سفر کردم تازه فهمیدم که چقدر خداوند رحمن و رحیم است با اینکه با تمام فرستادگانش اینگونه ظلم شده اما باز هم بندگان محبوبش را فدای هدایت انسانها کرده است.
از اینکه راه هدایت هر چه بیشتر را برای من فراهم نمودید از تک تک افراد حاضر و غائب شب آفتابی سپاسگذارم.

95
4
1
پاسخ به نظر اکرم زرگریان جمعه، 28 مهر 1391

با عرض سلام و خسته نباشید
از دیدن نمایش بسیار لذت بردم حس میکنم خودم به عمق تاریخ سفر کردم کارتون خیلی عالی و جالب بود از بازیگران و دست اندر کاران بسیار متشکرم و امید وارم خداوند سلامتی و عمر با عزت به شما وخوانواده محترمتان عنایت فرماید

96
8
3
پاسخ به نظر محسن کاشف جمعه، 28 مهر 1391

عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

97
8
11
پاسخ به نظر نجمه کندی جمعه، 28 مهر 1391

مسلم در کوفه مشغول تدارک سپاه حسین ع است تو چه می کنی؟ می مانی یا میروی؟
با توجه به تلاش و هزینه کلانی که برای این تئاتر معنوی داشتید متاسفانه با وجود اضافه کردن میان برنامه خارج از معنویت( مطربی، آلت موسیقی و اذان ریتمی )که ارتباطی با فضا ومحتوای تئاتر برقرار نمی کردکه هیچ بلکه نور معنویت را از فضای حاکم می گرفت خصوصاً در شب شهادت امام جواد ع و سوت و کف و موسیقی که فاجعه است و مطمئن باشیداین حرکت مردم را به آرامی و در سکون مخفیانه به ظلمت می کشاند و در ظاهر متوجه نخواهید شد خصوصاً آنهایی که نظر کاملاً عالی دارند بله این در تئاتر مدام اشک ها جاری می شود نور می دهد اما مطربی ها نابودش می کند... جای ذکر عظیم صلوات خالی بود .تلاشتان را خراب نکنید. صلوات

98
6
2
پاسخ به نظر مریم نعمت زاده جمعه، 28 مهر 1391

و چه زیباست بعد صد ها قرن، انسان ها هنوز پاکی افرادی را که بوده اند فراموش نمی کنند و اینگونه پاس میدارند همه ی پاکیشان را. چه غریبانه زیستند ائمه معصوم و مظلوم ما و کاش ما درمتن حادثه بودیم و به یاریشان میشتافدیم و فقط یک تماشاگر محض نبودیم.

99
5
2
پاسخ به نظر محسن جمعه، 28 مهر 1391

سلام علی آل طه و یاسین
همین که اندکی در هزاران به صورت نمایشی مادرم را غریب پشت در سوخته حس کردم ... کاش میشد جان داااااااااااااد

100
13
8
پاسخ به نظر سجاد درویشی جمعه، 28 مهر 1391

جبهه حق همواره پیروز خواهد ماند...

101
5
2
پاسخ به نظر مسعود بلوریان جمعه، 28 مهر 1391

سلام
در صحنه عاشورا داشتم میمردم دوست داشتم آیک قدم تا صحنه را جلو میرفتم و ............

102
8
2
پاسخ به نظر زهرا آیتی جمعه، 28 مهر 1391

شب آفتابی برای من برنامه ای بود که تا آخر عمر از یادم بیرون نمی رود .
عالی بود
اجرتون با خدا

103
4
2
پاسخ به نظر رضا باستانی نامقی جمعه، 28 مهر 1391

سلام
برنامه واقعاً خوبی بود، انصافاً چند بار توی طول نمایش غافل گیر شدم. به نظرم زیباترین صحنه، نمایش عید غدیر بود. صحنه های مربوط به کربلا و شهادت امام علی و امام حسن هم خیلی خوب طراحی شده بود؛ واقعاً منقلب شدم. در نهایت باید بگم روایت تازه و جذابی از اعتقادات ما بود. به نظرم ارزش این رو داره که چند باره دیگه هم اون رو ببینم.

104
3
1
پاسخ به نظر رضا باستانی نامقی جمعه، 28 مهر 1391

سلام
برنامه واقعاً خوبی بود، انصافاً چند بار توی طول نمایش غافل گیر شدم. به نظرم زیباترین صحنه، نمایش عید غدیر بود. صحنه های مربوط به کربلا و شهادت امام علی و امام حسن هم خیلی خوب طراحی شده بود؛ واقعاً منقلب شدم. در نهایت باید بگم روایت تازه و جذابی از اعتقادات ما بود. به نظرم ارزش این رو داره که چند باره دیگه هم اون رو ببینم.

105
2
2
پاسخ به نظر مهرداد جمعه، 28 مهر 1391

سلام برنامه خیلی خیلی خوب بود تو اون فضا ای کاش درباره رهبری امام خامنه ای هم نتایش اجرا می کردید و ابعاد شخصیتی این بزرگوار و فرمایشاتشان را شرح می دادید

106
2
1
پاسخ به نظر محمد دهقانی جمعه، 28 مهر 1391

شب آفتابی یعنی خورشید بر روی نیزه در شب تاریک در خرابه جلوی چشمان دختر 3 ساله

107
1
1
پاسخ به نظر فاطمه همدانی جمعه، 28 مهر 1391

خداقوت ای رزمنده های عرصه هنر که باسلاح هنر به جنگ شیطان میروید وخستگی ناپذیر ودلاورانه همچون بسیجیان دوران جنگ باتباهی ها وطاغوت فساد قرن میجنگیدومانع اهداف پلید سران استکبار جهانی میشوید .امشب شبی آفتابی بود چرا که من به لطف الهی دست دردست دخترنوجوانم اورا به سرزمین نور آوردم،آوردم تا خاطره ای شیرین از این شب در یادش بماند ،آوردم تا دوره ی کوتاهی از نوجوانی مرا وگذشته ی همکیشانش را ببیند.اورا آوردم تادروجود پاکش ،نقشی پاک حک گردد .نقشی از جنس ظهور وباخط نور.الهی آمین بحق امام شهدا ،تک تک شهدا وبحق ولی امر شهدا.

108
3
1
پاسخ به نظر نفیسه حیدریان شنبه، 29 مهر 1391

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای

و ابرها را تا چشمهایم پایین

عشق را در کجای دلم …..

پنهان کرده ای که :

هیچ دستی به آن نمیرسد !

109
2
1
پاسخ به نظر صادق احدی اردی شنبه، 29 مهر 1391

در یک جمله زیبا می توان این گونه بیان نمود که شب آفتابی تلفیقی از هنر ایرانی و آسمانی و بر گرفته از ذوق هنر سینمایی اصیل ایران زمین و افتخاری بزرگ به شیعه بودنمان را نشان داد
یکی از بی نظیر ترین و با شکوه ترین برنامه زنده دنیا را من در شب آفتابی دیدم واقعاً ممنونم فوق العاده بود.

110
3
1
پاسخ به نظر مهدی بیا... شنبه، 29 مهر 1391

من از پشت شب های بی خاطره …
من از پشت زندان غم آمدم …
من از آرزوهای دور و دراز
من از خواب چشمان نم آمدم …
من دیشب برای اولین بار از ته دلم و ناخواسته درودی بر لبانم جاری شد که بهترین درودها بود برای کسی که بود و جاهلیت رو از بین میبرد و کسی نبود جز پیشوایم محمد (ص) و برای کسی که می آید و جاهلیت را ریشه کن خواهد کرد و این درود در صحنه ی زنده به گور کردن دختران عرب بود که چشم و قلب مرا به درد آورد...

111
1
1
پاسخ به نظر مریم نقی شنبه، 29 مهر 1391

با سلام وخسته نباشید خدمت تمام دستاندرکاران محترم
کار بسسسسیار قشنگی بود واقعا زیبا بود و حیف که دست به قلم خوبی ندارم که بتوانم جملات زیبا که لیاقت این همه هنر را داشته باشه ارائه کنم .

112
1
1
پاسخ به نظر مصطفی حیدرزاده شنبه، 29 مهر 1391

دیشب شب رویای تو بود و تو نبودی . ای کاش تو بودی
دیشب همه جا پر شده بود از عطر شمیمت . ای کاش تو بودی .
به امید ظهور نور حق امام عصر مهدی فاطمه (عج )
خدا قوت .همیشه پیروز باشیدو سرب
لند

113
2
1
پاسخ به نظر میثم یعقوبی شنبه، 29 مهر 1391

شب آفتابی شبی بود که نورانیتی چشم نواز داشت .

شب بود اما از روز روشن تر !

روشنایی اهل دل تاریکی و ظلمات شب را ربوده بود و شب شده بود آفتابی .

آفتاب در اینجا درپاسی از شب طلوع میکند و اینجا طلوع که هیچ همه چیزش فرق میکند .

اینجا که آمدیم مدلش فرق میکند . . .

" به امید طلوع آخرین آفتاب هدایت "

114
1
1
پاسخ به نظر محمدرضا نیک خو شنبه، 29 مهر 1391

شب آفتابی
طلوع آفتاب ساعت 2 بامداد
فوق العاده بود
شبی که نه باید صبح شود و نه ابری و بارانی
هرشبتان آفتابی

115
1
1
پاسخ به نظر مرتضی کمری شنبه، 29 مهر 1391

چه دردناک است غربت نور در گذر تاریخ...
عبرت ها چه بسیارند و عبرت پذیرفتن ها چه اندک...

116
1
1
پاسخ به نظر حمید حقیقی شنبه، 29 مهر 1391

شب آفتابی؛ بیان حقایق تاریخ دنیا.هرآنچه که در دنیاست. و دنیا به همین کوتاهی ست. باید دانست که جبهه حق همواره پیروز بوده و در نهایت نیز دنیا و آخرت از آن اسلام و شیعیان است.
به امید ظهور سرور و صاحبمون ، که صد البته نزدیک است . . .

117
2
1
پاسخ به نظر فرامرز ادراکی شنبه، 29 مهر 1391

سلام خدمت تمامی دست اندر کاران شب آفتابی .تشکر ویژه از تمامی عوامل خصوصا بازیگرانی که باعث شدند در هر لحظه از نمایش ما خودمان را در آن زمان و مکان حس کنیم . بینظیر بود . شما هم بینظیرید . امیدوارم توسط این پیام برای برنامه های بعدی شب آفتابی دعوت شوم . ضمنا برای همگان تبلیغتان را می کنم

118
2
2
پاسخ به نظر نورعلی عالی نژاد شنبه، 29 مهر 1391

الهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

119
2
1
پاسخ به نظر مجتبی شنبه، 29 مهر 1391

شب افتابی افتاب دلم را روشن کرد..
با این نمایش معنای واقعی خورشید را درک کردم....
از همتون متشکرم...

120
5
1
پاسخ به نظر مریم نعمت زاده شنبه، 29 مهر 1391
در پاسخ به 498نجمه کندی

خانم عزیز من هم مثل شما علاقه وافری به ائمه دارم ولی این رو بدونید که در دین شیرین ما فقط گریه و زاری نبوده و حتی در عروسی بانوی دو عالم حضرت فاطمه نیز دف و کف زدن بوده است. این این افراد زحمت کش با این کار خود خواستند جامعه بیشتری از افراد را جذب کنند و این برنامه را صرفا به ناراحتی و گریه نپردازند.

121
6
1
پاسخ به نظر سجاد شیعه شنبه، 29 مهر 1391

اسماعیل که به قربانگاه رفت، یاد علی اکبر حسین (علیه السلام) بودم و منتظر کربلا
در سوخته و دستان بسته و جام زهر
و نهایتاً قتلگاه، روضه خواندند و همه را گریاندند
گریه ای که فریاد پشیمانی بنی آدم بود
یا صاحب الزمان ادرکنی

122
4
1
پاسخ به نظر سجاد شیعه علی صالح شنبه، 29 مهر 1391

اسماعیل که به قربانگاه رفت، یاد علی اکبر حسین (علیه السلام) بودم و منتظر کربلا
در سوخته و دستان بسته و جام زهر
و نهایتاً قتلگاه، روضه خواندند و همه را گریاندند
گریه ای که فریاد پشیمانی بنی آدم بود
یا صاحب الزمان ادرکنی

123
1
0
پاسخ به نظر وجیهه اسفلانی يکشنبه، 30 مهر 1391

باسلام وتحیات وعرض ارادات به خاطر هوش سرشار وابداع این نمایش عظیم .به اعنقاد من حضور عینی وملموس به عمق تاریخ کار نی نظیری است بیننده در طول دو ساعت نمایش به مبانی توحیدی ورود پیدا می کند واستمرار حق وباطل را به وضوع می بیند وسرانجام تحقق وعده الهی را به نظاره می نشیند که ندا سر میدهد من مهدی (عج)وعده داده شده هستم .به امید آن روز

124
0
0
پاسخ به نظر وجیهه اسفلانی يکشنبه، 30 مهر 1391

باسلام وتحیات وعرض ارادات به خاطر هوش سرشار وابداع این نمایش عظیم .به اعنقاد من حضور عینی وملموس به عمق تاریخ کار نی نظیری است بیننده در طول دو ساعت نمایش به مبانی توحیدی ورود پیدا می کند واستمرار حق وباطل را به وضوع می بیند وسرانجام تحقق وعده الهی را به نظاره می نشیند که ندا سر میدهد من مهدی (عج)وعده داده شده هستم. به امید ان روز

125
3
1
پاسخ به نظر مهدی امیدوار يکشنبه، 30 مهر 1391

سلام
من به همه شما غبطه میخورم چون نمیتونم شب آفتابی رو ببینم
چون سرباز گروه نور هستم
تو شاه بیت های کار (درب خونه خانم فاطمه زهرا،آقا امام حسین)و دیگر آیتم ها اگر دلتون شکست ما رو هم فراموش نکنید.تو شب آفتابی چند تا مریض داریم دعا شون کنید.
دیشب تو نور پردازی یه سوتی بزرگی دادم،فقط از ائمه اطهاری که تو کار هستن مدد گرفتم.بعداز نمایش فکر میکردم حسابی توبیخ شم. ولی با یاری از ائمه ازم تقدیر و تشکر هم شد.

126
1
0
پاسخ به نظر حسین شکوهی يکشنبه، 30 مهر 1391

سلام من شب آفتابی رو دیدم بعضی جاها موردهای جزئی داشت که درهر برنامه زنده ای پیش میاد ولی خیلی قشنگ بود. اجرتان با آقا امام زمان
طلوع آفتاب ساعت12شب

127
11
1
پاسخ به نظر مهین عابدی يکشنبه، 30 مهر 1391

سلام به راستی می توانیم بگوییم شب افتابی اتفاقی است متفاوت درعرصه فرهنگ .اینجا افتاب هر شب طلوع میکند درست ساعت دوازده شب ....واقعا خسته نباشید.

128
5
0
پاسخ به نظر محمد حسن علی اکبری يکشنبه، 30 مهر 1391

با سلام خدمت شما زحمت کشان و دوست داران خدا
برنامه دیشبتون فوق العاده بود من که خودم خیلی حال کردم یه پیشنهاد دارم آخر نمایش دعای فرج خوانده شود یا از این شعر معروف رو که همه در گنجینه ی ذهنشون این رو داند بخونیم که می گوید:
تا کی بگویم درد و آه این این المعزن این المعزن اولیا ای همنشین کبریا مهدی بیا مهدی بیامهدی بیا مهدی بیا آقا به جان مادرت آن مادر غم پرورت ما را مرانی از درت ما را مرانی از درت یاابن الحسن یاابن الحسن
صاحب الزمان نگهدارتون

129
2
0
پاسخ به نظر محسن نظری يکشنبه، 30 مهر 1391

باسلام.دریک جمله بگم همتون خیلی مردین بااین کار قشنگی کی انجام دادید.دست علی یار همتون.التماس دعا

130
1
0
پاسخ به نظر فاطمه عبدی يکشنبه، 30 مهر 1391

سلام من دیشب این نمایش و دیدم هنوز باورم نمیشه که چقدر واسش زحمت کشیده شده بود!
نمایش سایه ها و عوض کردن سریع صحنه ی به اون عظمت واقعا عالی بود و توجه به این نکته که بعد از پیامبران الولعزم اجرای واقعه ی عاشورا شور و حال دیگه ای داشت. عاااااااااااااااااااالی بود تشکر

131
0
0
پاسخ به نظر علی عبدی يکشنبه، 30 مهر 1391

توجه به این نکته باید کرد ک در متن نمایش شیطان همواره دشمن قسم خورده انسان است و وعده های دروغین میدهد اما حتی دستش به انسان نمیخورد فقط دعوت میکند و بعضی به وعده اش جواب مثبت میدهند

132
1
0
پاسخ به نظر علی رضا خسروی يکشنبه، 30 مهر 1391

با عرض سلام خدمت تمامی زحمت کشان برنامه شب آفتابی برنامه خیلی قشنگی ساخته اید .امیدوارم که مخاطبان این برنامه بی نظیر پی به محتوای از روز روشن تر این ابر تیزر ببرند با ارزوی موفقیت تمامی پیروان راه حق........

133
3
2
پاسخ به نظر یاس يکشنبه، 30 مهر 1391

شب آفتابی تجربه ی سفر به دوران مختلف است
امیدوارم بتونیم تجربه ی حضور واقعی عصرظهور رو داشته باشیم
ولی شب آفتابی شب های دفاع مقدس است که دراین نمایش مثل ستاره می درخشد.
"صمیمانه ازعوامل این کارزیبا تشکر میکنم"

134
1
2
پاسخ به نظر مهین خسروی پور یکشنبه 30 مهر 1391 يکشنبه، 30 مهر 1391

با عرض سلام و ادب

... و چه زیباست انتخاب نام شب آفتابی ، همانطور که آفتاب ظلمت شب را می شکند با ظهور موعود این مهم اتفاق خواهد افتاد.این تئاتر جرقه ای بود بر ذهن هاو در هر قسمتی پیامی دلنشین داشت و توانست مانند نوری بر قلبها بنشینذ . برایم سوال بود که چرا شب آفتابی؟!! که در قسمت آخر بهترین جواب را گرفتم و بر انتخاب این نام بجا بر شما آفرین می گویم.

135
6
3
پاسخ به نظر علی نوجوان يکشنبه، 30 مهر 1391

گم کرده ام بودی.یافتمتت.
به سوغات اوردم صدا و تصویرت
امید که دلم گنجایشت را داشته باشد

136
2
0
پاسخ به نظر روح اله عباسی دوشنبه، 1 آبان 1391

شب آفتابی
شبی که در آن ظهور یار باشد

137
2
0
پاسخ به نظر مهران یعقوبی دوشنبه، 1 آبان 1391

شب آفتابی یک شب رویایی وگذرگاه تاریخ با طعم غم و شادی وعشق به اهل بیت در کنار جمعی از عاشقانه

138
2
0
پاسخ به نظر یه دل شکسته دوشنبه، 1 آبان 1391

وقتی این نظرات رو میخونم ... وقتی اطرافیانمو حین دیدن شب آفتابی میدیدم ... وقتی صدای گریه ها بالا رفت ... و وقتی آیتم آخر رو دیدم از خودم خجالت کشیدم ... از این همه بار گناه از اینکه چند بار خواستم توبه کنم ولی هر دفعه همین شیطان نزاشت... از خودم بدم میاد ... بدم میاد...

139
4
3
پاسخ به نظر اکبر قشلاق خانی دوشنبه، 1 آبان 1391

واقعا زحمت کشیدن وبادیدن این نمایش روح ادم ازاد میشه و یه لذت زیبایی داره که توی این 2ساعت ارامشو احساس میکنی در اخر از زحماته تمام عوامل برنامه تشکر میکنم

140
10
1
پاسخ به نظر مهدی پاشازاده دوشنبه، 1 آبان 1391

سبحان رب هر که مرا از خودم برید

سبحان رب هر که مرا از خودم گسست

141
18
4
پاسخ به نظر مهین عابدی دوشنبه، 1 آبان 1391

سلام خیلی نمایش فوق العاده عالی بود.من به همراه اعضای خانواده ام به دیدن این نمایش امدم و واقعا از دیدن ان لذت بردم.مخصوصا از صحنه افرینش انسان.دست همتون درد نکنه

142
6
1
پاسخ به نظر مرتضی محبیان دوشنبه، 1 آبان 1391

ضمن عرض سلام وخسته نباشید --ازشب آفتابی یادگرفتم که همیشه شیطان در کمین است باید موظب بود در دام او کرفتارنشوم

143
6
1
پاسخ به نظر مهدی عبادی دوشنبه، 1 آبان 1391

با دیدن این اثر فاخر، چشمهایم با آب دیدگانم که نه، با اشک دلم دوباره شسته شد و طلوع این آفتاب آنهم در نیمه شب به من آموخت که چگونه دوباره ببینم.
من و همسرم که هر دو پزشکیم به اتفاق تنها دخترمان یکی از زیباترین شبهای عمرمان را به آفتاب نیمه شبی مدیونیم که به همت شما در دلمان طلوع کرد.
خدا قوتتان بدهد

144
3
1
پاسخ به نظر بهجت اسلامدوست دوشنبه، 1 آبان 1391

با سلام
صدها فرشته بوسه بر آن دست می زنند کــز کــار خــلــق یــک گره بستـــه وا کند
ماه حج است و دوستان برای حج و برخی برای مشهد و کربلا خداحافظی می کردند و من در قاب تلویزیون مکه و مدینه میدیدم گریه میکردم امام رضا (ع) میدیدم گریه میکردم کربلا و نجف میدیدم گریه میکردم. روزی در شب زیارتی امام رضا (ع) تصمیم گرفتم به قم و جمکران بروم که نشد. بعد تصمیم گرفتم به یکی از امامزاده های تهران بروم، باز هم نشد. تا اینکه پیامک تئاتر را دیدم. شب جمعه مصادف با شب دحو الارض بود که به دیدن این تئاتر رفتم بدون آنکه بدانم در رابطه با چه موضوعی است. 40 دقیقه در پارک پیاده روی کردم تا به محل اجرا رسیدم. خسته شده بودم ولی به خود گفتم فرض کن که سعی صفا و مروه انجام میدهی. بعد از دیدن تئاتر یکباره تمام آرزوهایم براورده شد چون این تئاتر مرا به مکه- مدینه- کربلا و ... برد.
از تمامی عزیزانی که برای برگزاری این تئاتر زیبا و خلاقانه بدون هیچ چشمداشتی از مردم زحمت می کشند کمال تشکر را دارم.

145
1
1
پاسخ به نظر صادق بلوکی و داود محبی فرد دوشنبه، 1 آبان 1391

واقعا قشنگ بود واقعا میگم دسته همتون درد نکنه

146
2
1
پاسخ به نظر سمیه قرایی دوشنبه، 1 آبان 1391

کجایید عالمیان؟؟؟؟؟/
اینجا انسان هایی هستند که برای آزادی از شب تاریک می جنگند و مخلصانه تلاش میکنند. آیا کسی هست که منکر شود؟؟؟؟؟؟؟؟
بیا و در این همه تاریکی دل به روشنی این شب آفتابی ببند.
یا حق

147
4
2
پاسخ به نظر عبدالرحیم قاسمپور دوشنبه، 1 آبان 1391

صحنه ی 8 سال دفاع مقدس...

حرارت انفجارها از فاصله ی 200 تا 300 متری صورت انسان رو گرم میکنه، توی دل آدم رو خالی میکنه...

درک لحظات جنگیدن وشهادت سربازان توی این انفجارها دلی روشن میطلبه. دلی شجاعو پاک برای جانبازی در این راه. دلی که مردی 13 ساله داشت..

148
1
10
پاسخ به نظر سعید سه‌شنبه، 2 آبان 1391
در پاسخ به 136محبوبه مقدم

ضمن عرض سلام و تشکر
من برای رسیدن به این برنامه خیلی تلاش کرده بودم ولی با دیدن این میان پرده ها از اومدنم پشیمون شدم البته خوشبختانه از اواسط برنامه دیگه از این موسیقیها پخش نشد.
مجددا بسیار تشکر میکنم
کار قشنگی بود
خدا قوت

149
2
1
پاسخ به نظر عفت لازمی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

سلام واقعیت اینه که اونقدر شک زده شدم که ترجیح میدم سکوت کنم و فک میکنم با هیج زبانی و قلمی نمی توان حس درونم و ابراز کنم قفط میتونم بگم دست مریزاد و خدا قوت . اونقدر قشنگ بود که حضور شهدا رو با تمام وجودم لمس کردم .اونقدر واقعی بود که حرارت انفجار رعشه ی جبهه رو به جونم انداخت و موقع صحنه عکس شهدا ، انقدر ملموس بود حال و هوای جبهه که از شرم و خجالت خونشون بی اختیار قدرت بلند کردن سرم ،و و نگاه به صورشون و نداشتم و فقط صلاحم اشکم بود.چه داریم میکنیم با خودمون ، با تاریخمون و با مسولیت سنگین خون شهدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

150
1
1
پاسخ به نظر فاطمه سادات اصفهانی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

ممنون واقعا زحمت کشیدین.انشاا... اجر همتون با خود امام حسین. از شب برنامه که برگشتم هنوز وقتی یادش میفتم گریم میگیره.
متاسفم که دست یه قلم خوبی ندارم.تا بتونم زحمتاتونو با چند جمله جبران کنم.
یا علی

151
0
1
پاسخ به نظر محمد رحیمی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

اجرکم عند الله
مجال آن نیست که بتوان در این عصر پر مشغله ی ماشینی و عصر جلوه های ویژه توسط رایانه کار هنری و عصر بخشی چون شب آفتابی را ساخت و همچنین زبان قادر به تشکر و قدردانی نیست .
ولی با زبانی الکن

152
5
2
پاسخ به نظر زهرا محمد خانی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

خیلی دوست دارم دوباره نمایش رو ببینم اما حیف که نمیشه...خیلی عالی بود خسته نباشید..

153
2
0
پاسخ به نظر یوکابد جامی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

به نام خدا
همیشه فکر می کردم فقط روز است که می تواند آفتابی باشد و دل و جان و اصلا تمام وجودم را روشن کند. اما حال به ذهن خواهم سپرد که می شود در اوج تاریکی و سیاهی شب، رسید به جایی که در روشنایی به آنجا دست پیدا نکردم و دل و جانم آنقدر که باید روشن و آفتابی نشد. تنها دلیلش هم فقط یک چیز است " خدا را در تمام جان و روحت حس کنی "

154
1
1
پاسخ به نظر سینا خنجرخانی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

سلام
شب آفتابی به ما خیلی نزدیک است کاشکی همگی با هم یک صدا بخواهیم این جمعه حتما بیاید.
این شب جمه رو انشالله همه به دیدار دوست مشتاقانه منتظر می مانیم تا رخ زیبای خود را به ما بنمایاند.
انشالله.

155
1
1
پاسخ به نظر نادر حشمتی آذر سه‌شنبه، 2 آبان 1391

با عرض سلام و خسته نباشید با کل عوامل برنامه بسیار خوب شب آفتابی اینجانب یکی از آرزوهایم این بود که واقعه کربلا را به صورت عملی و زنده ببینم. حتی در خواب برنامه شما چنان تاثیری روی بنده گذاشت که انگار به آرزوی خود رسیده ام. و یک صحنه وقتی رزمندگان راه را گم کرده بودند امام راه را به آنخا نشان داد برنامه بسیار خوب و عالی بود . تشکر فراوان از شما عوامل محترم می نمایم امیدوارم که هر چه از خدا می خواهید به شما بدهد. باتشکر فراوان

156
0
1
پاسخ به نظر سکینه پازکی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

به نظر من واقعا دوباره به دوران جاهلیت رسیده ایم و باید امام زمان (عج) ما را نجات دهند اگر در آن دوران بت می پرستیدند اکنون کامپیوتر و موبایل و اینترنت و موسیقی های مبتذل و ... را دوره می کنند و می پرستند زنان و دختران را با کالا فرض کردن زنده به گور می کنند... .

157
3
1
پاسخ به نظر حسین شاکری سه‌شنبه، 2 آبان 1391

بی خورشیدی نزدیک بود
اما شبی فرارسید که نماینگر آفتاب شد
زمین پر ازرحمت بود ولی نمیدانم چرا به جای باران خون میبارید
وسیعلمو الذین الضلموا عن ینقلب منقلبون

158
1
2
پاسخ به نظر محمد حسین نورمحمدبیک سه‌شنبه، 2 آبان 1391

سلام خدمت همه کسانی که برای ساخت این کار زحمت کشیدد
واقعا لذت بردم
ولی فقط یه انتقادی : من چند سال پیش هم اومده بودم واز این نمایش لذت بردم
اونسال فقط در مورد دفاع مقدس بود وچیز دیگه ای نداشت
امسال که اومدم فکر میکردم موضوع عوض شده باشه
حدسم درست بود موضوع عوض شده بود
و یک موضوع کلی شده بود
ولی بهتر نیست دیگه از این به بعد موضوع رو عوض کنید
مثلا در مورد اهانت هایی که تا به حال به پیامبر اکرم شده بزارید
ولی باز هم تشکر میکنم خیلی ممنون
یکی از به یاد ماندنی ترین شبهای عمرم شد

159
2
1
پاسخ به نظر سیدعلیرضامرادی پور سه‌شنبه، 2 آبان 1391

بخاطرمادرم زهراس وپیرخفته جماران که بسیارزیبانشان دادیددوباره بایاران خواهیم آمدوتجدیدمیثاق خواهیم نمودمکان مقدسی است توصیه میکنم عوامل ومردم باوضوءواردشوندیاحق

160
1
2
پاسخ به نظر جوادشریفی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

خیلی حس حال معنوی داشن خصوصا روی من که طلبه هستم تاثیربسیاری گذاشت

161
6
2
پاسخ به نظر مهساغفاری سه‌شنبه، 2 آبان 1391

دیشب قبل از دیدن برنامه با خودم گفتم : شب افتابی... مگه میشه شب رو افتابی کرد؟... ولی بعداز دیدن نمایش متوجه شدم که شب تیره و تار روحم در حال افتابی شدنه... ومن مطمئنم ذیشب خیلیا شبشون نورانی و افتابی شد... اللهم عجل لولیک الفرج

162
3
1
پاسخ به نظر حمیده مرادی سه‌شنبه، 2 آبان 1391

سلام آقا
شبتان آفتابی! و کمی بیتابی!
ای به فدای کف نعلین شما!
چشمها منتظرند...
دشت ها حوصله سبزه ندارد دگر...
اندکی زودتر قدم بردارید...

163
4
1
پاسخ به نظر بهروز محمدی چهارشنبه، 3 آبان 1391

به نام دانای زیبا

تاریخ جلوی چشمانم ورق خورد با اینکه جزء کوچکی از تاریخ بود ولی به اندازه کل تاریخ بشریت پیام داشت، خورشید جاودانه میدرخشد در مدار خویش مائیم که جا پای خود مینهیم!

164
2
1
پاسخ به نظر مهدیه میرحاجی چهارشنبه، 3 آبان 1391

شب افتابی بسیار زیبا بود.صحنه ی اخر که به نحوی تجلی ظهور حضرت مهدی (ع)را نشان میداد انسان را فوق العاده تحت تاثیر قرار میداد.همچنین داستان حضرت عیسی نیز خیلی خیلی جالب بود چون خیلی کمتر تا به حال به این داستان پرداخته شده است.مادر من در این صحنه ها بسیار گریه کرد.از زحمات شما ممنونیم

165
4
1
پاسخ به نظر زهرا چهارشنبه، 3 آبان 1391

خسته نباشید
خیلی عالی بود....

166
4
2
پاسخ به نظر سید سعید شیرافکن چهارشنبه، 3 آبان 1391

با همه چی اومدم اونجا مثل غرور تکبر و... اما بی هیچ چیز از اونجا برگشتم

167
2
1
پاسخ به نظر ابراهیم کاردا چهارشنبه، 3 آبان 1391

fبا سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان واقعا عای بود همه چیز به نحو خوبی اجرا شد فقط چند مورد رو می خواستم خدمتتون عرض کنم اینکه
حضرت ابراهیم علیه السلام پسر تارخ از نوادگان حضرت نوح علیه السلام هسنتد که در این نمایش حضرت ابراهیم قبل حضرت نوح بودند.هم اینکه طاعت و بندگی در حضرت ابراهیم هنگام شنیدن دستور خداوند دیده نمی شد و کلا نقش حضرت ابراهیم خوب اجرا نمی شد

168
5
1
پاسخ به نظر میلاد مهدیزاده چهارشنبه، 3 آبان 1391

زیبایی این شب به دور هم نشستن ان است و لحظه ای که ادم از ملکوت بایین می اید یا حق تشکر از برنامه زیبای شما

169
1
0
پاسخ به نظر علی هاشمی چهارشنبه، 3 آبان 1391

خیلی خوب بود

170
2
0
پاسخ به نظر سمیرا رضایی چهارشنبه، 3 آبان 1391

برنامه بسیار بسیار جالب بود وآموزنده ممنون از زحمات شما

171
2
0
پاسخ به نظر شهلا احمدی چهارشنبه، 3 آبان 1391
در پاسخ به 679مهساغفاری

منم با این نظر موافقم و فکر می کردم مگر می شود شب آفتابی بشه...ولی با دیدن این تئاتر فهمیدم میشه این کار را کرد،و فهمیدم در این زمان نیز کسانی هستند که منتظر منجی عالم اند...باز از شما بخاطر کارتان تشکر می کنم.

172
7
0
پاسخ به نظر شهلا احمدی چهارشنبه، 3 آبان 1391
در پاسخ به 612مهین عابدی

واقعا خیلی خوب بود چون ما خوابگاه بودیم مشکل سرویس داشتیم ولی بعد از یک ساعت انتظار نصفی از بچه ها منصرف شدن ولی ما با دوستان آمدیم چند دقیقه اول نبودیم ولی واقعا به انتظارش می ارزید باز از صمیم قلب به شما عزیزان خسته نباشید میگم....

173
2
0
پاسخ به نظر سیدامیرطباطبایی چهارشنبه، 3 آبان 1391

سلام
واقعا کارتون عالی و مفید بود
مخصوصا برای آتش زدن در خانه حضرت زهرا(س)
واقعا تو اون لحظه اشک همه دراومده بود
اجرتون با مادرم حضرت زهرا(س)
اللهم عجل لولیک الفرج

174
2
1
پاسخ به نظر سمیه حیدری پنجشنبه، 4 آبان 1391

به خالق مهربانی ها
درست است که گذشته مرده است،آینده تصورات است اما شب آفتابی همان زندگی در لحظه ابدی اکنون بود که برایم هم گذشته،هم آینده را در زمان حال زنده می نماید.
باتشکر و سپاس فراوان از شما دوستان به خاطر این برنامه نو و جالب شما

175
1
1
پاسخ به نظر محمد ازاسلامشهر پنجشنبه، 4 آبان 1391

از تمامی زحمت کشان کمال تشکر را دارم بسیار زیبا بود.
ممنونم

176
1
2
پاسخ به نظر غزاله قنبرزاده پنجشنبه، 4 آبان 1391

مولایم!


دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند و حنجره ام تو را فریاد می زند، تو که تجلی عشقی.
قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی. کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی.
هر روز چراغ دلم را با «جامعه الکبیره» روشن می کنم و سفره افطارم را با «آل یاسین»و «عهد» تزیین می کنم، برای ظهور تو هر روز پای درد «کمیل» می نشینم.
نمی دانم آخرین ایستگاه «توسل» چه هیجانی دارد که مرا با خود تا آن سوی فاصله ها می برد و صبح آدینه چه صفایی دارد، که صبح آسمانش پراز «ندبه» است.
مولایم...! بی تو دفتر دلمان پر است از مشق های انتظار و من با دلم می خواهم آن روز که می آیی زیباترین مدال ایثار را تقدیم نگاه تو کنم.


«جمعه ها بی تو فقط این دل من می گرید
از فراق تو همه کوی و مکان می گرید»

177
1
2
پاسخ به نظر غزاله قنبرزاده پنجشنبه، 4 آبان 1391

چه انتظار عجیبی...تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت...چه کودکانه سپردیم دل به قصه قسمت
چه بی خیال نشستیم...نه کوششی..نه وفایی...فقط نشسته و گفتیم....خدا کند که بیایی

178
2
1
پاسخ به نظر hani ghasemi پنجشنبه، 4 آبان 1391

من فردی بودم مشرک به خداوند متعال(تا قبل از مشاهده ی این تیاتر)اما در این تیاتر دیدم فردی را که از فرت اشک ریزی برای حضرت فاطمه الزهرا در آغوش من از هوش رفت من دیدم افرادی را که در راه خدا جان داده بودند من دیدم فردی را که صرفا برای یک سرپیچی کردن از خدا از بهشت الهی رانده شد من دیدم امامی را که برای زنده نگاه داشتن دین اسلام با سپاه اندک خود به جنگی عظیم رفت و پسر سه ساله ی خود را نیز در راه خدا داد من دیدم پیامبری را که فقط به خاطر او می خواست از پسرش پاره ی تنش بگذرد همچنین فردی را دیدم که به خاطر اسلام و پروردگار به بت خانه رفت و تمام بت ها را شکاند من دیدم امام غریبی را که فقط بخاطر این که می خواست عدالت را اجرا کند توسط همسرش با آبی زهر آلود کشته شد.من در آن شب با خود گفتم که در مقابل این افراد هیچ نیستی که داری برای خداوند شریک قایل می شوی.
من واقعا از تمامی دستندر کاران این مجموعه به خصوص کارگردانکمال تشکر را دارم.به امید ظهور آقا امام زمان

179
1
1
پاسخ به نظر عمید شیخ پنجشنبه، 4 آبان 1391

من یک نوجوان ۱۵ ساله هستم و این برنامه واقعا روی من تاثیری باور نکردنی گذاشت که صد ها معلم و نمایش دیگر نمی توانست روی من بگذارد.واقعا از زحمتی که کشیده اید قدر دانی می کنم و امید وارم که از موفق ترین هنرمندان این سرزمین باشید. خدا به همراهتان

180
4
2
پاسخ به نظر زینب منافی پنجشنبه، 4 آبان 1391

آفتاب من،شب به چله رسیده است، نیامدی ... صدها انار دانه کردهام برایت، نیامدی ... عهد خوانده ام، نه چهل بار هـــــــزار بار ... بشکسته ام بیش از هزار، لابد که نیامدی ... -آفتاب من طلوع کن، دیشب به چشم دیدم چله می شکند وقتی بیایی ...

181
1
2
پاسخ به نظر مهدی ناصری پنجشنبه، 4 آبان 1391

اگه میشه دوستان که نظر میدید یه خصته نباشیدم به سربازان سپاه بگید خیلی خوبه من به همه عوامل و بچه های سرباز خدا قوت میگم

182
1
1
پاسخ به نظر حسین ب پنجشنبه، 4 آبان 1391

قبل از نمایش ..شنیده بودم که کار گردان نمایش همان آقای خداحافظ رفیق گفته اند که دوست دارند در این نمایش با مرگ ملاقات کنند نمیدانم راست است یا دروغ؟ البته تا قبل از نمایش ..و بعد از نمایش من هم چنین آرزویی کردم.
وقتی با خودم بیشتر فکر میکنم میبینم که مطمئنا فرشته ها هم در این نمایش حضور دارند به این دلیل که قسمت بیشتر نمایش روضه است
مجلس ارباب که بشود فرشته ها دست پا شکان می آیند ..مخصوصا اول نمایش کمی هم میخندند به خودشان.
میگویند در مجلسی اگر روضه عباس خوانده شود محال است امام زمان(عج) نیایند..نمیدانم هر شب در آن شلوغی جمعیت کجا می نشینند ولی دلم برای گریه هایشان میسوزد..چه غریبانه اشک میریزند..
آقای بهزاد پور خوش به حالتان..عجب مجلس روضه ایی به راه انداخته اید..
دوست داشتم قبل از نمایش میکروفن را بگیرم و بگویم:برادران و خواهران حضرت مهدی(عج) در جمع ما حضور دارند برای سلامتی ایشان صلوات جلیل بفرستید.
آقا بهزاد همه به حساب شما رفت..همه ی خوبی ها

183
9
2
پاسخ به نظر مجید عابدی پنجشنبه، 4 آبان 1391

شب آفتابی شروع شد ...
پرده اول:
آفرینش انسان.
پرده کنار می رود. فرشتگان را می بینیم.
دوستم می گوید واقعیه؟ .... و من چیزی نمیگویم.
همون ابتدا ازم میپرسد "خانواده را هم میشه آورد؟ میگم آره ولی خودت فقط همین یه بار میتونی بیایی.
همه مردم دست می زنند ..."
به خاطر بیاور هنگامی را که پرودگارت به فرشتگان گفت : "من در زمین جانشینی قرار خواهم داد"
فرشتگان گفتند: "پرودگارا آیا کسی را قرار می دهی که فساد و خون ریزی کند؟"
و پرودگار گفت: إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ"
فرشتگان سجده میکنند ... و شیطان ...
"من به او سجده نخواهم کرد."
من از او بهتر و بالاترم.
درخت ...
خب یاد این شعر حافظ میوفتم:
"پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت.
من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم."
تمام شد و انفجار، چقد قشنگ همه مردم یک آن شکه میشوند.
--------------------------------
پرده دوم:

184
9
2
پاسخ به نظر مجید عابدی پنجشنبه، 4 آبان 1391

از دوستان محترم سایت هم درخواست دارم که این نظر قبلی بنده را حذف بفرمایند نصفه بود اشتباهی ارسال شد. ببخشید.
اما درباره نمایش: بسیار بسیار عالی بود.
همه چیز عالی بود مخصوصا این ارتباط با مخاطبی که طی نمایش های مختلف با مخاطب برقرار می شود.
ان شاالله اجرش را از امام زمانمان بگیرید.

185
10
2
پاسخ به نظر مجید عابدی پنجشنبه، 4 آبان 1391

شب آفتابی شروع شد ...
پرده اول:
آفرینش انسان.
پرده کنار می رود. فرشتگان را می بینیم.
دوستم می گوید واقعیه؟ .... و من چیزی نمیگویم.
همون ابتدا ازم میپرسد "خانواده را هم میشه آورد؟ میگم آره ولی خودت فقط همین یه بار میتونی بیایی.
همه مردم دست می زنند ..."
به خاطر بیاور هنگامی را که پرودگارت به فرشتگان گفت : "من در زمین جانشینی قرار خواهم داد"
فرشتگان گفتند: "پرودگارا آیا کسی را قرار می دهی که فساد و خون ریزی کند؟"
و پرودگار گفت: إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ"
فرشتگان سجده میکنند ... و شیطان ...
"من به او سجده نخواهم کرد."
من از او بهتر و بالاترم.
درخت ...
خب یاد این شعر حافظ میوفتم:
"پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت.
من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم."
تمام شد و انفجار، چقد قشنگ همه مردم یک آن شکه میشوند.
--------------------------------
پرده دوم:
انسان ها را میبینیم که الست بربکم اشان را فراموش کرده اند و شیطان را ...
و ابراهیم را ... به خدا سوگند که در میانتان برای نابودی بت هاتان نقشه ای می اندیشم.
حجت خدا روی زمین و "زمین هیچ گاه از حجت خدا خالی نمی ماند"

186
8
2
پاسخ به نظر مجید عابدی پنجشنبه، 4 آبان 1391

پرده سوم:
اسماعیل ...
امروز پنج شنبه چهارم آبان ماه و فردا عید قربان است.
پسرت اسماعیل را آماده کن برای قربانی ...
چقد قشنگ بود مکالمات این قسمت حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل.
خداوندا اسماعیلم به سوی تو می آید.
لبیک اللهم لک لبیک ...
----------------------------------
پرده چهارم:
پسری مثل اسماعیل و پسری مثل پسر نوح.
چقدر تفاوت است بین این دو پسر.
هر دو پسر پیامبر هستند ولی این همان اختیار است.
این طرف حضرت ابراهیم و پسرش:
فرزندم تو از خواب پیامبران چه میدانی؟
رویای صادقه پدر.
پدر دست و پایم را ببند که راحت جان دهم
و پرده بعدی حضرت نوح و پسرش:
پسرم دستت را به من بده و داخل کشتی شو.
نه پدر آن کوه مرا نجات خواهد داد.
.... و نوح دیگر فرزندش را ندید.

187
10
3
پاسخ به نظر مجید عابدی پنجشنبه، 4 آبان 1391

پرده پنج:
هرگز مرا نخواهی دید ...
و آتش زدن گوساله سامری ... چقدر یاد دوران خودمون می افتم و منجی ای که بیاید و گوساله های سامری را آتش بزند.
"ببین ما آن را می سوزانیم و ذره ذره اش را به دریا می اندازیم ..."
----------------------------------
پرده عاشورا:
آبت ندادن مادر؟ ...
چی میتونم بنویسم؟ هیچی .
به قول یکی از دوستان قول حسین، قول است گفته بود به کوفیان می آیم آمد کوفه حتی با سر بریده …!
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام…
اللهم الرزقنا شفاعت الحسین یوم الورود.
---------------------------------------------------
متن صرفا خط خطی ای بود بر کاغذ.
وقتی مسابقه شب آفتابی را دیدم تصمیم گرفتم متنی بنویسم حداقل برای خودم.
از دوستان محترم سایت هم درخواست دارم که این نظر قبلی بنده را حذف بفرمایند نصفه بود اشتباهی ارسال شد. ببخشید.
اما درباره نمایش: بسیار بسیار عالی بود.
همه چیز عالی بود مخصوصا این ارتباط با مخاطبی که طی نمایش های مختلف با مخاطب برقرار می شود.
ان شاالله اجرش را از امام زمانمان بگیرید.

188
2
0
پاسخ به نظر نسرین مقدم پنجشنبه، 4 آبان 1391

خدای مهربانم
یادت هست آن موقعی که ایوب نبی گفت بارالها رنج و سختی از حدگذشته و تو با مهربانیت تمام رنجهای پیامبرت را برطرف کردی؟
تنها امیدم ،من هم خسته و ناتوان شده ام مرا دریاب که واهمه واماندن از تو رادارم.

189
2
1
پاسخ به نظر الی پنجشنبه، 4 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید.

عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما نعمت باران آمد

190
6
1
پاسخ به نظر مجید عابدی جمعه، 5 آبان 1391

غدیر ...
هنوز شیرینی غدیر در دهانمان بود که سقیفه را دیدیدم ....

191
2
0
پاسخ به نظر سارا رحیمی جمعه، 5 آبان 1391

سلام خسته نباشید کار خیلی خوب بود فقط یک ایراد داشت ، اونهم این بود که آخرالزمان را خوب کار نکرده بودید و دوران طلایی ظهور

192
10
2
پاسخ به نظر مهدی دارا جمعه، 5 آبان 1391

دستانم را به دستتان دادم و چه زیبا مرابردید رودر روی احمد(ص) تا پهلوی مولا(ع) خندان درغدیرش گریان در جفاها تا مرز شکفتن در دستان عباس تا اعماق احساس تا پیش گل یاس تا مرز شهادت با خوبان هم اواز

193
12
2
پاسخ به نظر مهین عابدی جمعه، 5 آبان 1391

سلام
شب افتابی شبی است متفاوت برای هر فردتا پایان عمر!
سرشار از راز ورمز...
حرکتیست مواج برفراز و فرود تاریخ
اینجا افتاب هر شب طلوع میکند
درست ساعت دوازده شب!
بدرود شب افتابی ...بدرود
(منتظر دیدار دوباره ات هستم)

194
7
2
پاسخ به نظر ابوالفضل طاری بخش جمعه، 5 آبان 1391

باسلام : خدا کند که مرا با خدا کنی آقا (عج)
زقید و بند معاصی رها کنی آقا (عج)
دعای ما به در بسته میخورد ای کاش
خودت برای ظهورت دعا کنی آقا (عج)
به امید اینکه آقا امام زمان (عج) با ظهورش شبهای تیره و تاریک ما را روشن کند و شب آفتابی واقعی را بیافریند...

195
5
2
پاسخ به نظر شهرام محمدی جمعه، 5 آبان 1391

خوبیش از این جهته که آیه های قرآن رو اومدن تصویر سازی کردن، اصن یه حالت قشنگیه، تک تکه صحنه های نمایش بار معنوی داره، باور کنین اگه دقت کنین عین 2.5 ساعت رو اشک از گونه هاتون پایین میاد، البته سنگدل ترین آدما هم یه 15 دیقه ای حتمن از ته دل گریه میکنن...

196
4
1
پاسخ به نظر مهدی عظیمی جمعه، 5 آبان 1391

با سلام . خسته نباشید عاشقان ثارالله
حس خودم از شروع برنامه دیدن مرگ جلوی چشمم بود اون آهنگ عجیب ، دعای عجیب تر بین موسیقی ، وجود یک حس عجیب...
غریب کاری به جز جود و کرم نداره
آقام تو مدینه است ولی حرم نداره
نقش امام حسن بازم کمرنگ بود البته این بعید نیست چون این امام همیشه غریب بوده.

197
4
1
پاسخ به نظر ام البنین منیر ی جمعه، 5 آبان 1391

انقدر زیبا بود که دلم می خواست جلو بیام و به غار حرا راهی بشم

دلم می خواست بیام و استان در حضرت زهرا رو ببوسم

دلم می خواست بیام و حضرت علی رو از بند ازاد کنم

دلم می خواست تابوت حضرت زهرا رو روی شونه بگیرم

دلم می خواست وقتی ابن ملجم شمشیرو بالا برد خودم رو جلوی شمشیر می انداختم
دلم می خواست توی شام غریبانه امام حسین با حضرت زینب هم ناله بشم و بیام و خاک تبرک بردارم

نمی دونید چقدر جلوی خودم رو گرفتم تا صحن رو به هم نزنم دیدم که بر بدن ارباب بی سر شمشیرو نیزه می زدن

کسی که پیشم نشسته بود منو گرفته بد که بلند نشم
نمی دونید چقدر هیجان داشتم وقتی سربازها راه رو پیدا کردن

دلم می خواست خودم رو به پای اسب اقا برسونم ولی نشد

ای کاش اون موقع بودیم تا عرض ارادت می کردیم به خدمت مولای مظلوم

دست گلتون درد نکنه

واقعا عالی بود

198
2
0
پاسخ به نظر رسول ملکی شنبه، 6 آبان 1391

جالب بود و واقعا عالی

برای بازیگران غیر حرفهای

199
0
0
پاسخ به نظر مرتضی گودرزی شنبه، 6 آبان 1391

با عرض سلام و خسته نباشید من قبلا نظرمو گفتم ولی خواستم بگم انقدر برنامتون جذاب بود که تمام همکارانمو روز به روز تشویق میکنم بیان خودمم ثبت نامشون میکنم. واقعا دمتون گرم و اجرتون با سیدالشهدا(ع).

200
1
0
پاسخ به نظر ح.خلیلی شنبه، 6 آبان 1391

سلام
من خیلی گناهکارم،ولی نا امید از رحمت خدایم نیستم، بارها شنیده بودم که خدایم گفته بود به آدم وحوا " مگر من نگفته بودم از این میوه نخورید پس چرا اهمال کردید؟" ولی هنوز اینچنین متوجه رنجش پروردگارم از این نافرمانی نشده بودم چرا که با تمام مباهات به فرشتگان گفت من جانشینی برای خودم در زمین می آفرینم، ولی من روسیاهم و بسیار کوچک و اوست مبرا از هر شر وبدی. من عاشق اویم.

201
1
0
پاسخ به نظر مهدی رجب فردی شنبه، 6 آبان 1391

دیدن این نمایش اونم تو این وسعت به آدم حس خوبی میده.حس غرور که یه بازیگر سینمای دفاع مقدس حالا این کار پر افتخارو روی سن میبره و مردم خوبمون کمال استفاده رو از این کار میبرند.من به شخصه فوق العاده از این کار خوشم اومد.از آقای بهزادپور کمال تشکر رو دارم و امیدوارم با همین شور و اراده ادامه پیدا کنه.ممنون و سپاسگذارم.شب آفتابی ما بی تو خاموش است.بیا تا آفتاب شب ما باشی

202
2
0
پاسخ به نظر وحید سلطانی شنبه، 6 آبان 1391

تمام نمایش یه طرف ولی ارادت کارگردان یه اقا امام حسین (,) واقعا جای تقدیر داره

203
3
0
پاسخ به نظر یونس شنبه، 6 آبان 1391

باسلام
فقط باید در بین تماشاگران نشست تا عظمت کار را درک و احساس نمود.باتشکر فراوان

204
3
0
پاسخ به نظر علیرضا یزدانی شنبه، 6 آبان 1391

من سال 86در شوش دانیال این برنامه رادیدم وسال 90 در کوی زینبیه اما امسال(دیشب)چیزی شبیه به شب آفتابی دیدم!بسیار تقیرات زیادی نسبت به دوبرنامه های قبل بود بسیار قوی تر وبهتر ...اجرشما وهمیه دوستان انتظامات با بی بی حضرت زهرا(ص).زمان صحنه دفاع مقدس وجلوه های ویژه آنرابیشتر کنید.باتشکرفراوان ولی کمبود سرویس بهداشتی که باعث شد قسمتهایی از این شاه کاررا من وخیلی از مهمانان که در صف طولانی w.c بودند.چیزی ازارزش این برنامه کم نخواحد کرد!!!

205
1
0
پاسخ به نظر حجت اله محمد حسین زاده شنبه، 6 آبان 1391

با سلام
شب آفتابی تجسم خیر و شر و بیان رنج همیشگی انسان از مکر شیطان است
این برنامه بارقه امید رابا یاد امام زمان (عج) در ذهن و روان بیننده میدمد و سرنوشت حتمی پیروزی مستضعفان را متذکر میشود
برنامه ایست که میتوان گفت عبرت آموز است و نیز حماسه سازی دارد

باتشکر از تمامی دست اندر کاران

206
2
2
پاسخ به نظر فائزه خدایی شنبه، 6 آبان 1391

عالی بود با لبخندتان لبخند زدیم وبا اشکانتان اشک ریختیم بسیار زیبا بود لحظه ی آدم بودن و سقوط ش لحظه ی شیطان شدن وعدم قبول آدم ولحظه ی غم انگیز شهادت بزرگ مردان و بزرگ زن عالم به امید ظهورش و از میان رفتن هر آنچه با الله در تضاد است.
باسپاس از تلاش شما عزیزان باید بگوییم که کیفیت صدا به دلیل ضبط شده بودن آن ضعیف بود

207
6
1
پاسخ به نظر هادی عبدالمالکی شنبه، 6 آبان 1391

بیست و سه سال است در زمینه بازیگری و هنر نمایش فعالیت میکنم ... شکر خدا قسمتم بوده توی این مدت حداقل سالی یک نمایش با مضمون و محتوی دینی مذهبی که بیشتر هم عرض ارادت به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت بوده انجام دهم ... صادقانه میگم تنها روزهایی که از فعالیتم در این عرصه ( لحظه به لحظه اش ) را بیاد دارم و هرگاه خواسته ام بگویم هنرمندم فقط کلمه نوکری اهل بیت بر زبانم جاری شده ... میخوام به شما بگویم به خود و این سعادتی که نصیبتان شده تا در یک نمایش به این با شکوهی و با عظمت حضور داشته باشید افتخار کنید به بالید ... من که دیشب به حال شما غبطه خوردم . هنرمندی شما عزیزان در بی هنری دنیایی هتاک که پیامبر مهربانی و رحمت را انگونه صب میکنند و کوردلانی هم نشخوار کنان ازادی بیان را لق لقه خویش کرده اند به تائیدشان چنان عزت و احترامی برایتان به همراه خواهد داشت که هزاران جایزه و سوت و کف نخواد داشت . غبطه خوردم بر این همه قربت و گمنامی تان . خوش به حالتان خوش بحالتان . ننوشتم که جایزه بگیرم . با اشک مینویسم از سر غصه و بغض در گلو . خسته نباشید دوستان و همکاران عزیز

208
2
0
پاسخ به نظر زهرا شنبه، 6 آبان 1391

نمیدونم چِه طور از آقای بهزادپور تشکر کنم و چه دعای خیری در حقشون بکنم.درکل از همشون ممنونم واز خدا میخوام هرچی میخوان بهشون بده.آرزومه با مامان بابام که شهرستان هستن بیام ولی میترسم سرشون درد بگیره از سروصدا پس دعا کنید میگرنشون خوب بشه.ممنون

209
2
2
پاسخ به نظر میرشفیعیان شنبه، 6 آبان 1391

با سلام

اگر بجای میان برنامه های صوتی از کلیپ های فرهنگی یا مثل سال های قبل از حدیث استفاده می شد خیلی بهتر و کامل می شد.
باتشکر

210
7
1
پاسخ به نظر فاطمه احمدبیگی شنبه، 6 آبان 1391

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَ الَّیْلِ إِذَا یَغْشی‏ . . . وَ النهَارِ إِذَا تجَلی‏ . . .

امشب هوا آفتابی است . . .کمی تا قسمتی ابری . . .

ابرهای تیره و سرد؛ ناجوانمردانه جلوی خورشید را گرفته اند و هیچ کس. . .
هیچ کس نیست که همت کند و این ابرها را کنار بزند.
اهالی این دهکده همه به خواب فرو رفتند خوابی طولانی و خلسه ای پر از تقصیرکه هیچ چیز و هیچ کس را یارای بیدار کردنشان نیست . . .
نه ضربه ی سخت هبوط؛ نه تیزی خنجر برحنجر؛ نه غرق شدن در گرداب بلا و نه آتش افتاده بر گوساله سامری؛ اهالی این دهکده را بیدار نکرد.

حتی کلام پیغامبری در گهواره به اذن خدا و نزول کتاب آسمانی بر قلب پیامبر اُمّی اینها را هشیار نکرد.
اینان، نه به خواب رفته اند،که خود را به خواب زده اند.
مدتی است آفتاب؛ پشت ابرهای تیره منتظر است؛که بتاباند نور جاودانه اش را و بشکافد ظلمت و تاریکی را.
اینجا شب است . . . اینجا هر روز ؛ شب است و همیشه . . .
اما شبی آفتابی . . . و خواهد آمد شبی که بتابد از دل آن آفتاب و صدایی کند که هشیارشود هر جنبنده ای در عالم . . .
اَلا یا اَهْلَ العالَم قَدْ ظَهَرَ مَهْدِیُّ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) فَاتَّبِعُوه

211
3
0
پاسخ به نظر مهدی سلیمانیه نایینی شنبه، 6 آبان 1391

بسمه تعالی
از زمان خاف آدم ابوالبشر این جنگ بین خیر وشر شروع شد وتا آخرین روز این عالم ادامه دارد باشد که ما به مانند چاقو ومسلخ برای تز شدن وتیز بودن از سایش نهراسیم و به نتیجه نهایی فکر کنیم وآن هم عاقبت مفید و مثبت
والسلام

212
3
0
پاسخ به نظر مجید شنبه، 6 آبان 1391

شب آفتابی بسیار هنرمندانه و خلاقانه و عالی تنظیم و اجرا شده و می شود . به نظر همه نوع هنر نمایش در آن دیده می شود.

213
7
5
پاسخ به نظر سپیده شنبه، 6 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید دیزاین سایت خیلی تاریکه

214
1
0
پاسخ به نظر الناز ایام يکشنبه، 7 آبان 1391

سلام . خسته نباشید.
فقط میتونم بگم بی نظیر بود ..
اجرتون با آقا ..

215
1
0
پاسخ به نظر اصغرامری يکشنبه، 7 آبان 1391

واقعاخسته نباشید خیلی خیلی خیلی عالی بود من صدبارهم ببینم بازبرای خوشایندخواهدبود

216
0
0
پاسخ به نظر نسرین شکیبایی يکشنبه، 7 آبان 1391

راستش اولش دوست نداشتم برم چون اصلا درموردش چیزی نشنیده بودم ولی انگار سرنوشت منو وخانوادم رو کشید به این نمایش زیبا وعالی...تمام وقت همه ی توجهم اونجا بود گاهی پلک هم نمیزدم تمام وجودم رو تحت تاثیر قرارداده بود ..در صحنه هایی خصوصا بردن حضرت علی علیه السلام به زور برای بیعت و آن ظلمی که به ایشان و حضرت فاطمه سلام الله میشد..آنقدر گریه کردم که احساس میکردم روح از بدنم خارج میشه....همه ی صحنه ها از آدم تا نوح و امام زمان عج همگی ترنم زیبای وجود بودند. صمیمانه از زحماتشان ممنونم.

217
0
0
پاسخ به نظر سید مهدی طباطبائیان يکشنبه، 7 آبان 1391

شب آفتابی نماد عینی ولایت الهی بر تمام هستی می باشد که توسط پیامبران و ائمه اطهار (ع) بر هر دوجهان عرضه شده است.
شب آفتابی بردن انسان به تاریخ حول محور ولایت مداری بوده و ای حقیقت را با هنرمندی نشان میدهد که تمامی مشکلات انسان ها بدلیل عدم رعایت موضوع" ولایت مداری" در تاریخ بوجود آمده و انسان های آگاه باید بیدار باشند تا دوباره این تاریخ سرشار از مظلویت ائمه اطهار(ع) تکرار نشود.
شب آفتابی، شبی است که طلوع خورشید را نه تنها میتوان دید بلکه گرمای آن تا اعماق جان و طینت انسان رسوخ میکند.
با تشکر فراوان از تمامی عوامل این برنامه پر محتوا

218
0
0
پاسخ به نظر سید محمد طباطبایی يکشنبه، 7 آبان 1391

هوالحق
باسلام , شب آفتابی یک دوره آموزشی ویژه برای بصیرت و معرفت افزایی بود که همه بخصوص ما نسل سومیها خیلی بهره بردیم.
فقط یک کلام : اجرتون با خانم فاطمه زهرا(س)
یاعلی

219
0
0
پاسخ به نظر امیرمهدی اسلامی يکشنبه، 7 آبان 1391

3روز قبل آفتاب ساعت 12شب طلوع کرد.
ما با یک ماشین زمان به اوج تاریخ سفر کردیم و فقط 2 ساعت به طول انجامید.
اما ای کاش بارها به این سفر می رفتیم.

220
1
0
پاسخ به نظر محسن دانایی يکشنبه، 7 آبان 1391

السلام علیکِ یا فاطمة الزهرا (س)
می نویسم که شب تار سحر میگردد / یک نفر مانده از این قوم که بر میگردد .
به نظر بنده نکته ی اصلی پیروزی حق بر علیه باطل ( جاء الحق و ذهق الباطل ... ) است ؛ به امید آن روزی که آقایمان حجة بن الحسن (عج) تشریف بیاورند و « و الشمس و ضحها .... * ... و النهار اذا تجلی » را به عینه نظاره گر باشیم . انشاءلله ما هم در زمره ی شیعیان حقیقی و یاوران حضرتش باشیم.

221
0
2
پاسخ به نظر محمود يکشنبه، 7 آبان 1391

کاش منم پول داشتممیومدم میدیدم خیلی دوست دارم ببینم یعنی میشه؟

222
2
0
پاسخ به نظر مهدی سیفی يکشنبه، 7 آبان 1391

انشاالله با حضور حضرت مهدی این شبهای ما نیز آفتابی شود و نور هدایت در این تاریکی ظلمات چشم نوازی کند

223
1
0
پاسخ به نظر امیر حسین يکشنبه، 7 آبان 1391

والله به ما گفتن یه تئاتره قشنگه بریم ببینیم. حالا که رفتم دیدم واقعا میتونم بگم قابلیت این تئاتر از یک فیلم سینمایی که از قبل ضبط شده و ماه ها و یا سالها براش زحمت کشیده شده بیشتر یود . در یک جمله میتونم بگم که آفتابی که دیشب تو زندگی من روشن شد تا اخر عمرم یادش در ذهنم و تلالو اش در زندگیم باقی خواهد ماند.

224
0
0
پاسخ به نظر محسن يکشنبه، 7 آبان 1391

واقعا بازیگران چقدر میتونن فروتن باشند که بدون گرفتن ذره ای پول و به این گمنامی این قدر زحمت بکشند خدا هر چی میخوان بشون بده

225
0
1
پاسخ به نظر حامد دماوندی دوشنبه، 8 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید
چه زیباست تاریخ گذشتگان چه زیباست مظلومیت و معبودیت امامان و پیامبران ما.
ای کاش ای کاش ای کاش سکانس آخر نمایش نیز به وقوع می پیوست و در تاریخ ثبت میشد.
الهم العجل الولیک الفرج

226
0
2
پاسخ به نظر سیما دوشنبه، 8 آبان 1391

نمایش خیلی خوب بود و بسیار هماهنگ و با نظم بود. دست همگی درد نکند. واقعا عالی بود. طرز برخورد کسانیکه راهنمائی میکردند هم بسیار عالی بود.

فقط متاسفم واسه خودمون که هنوز بلد نیستیم نظم و نظافت رو رعایت کنیم. ولی دست به انتقادمون واسه ایراد گرفتن از دیگران خوبه..

227
0
0
پاسخ به نظر لادن سمیعیان دوشنبه، 8 آبان 1391

شب آفتابی تجلی آفتاب دیگری ست...
ماهتاب هیچگاه نتوانست تاریکی روز ها وشب های مرا روشن کند آفتاب هم هرگز قادر به روشن کردنش نشد چطور وصف کنم نوری را که در عین دیده نشدن دیدگانم را وجودم را تارو پودم را روشن کرد.شب آفتابی نه از جنس روشنایی خورشید است نه نورش را مدیون منابع و قدرت های زمینیست شب آفتابی دالن یست به سوی خدا... شب آفتابی تجلی آفتاب دیگری است

228
0
0
پاسخ به نظر محمدرضا رنگی دوشنبه، 8 آبان 1391

سلام خدمت همه عزیزانی که زحمت فراوانیکشیدهاند
اشک شوق یا چی بگم اشگی که دل من رو لرزوند تازه فهمیدم حرفای پدرم چه معنی ای داره ... <یاحق>

229
0
0
پاسخ به نظر زهرا بیک‌وردی دوشنبه، 8 آبان 1391

سلام.خسته نباشید. واقعاً زیبا بود. فقط نکته‌ای بود که دوست داشتم بگم. من فکر میکنم اگر در این نمایش اشاره‌ای به ساخت کعبه میشد، خوب بود.
در کل کار بسیار خوبی بود. من واقعاً لذت بردم.

230
1
1
پاسخ به نظر محمد جواد موسی یی دوشنبه، 8 آبان 1391

این تاتر واقعا عالی بود اگرز قسمت شود دوباره با خانواده تشریف می آوریم

231
0
1
پاسخ به نظر طاهرپسند دوشنبه، 8 آبان 1391

سلام وقتی برنامه شروع شد تو ذهنم شروع کردم به نوشتن بدون اینکه بدونم شما نظر میخواین که بزارم تو وبلاگم اما کم کم که برنامه پیش رفت باتمام لحظاتش گریه کردم نه زجه زدم از صبح هم که به همه توصیه کردم برا تماشا برن تاکید کردم دستمال کاغذی یادشون نره(من نداشتم خیلی اذیت شدم!)خلاصه تصمیم گرفتم فقط یک کلمه بنویسم .........فوق العاده بود!خسته نباشید. البته یه چیز دیگه هم باید بگم علاوه بر تمام حسای خوبی که داشتم مدام میترسیدم شترها واسبااز سر وصدا مثل اسب بیان وسط جمعیت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

232
2
1
پاسخ به نظر سیدعلی قائم مقامی دوشنبه، 8 آبان 1391

سلام . حکایت غریبی بود ... شهادت حضرت زهرا (س) خیلی متاثرم کرد. . . خیلی گریه کردم.... موسیقی و اجرا عالی بود. یا علی.

233
0
2
پاسخ به نظر شهلا عبدالهی دوشنبه، 8 آبان 1391

2ساعت عمرم را واقعا فهمیدم چگونه گذراندم اگر در آن دنیا سوال شود بی جواب نمی مانم.

234
0
1
پاسخ به نظر امیرامکانی دوشنبه، 8 آبان 1391

سلام.واقعاُ برنامه خیلی قشنگی بود ومن واقعاُاولین بار خیلی هیجان داشتم.دست تمامی سازندگان درد نکنه اینقدر قشنگ بود که من دوبار به این برنامه اومدم.

235
0
1
پاسخ به نظر محمد دوشنبه، 8 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید، من برای بار سومی بود که این برنامه را می دیدم اولین بار در سال 85 بود به نظرم بخش حذف مجری بسیار عالی بود ولی همانطور که کارگردان کار هم گفته بودند بسیار بهتر است در میانبرنامه از کلام وحی (صوت)و ترجمه و تفسیر تصویری ان متناسب با هر سکانس بر روی پرده کمک گرفته شود و اینکه شیب جایگاه تماشاگران لحاظ نشده است و تماشگران انتهای سوله از دیدن برخی از صحنه بی نسیب می مانند
با تشکر از همه دست اندرکاران این مجموعه خصوصا سربازان هنرور

236
0
1
پاسخ به نظر رامین مالک دوشنبه، 8 آبان 1391

به نام خدا
در این که کار کار قشنگی بود، شکی نیست و بهترین بهترین لحظه عمرم-بی اغراق- شب آفتابی بود ولی از دو چیز خیلی ناراحتم:
1-اینکه حسی که از دیدن فیلم دارم رو نمیتونم به زبون بیارم و به دیگران تعریف کنم. حس غریبی است. الفاظ قاصرند...حقیقتا حقارت زبان در برابر قلب را امشب احساس کردم.
2- حسرت اینکه چرا خونواده و دوستانم کنارم نبودند... این باعث شده بود که یک احساس غربت، حسرت و سوز داشته باشم که چرا بقیه هم کنارم نیستن...
بعد از تماشای این برنامه، امیدم به هنر اسلامی و بچه مذهبی ها افزایش پیدا کرد...که نه، خبرهایی هست...
با دوستانی که در تماس بودم، تا میفهمیدم تماشا نکردن، تنها یک جمله میگفتم:«کل عمرت بر فناست.» بی اغراق و با شهامت کامل...
می توانم به جد عرض کنم که این دل نوشته شاید تنهاترین دل(!) نوشته حقیر هست... واقعا این کلمات از دلم بیرون آمد بی هیچ غل و غش...
التماس دعا
یا علی
و من الله التوفیق(برای شما)

237
1
1
پاسخ به نظر یوسف برجی دوشنبه، 8 آبان 1391

شب آفتابی قلب غبارآلود من را پس از مدتها خانه تکانی کرد، دل تاریکم را روشن نمود و به من آموخت که چه زیبا می توان در ظلمت شب به واقعیت آفتاب پی برد...

238
0
1
پاسخ به نظر وحید جعفری دوشنبه، 8 آبان 1391

با سلام
طلوع آفتاب معنویت و عشق را در شب آفتابی دیدم.
درخشش ایمان و هنر را در شب آفتابی دیدم.
اجرکم عند الله
یا علی

239
0
0
پاسخ به نظر احد لنگر سه‌شنبه، 9 آبان 1391

باسلام ضمن خسته نباشی
برنامه خیلی جلب بودش یکی ازدوستان من با دیدن این برنامه خیلی متحول شده.

240
1
0
پاسخ به نظر زهرا اسدی سه‌شنبه، 9 آبان 1391

با سلام واقعا خسته نباشید،من تا حالا توعمرم تئاتر ندیده بودم و از طریق دانشگاه به طور اتفاقی اومدم.من کم کم داشتم از سینما و تئاترناامید میشدم ولی حالا با شماها آشتی میکنم البته باشمانه با سینما. واقعا محشر بود علی یارو باورتون باشه ان شاالله.

241
38
3
پاسخ به نظر ریمه جهانگیری سه‌شنبه، 9 آبان 1391

شب آفتابی یعنی تولدی دیگر. با دیدن این برنامه تمام حقایق زندگی برایمان به تصویر کشیده شد حقایقی که میدانستیم ولی درک ما از آنها خیلی پایین بود ولی با تصویر کشیدن آن حقایق همه چیز بهتر برایمان مرور شد.

242
0
2
پاسخ به نظر سینا برنجی سه‌شنبه، 9 آبان 1391

از دیدن شب آفتابی شگفت زده شدم.پیامش اینست که شیطان از ابتدای خلقت آدم تا هم اکنون در کنار انسان بوده و همواره انسان را وسوسه می کند.

243
0
2
پاسخ به نظر زینب قاسمی سه‌شنبه، 9 آبان 1391

بسیارعالی بودشب آفتابی درواقع نمایش سقوط وذلت شیطان میباشد,نمایش اوج پیروزی حق برباطل میباشد,نمایش عظمت خداوندکه این عظمت رامومنین واقعی درک وبقیه آن رانفهمیدند.شب آفتابی نمایشگرنهایت وعاقبت نادانان وجاهلان وعاقبت متفکرین ومومنین رانمایش میدهد درآخرباتشکرازهمه دست اندرکاران امیدوارم نمونه این قبیل کارهابیشترشوداللهم عجل لولیک الفرج

244
2
2
پاسخ به نظر مجتبی بهرامی سه‌شنبه، 9 آبان 1391

فراتر از تصور غیر قابل پیشبینی وفوق العاده .اکثریت با التماس و اکراه وارد سالن میشوند اما در پایان به دنبال بلیت شب بعد هستند واقعا" خسته نباشید.تذکری مهم وبه جا که انسان رابه فکر فرو میبرد .معنی کلمه امشب آفتاب ساعت 12 طلوع میکند در ابتدا برای من گنگ و نا مفهوم بود اما بعد از نمایش ساعتها به صحنه های نمایش که در ذهن من نقش بسته بود یا بهتر بگویم حک شده بود فکر کردم وشاید در ساعت 12بود که اشک از چشمانم سرازیر ودلم میخواست دوباره در آن فضا قرارگیرم. مطمن هستم اگر امکانات بیشتری بود شاید جایگاه تماشاچیان را بهتر می دید تا تماشاگر با آرامش در عمق صحنه ها غرق میشد.

245
1
4
پاسخ به نظر باحال سه‌شنبه، 9 آبان 1391

بعضی ها مرض منفی دادن دارن

246
3
1
پاسخ به نظر آذر نظری سه‌شنبه، 9 آبان 1391

آفتاب شبتان گرمای زندگی را در رگهای یخ زده ام لرزاند و آهنگ تاریکی اش مرا به یاد طنین تنهایی ام انداخت که چه سخت گم شده ام در جهل مدرن!!
سالهاست زل زده ام به تبر؛ ولی نه ابراهیم را می بینم و نه خدایش را...
غرق شدم ولی دستان نوح را نگرفتم! خودم را به نَفَس مسیحاییِ عیسی نسپرده ام!
افسوس که به ندای محمد(ص) لبیک نگفتم... یوسف من هنوز در چاه انتظار است و من در منحنیِ حق و وهم همه را به هیچ باختم . من در غوغای چرخ زمان گنگ بودم ولی،
نوراین شب ، جوانه ی امیدی را در دلم پروراند که روزی از بیراهه ی دنیا به شاهراهی خواهم رسید که مرا میبرد تا ملکوت ؛ میسپارد به دست عشق...
گم شده ام را یافتم . من انتظارِ گم شده ام را یافتم .
فراموش کرده بودم که باید منتظر باشم . فراموش کرده بودم که بهشت را به بها دهند . من شیطان و نفسم را فراموش کرده بودم...
ای مرغان اساطیری ، ای چکاوک ها و ای کبوتران آرام پشت پنجره ام ، ای تمام گلهای نایاب قله ی قاف ، ای همه ی اقاقیها و تمام شمعدانی های قرمز گلدان خانه ی مادربزرگ ،
همه ی شما پیشکش باشید برای یادآوران حق در زندگیِ من...

247
0
0
پاسخ به نظر موسی میرزایی سه‌شنبه، 9 آبان 1391

در این روزگار سیاه همه سرگرم مادیات هستند و ناگهان شب افتابی طلوع میکند و تلنگری میشود برای این ادمهای غافل که مبادا گذشته ی سرخ(عاشورا) و اینده ی سبز(ظهور موعود) را فراموش کنید...مبادا رنج های امامان گذشته را فراموش کنید...نکند که گرفتار دامهای شیطان شوید...به یاد منزلت خلیفة الله ای خود باشید...مبادا خون به دل امام زمان(عج) کنید...
و خواهد امد شبی که تمام سیاهی ها را پاک کند و ان شب... شب افتابی است..........
به امید روز موعود

248
0
0
پاسخ به نظر امیر حسین حیدری سه‌شنبه، 9 آبان 1391

باسلام وخسته نباشی
عالی بود عالی .

249
2
0
پاسخ به نظر زهراقرنی سه‌شنبه، 9 آبان 1391

کاش لایق دبدار شوم،سحری با نظر لطف تو بیدار شوم
کاش منت گذاری برسرم مهدی جان! تا که سرباز باوفایت زیر سایه تو ارباب شوم.
مولای من،
دلم برای دیدارت به تنگ آمده،نمی خواهم،دنیایی را که بخواهد بین من و شما جدایی اندازد نمی خواهم،دلم از بی وفایی برخی مردم تنگ است درد است، دیگر طاقتم لبریز است دلم برای نگاهت گرفته است .گوشه نگاهی هم به ما بنمای انشاا...
اللهم عجل لولیک الفرج
یاعلی

250
2
0
پاسخ به نظر یونس سه‌شنبه، 9 آبان 1391

ایجاد تحول در نمایشهای جهان اسلام.....

251
1
0
پاسخ به نظر محمدجواد همتی سه‌شنبه، 9 آبان 1391

بسم رب شهداء والصدیقین
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم، از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم، آمده بودیم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم...
بسیار شب خاطره انگیزی بود از همه ی اونایی که تلاش کردن و گمنام زحمت کشیدنو کسی اونارو نشناخت تا جهادگونه و خالصانه دین و تاریخ و فرهنگ جهاد در راه خدا و شهادت و شیطان شناسی و... را به زیبایی به ورطه ی نمایش گذاشتن تا همیشه ماندگار و پایدار بماند صمیمانه تشکر نموده و خداقوت می گویم انشالله اجر اخروی این کار نزد پیشگاه حضرت حق محفوظ می ماند.

252
1
1
پاسخ به نظر رسول سه‌شنبه، 9 آبان 1391

سلام .
اینجا هر شب آفتابی طلوع میکند .
اینجا دل ما به خاطر دل تماشاچیان میتپد.
شاید صاحب نمایش داخل سالن باشد؟؟؟
تماشاچی برای اولین بار است این نمایش را میبیند و ماهم که بازیگر این نمایش هستیم تمام تلاش خودمونو برای صاحب نمایش به کار میگیریم .
ممنون از گروه کارگردانی .
دلمان هر شب برای فاطمه و بچهایش در کربلا میسوزد . خدایا به فریاد دل علی برس.
ممنون از همه زحمات مسئولین پروژه.

253
1
1
پاسخ به نظر رسول رحیمی یگانه چهارشنبه، 10 آبان 1391

اینجا چراغی روشن است...
چراغی با نور هدایت...
نوری که هشدار و انذار را در بر دارد
ما را از زمان و مکان عبور خواهد داد
انگار قیامتی بر پاست
صحنه ها یکی پس از دیگری از جلوی چشمانمان گذشت
سرگذشت قوم هایی که با وسوسه های شیطان گمراه شدند
سرگذشت مردانی با اراده که نفسشان را شکسست داده
آری اینانند صالحان و برگزیدگان الهی...
چراغی هنوز روشن است
هنوز منتظریم
منتظر مردانی که با امام زمانشان همراهند
مردانی که چهل صباح با امامشان بیعت کردند
پرده ای دیگر در حال تهیه است
البته اجرای سکانش آخر روز قیامت
امیدواریم از حسرت خوردگان نباشیم
خسته نباشید بچه های شب آفتابی
درود بر شما که همچین بزمی را آماده کردید تا مردم وسوسه نشوند و راه راست را طی کنند
تشکر

254
1
1
پاسخ به نظر لیلا فیروزمند چهارشنبه، 10 آبان 1391

بسوی نور که باشی ،سایه ها در پس تواند، حتی آنگاه که ایستاده ای-سلام شبت نورانی.
دلم گرفته بود و ابری میان او و خورشید قرار داشت که به دنبال نور می گشت ولی ابر جلوی او را سد کرده بود. چقدر زیباست که هر چه می طلبی به دست می یاری و با خورشیدٍ شبٍ شب آقتابی به نور دل رسیدم و گرما وجودم را فرا گرفت خورشید را دوست دارم و با دیدن این برنامه ی زیبا و گرمابخش وجودم پر از نور و گرما شد و با سیر و سلوک کردن در تاریخ و زمان بند بندٍ وجودم از هم رها شدند و در زمان ظهور امام عصر (جانم به فدایش) به هم پیوند خورد و با استقامت و استواری لبیک گفت. و با نور وجودش خورشید دلم طلوع کرد.
خدا گوید:
تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
بدان آغوش ٍ من باز است
شروع کن!
یک قدم با تو، تمام گامهای مانده اش با من.

255
0
1
پاسخ به نظر سبحان حسینی چهارشنبه، 10 آبان 1391

دیشب من دیدم آنچه را که سالهاست می شنوم و نمی فهمم.دیشب من شنیده ها را دیدم.دیدم که شیطان چه با آدم کرده و می کند.دیدم چه با خاندان پیغمبر کردند.دیدم چطور فاتح خیبر را با دست های بسته در کوچه ها می کشیدند.دیشب دیدم که با فاطمه (س) چه کردند.دیشب دیدم ناله های زینب (س) بر بالین حسین (ع) را.دیدم قربانگاه اسماعیل را.دیدم خون جگر حسن (ع) را.و دیدم اندکی از خودم را.و هستی رنگ باخته من ، دیشب کمی آب و رنگ به خود گرفت.آری، ساعت 12 شب قبل،‌ خورشید،‌ تاریک خانه دل مرا اندکی آفتابی کرد ....و دیشب فهمیدم من خدا را دوست دارم.

256
0
1
پاسخ به نظر علیرضا عرب احمدی چهارشنبه، 10 آبان 1391

سلام
با دیدن برنامه شما تاریخ اسلام را لمس کردم و روضه هایی که در هیئت ها می شنیدم را حس کردم
عاشورا را دیدم
ممنون
عجرکم عند الله
الهم عجل لولیکل الفرج

257
0
1
پاسخ به نظر حمید کریمی چهارشنبه، 10 آبان 1391

با سلام و عرض خسته نباشید جهت انجام این کار واقعا سنگین
در تاریخ 91/8/9 شب آفتابی رو برای دومین بار دیدم
چهار سال قبل این برنامه رو تو پادگانی تو شرق تهران دیده بودم
به نظرم رسید که یک مقدار زیادی کار تغییر پیدا کرده و اون حس وحال اجراهای اولیه رو نداره
ولی هنوز هم شب آفتابی رو دوست دارم
متشکرم که اجازه دادید از کنار گود نظر بدیم
مولا علی (ع) نگهدارتون

258
0
0
پاسخ به نظر حمید کریمی چهارشنبه، 10 آبان 1391

یک عرضی هم دارم راجع به سالن
اگر سالن یک شیب نسبی داشته باشد و کسانی که عقب تر هستند در موقعیت بالاتری قرار بگیرند و صحنه هارو بهتر ببینند زحماتتان بازخورد بهتری خواهد داشت.
متشکرم

259
0
0
پاسخ به نظر تراب پور چهارشنبه، 10 آبان 1391

از هر شبی نمی توان گذشت!
من پر نور ترین و درخشان ترین آفتاب عمرم را در این شب دیدم, پرتوی این نور تمام تاریخ را فراگرفت و روشن ساخت.روشنگر یک جدال, جدالی دائمی میان مسجود فرشتگان و شیطان بود .
پرتو این نور جان هرکس را به اندازه ی خودش و به گونه ای متفاوت روشن میکند. کافیست دقیقه ای از صحنه ی نمایش دل بکنی و نگاهی به اطرافت کنی شاید به ناگاه پسر بچه ای را ببینی که شیطنتش را با کفش هایش در آورده ,امتداد نگاه معصومانه اش را که پیش بروی تمام صحنه ها را میتوانی به گونه ای دیگر شاهد باشی . او با تمام کودکی اش دست به تبر می شود و با ابراهیم (ع)بت میشکند, شاید نه به اندازه ی ابراهیم اما او نیز هیبت ملکوتی پروردگارش را حس می کند , هنوز از تسلیم اسماعیل(ع) دل نکنده که عاقبت سرکشی فرزندی را در بلندای یک کوه به نظاره می نشیند.او با مسیح لبخند می زند و با علی اصغر فریاد العطش سر میدهد.
شاید یکی از پرچم های سبز انتظار به دست اوست؟!

اگر نوری هست سرچشمه ای دارد پس اگر نبود یاری خدایتان و مدد اهل ذکر خورشیدی در این شب طلوع نمی کرد.
درود بر شما که جای پای خالی تاریخ را درنوردیدید و به مولایتان رسیدید.

260
0
2
پاسخ به نظر انصاری چهارشنبه، 10 آبان 1391

بسیار سپاسگذاریم بخاطر برنامه بسیار عالی و جذاب شما،فقط اگر لطف کنید و شهادت حضرت علی اصغر ،ابوالفضل عباس و امام رضا را هم در برنامه بگنجانید خیلی خوب میشود

261
0
1
پاسخ به نظر فاطمه ملااحمدی چهارشنبه، 10 آبان 1391

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت عوامل برنامه شب آفتابی واقعا شب بسیار زیبا و به یاد ماندنی برای من خواهد ماند خیلی قشنگ بود از طرف خودم و خانواده ام به شما خسته نباشید می گم خیلی خیلی زحمت کشیدید ولی واقعا ارزش داشت...

262
0
1
پاسخ به نظر عاطفه چهارشنبه، 10 آبان 1391

عالی بود

263
0
1
پاسخ به نظر معصومه قره قوش چهارشنبه، 10 آبان 1391

من در عالم برزخی بودم که تمام اتفاقات جلوی چشمانم به نمایش گذاشته می شد در همه حال شیطان بود و درخت ممنوعه و منی بود که چقدر ضعیف و بی اراده بود. پرده ها بسته می شدند و تماشاگران همچنان جذب صحنه بودند.
چشم های همه حرف می زد شادی بود و گریه. اشک ها و خنده ها همه جا در یک جا جمع شده بودند.
شب آفتابی تمام شده بود و ما همچنان در رویایی از شب به سر می بردیم.
به چادر برگشتیم و یک لحظه در مقابلمان مرد شب آفتابی را دیدیم. کار گردان آقای بهزاد بهزادپور مشتاق دیدن ما طلبه هایی بود که از هیجده کشور جهان برای دیدن شب آفتابی آمده بودند. از او بابت زحماتش تشکر کردیم و خوشحال شدیم که او هم در راهی مشابه راه ما قدم بر می دارد
از زحماتتان سپاسگذارم...

264
0
1
پاسخ به نظر محسن شفیعی پنجشنبه، 11 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید از برنامه خوبتون و سایت خوبتون ممنونم .چنین برنامه ای در کشورمان اصلاً وجود نداشته واز زحمات شما کمال تشکر را دارم بنده که خیلی لذت برم و خیلی به روحیه ام اثر مثبت داشت امیدوارم ادامه دار باشد و در برنامه های بعدی انشاءالله با موضوعات در روند بهتر شدن و فراگیرانه تر در کل کشور این برنامه مخاطب پیدا کند.**/

265
0
1
پاسخ به نظر سید جلال طباطبایی پنجشنبه، 11 آبان 1391

تشکر می کنم بخاطر مایش زیبا و بزرگ شب آفتابی و مدیریت خوبی که در همه مراحل از صدور بلیط گرفته تا اتمام برنامه انجام می گیرد.
نمایش زندگی پیامبران بسیار عالی بود ولی زمان ائمه خیلی مختصر بود و با توجه به اینکه نمایش های مبسوطی در مناسبت های شهادت ائمه نمایش داده می شود و از طرفی نمایش آن در این نمایش باعث طولانی شدن نمایش می شودو ببنده بعد از یک و نیم ساعت خسته می شود به نظرم اگر شب آفتابی تنها به زندگی پیامبران اکتفا کند بهتر می شود چرا که به طور مثال واقعه قربانی کردن حضرت اسماعیل را کامل تر می توانستید نمایش دهید

266
6
2
پاسخ به نظر زهرا مشهدی پنجشنبه، 11 آبان 1391

شب آفتابی ها سلام
نمیدونم دیشب خواب بودم یا بیدار ولی اینو میدونم که هرچی بود بهترین خاطره ی زندگیم رقم خورد و حالا با افتخار میگم که من دیشب طلوع آفتاب رو ساعت۱۲ شب دیدم.
خداقوت

267
1
1
پاسخ به نظر ابوالفضل باقری پنجشنبه، 11 آبان 1391

با سلام به همه عزیزانی که نمایش بزرگ و جالب را اجرا کردند.
من تا بحال اینقدر واقعه های که می دانستم تا به این حد برایم ملموس و واقعی نبود مخصوصا واقعه های مربوط به حضرت علی و امام حسن و عاشورا که گریه واقعا انسان را تحت تاثیر قرار میداد . من به راحتی اشکم در نمی آید ولی در این صحنه ها نمی توانستم جلوی اشک خود را بگیرم.
با تشکر

268
1
1
پاسخ به نظر یوسف آذرنژاد پنجشنبه، 11 آبان 1391

سلام کاش دلهای تاریک وسیاه نیز مثل برنامه شب آفتابی آفتابی شود . با تشکر از برنامه خوبتان

269
1
0
پاسخ به نظر بیتا پنجشنبه، 11 آبان 1391

این تاتر یا نمایش خیلی مفید واقع شده بود به دلیل اینکه ممکن است خیلی از مردم داستان زندگی پیامبران و... را ندانند و این برنامه سسب شد که اطلاعات افراد فزونی پیدا کند.با تشکر از همه ی عزیزان که این برنامه را تهیه کردند.

270
3
0
پاسخ به نظر حاج محمد پنجشنبه، 11 آبان 1391

دست شما درد نکته بسیار بی نظیر و عالی بود من که خیلی خوشم اومد امیدوارم سید الشهداء روز قیامت شفیع همتون باشه

271
5
1
پاسخ به نظر زهرا دارابی پنجشنبه، 11 آبان 1391

از خیابانهای شهر و ترافیک و دود گذر میکنم و صدای آلودگی در هوای خیالم غوغا میکند...
هوایِ دیدن تو را کرده ام و می آیم ، رو به آن وسعتِ بی واژه که همواره مرا می خوتند...
شاید در تو گمشده ی خویش را پیدا کنم...
برای دیدنت انتظار میکشم و ماه را مینگرم که در لحظه های انتظازت چه کامل بر من می تابد...شاید تو اینجایی امشب...

امشب آفتاب و مهتابم یکی ست...امشب آسمان چشمانم چون همیشه بارانی ست...امشب دستهایم میخواهند به اوج برسند و ضربان قلبم را عرفانی از جنس تو در بر گرفته...
تو مرا از زمان و مکان گذراندی،امشب تک بعدی شده بودم و تنها "انتظار" وجودم را تسخیر کرده بود...چه شیرین کامم من امشب با هدیه ی تو...
تو کوتاه بودی و گذرا...مثل همه ی لحظه های خوب...مثل همه ی شبهای ناب...
مثل باران بهاری در پاییز باریدی و من پیچکی که پر از شوقِ شکفتن بودم!
کاش به اوج برسانی ام...کاش بتابی بر این انتظار یخ زده...کاش طلوع کنی...کاش بیایی...

(تو چه دوری از من...
کاش کسی مرا با خورشید آشتی دهد..)
از همه ی زحمتایی که کشیدید واقعا سپاس...بی نهایت عالی بود...خدا لطف و رحمت بیکرانش رو شامل حال همه ی کادر "شب آفتابی" بکنه...

272
1
3
پاسخ به نظر محمدمهدی جمعه، 12 آبان 1391

چه اسم بامسمایی...!!بله..همه ی شب هاآفتابیه...حتی درخرابه...خورشیدبرروی نی و قمربه دنبال او....خداقوت

273
1
1
پاسخ به نظر محمدمهدی جمعه، 12 آبان 1391

سلام، من سال 89 هم دیده بودم امااینقدرکار،خوب بودکه ترجیح دادم دوباره برای دیدنش وقت بذارم،خشحالم ازاین که همچین نماشی های خوبی داره درسطح بالا اجرا میشه.خدا قوت دوستان

274
1
2
پاسخ به نظر اباذر غفاری جمعه، 12 آبان 1391

زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید است شب افتابی طلوعت مبارک.شبی در کنار ادم وابراهیم ونوح وعیسی واحمدوبازمزمه ی ذکز یاعلی ویازهرا ویاحسن و درکنار قتلگاه حسین وآوای یازینب ویامهدی درانتظار ظهوربودن زیباست

275
5
1
پاسخ به نظر معصومه قره قوش جمعه، 12 آبان 1391

طلبه ای هستم از کشور ترکیه که قسمت شد شنبه توسط حوزه مهمان شب آفتابی شوم. قبل از اینکه بیایم در ذهن خود تصویری از شب آفتابی ساخته بودم ولی به جرات می گویم که هیچ وقت چنین تصور نمی کردم در خیال من چیزهای دیگری بود مثلا در مورد دکور که من تا به حال شاهد چنین چیزی نشده بودم. برای من عجیب بود روی زمین نشستن و تماشا کردن.
وقتی سکوت همه جا را فرا گرفت انگار خود را در عالم برزخی یافتم که همه منتظر اتفاقی هستند نمی دانم چرا این حس به سراغم آمد. پرده ها کنار رفتند و عالم و آدم در کنار هم قرار گرفتند. از خود بی خود شده بودم احساس کردم دیگر دنیایی برای من نیست. من همچنان غرق در دنیای دیگری شده بودم من آن لحظه ها را زندگی کردم من از زمان آدم تا زمان عصر بودم, آری من شاهد بودم. من در عالم برزخی بودم که تمام اتفاقات جلوی چشمانم به نمایش گذاشته می شد در همه حال شیطان بود و درخت ممنوعه و منی بود که چقدر ضعیف و بی اراده بود.

276
3
1
پاسخ به نظر معصومه قره قوش جمعه، 12 آبان 1391

اشک ها و خنده ها همه چیزدر یک جا جمع شده بودند.
شب آفتابی تمام شده بود و ما همچنان در رویایی از شب به سر می بردیم.
به چادر برگشتیم و یک لحظه در مقابلمان مرد شب آفتابی را دیدیم. کار گردان آقای بهزاد بهزادپور مشتاق دیدن ما طلبه هایی بود که از هیجده کشور جهان برای دیدن شب آفتابی آمده بودند. از او بابت زحماتش تشکر کردیم و خوشحال شدیم که او هم در راهی مشابه راه ما قدم بر می دارد
از زحماتتان سپاسگذارم...

277
2
1
پاسخ به نظر مبینا ابراهیمی جمعه، 12 آبان 1391

امدم دیدم
بی نظیری را
دیدم افتابی را در
شبی زیبا
مندیدم شب افتابی را
تا به حال ندیده بودم من همچین برنامه ی زیبای
میخواهم بگویم که خوب بود عالی بود هرچه گویم کم گویم کاش باز هم برای یک دفعه ی دیگر فقط یک دفعه ی دبگر برنامه ی زیبای شاهکار بی نظیر شب افتابی را ببینم خواهم گویم که من دختر13 ساله ای ام که تا به حال نتوانسته بودم که در مجلسی برای امام حسین گریه کنم یا برای قدیری اشک شوق بریزم اما در شب نرانی شما من توانستم اشک شوق بریزم اشک امام حسین و اهل بیت بریزم میخواهم تمام حرف هایم را در4کلمه خلاصه کنم
زیبا
خوب
عالی
بینظیرو شاهکاررررر

278
2
3
پاسخ به نظر بهاره فضل اللهی جمعه، 12 آبان 1391

من همیشه فکر میکرد جنگ الکی بوده.مسخره بود به نظرم همه یه این دل سوزیا برای شهداواصلا به افریده شدن آدم اعتقاد نداشتم اما بعد دیدن برنامه شما فهمیدم اشتباه میکردم
وقتیکه بمب باران شرو شد من از ترس اشک میریختم و فقط و فقط به فکر شهیدای عزیزمون بودم که توی اون لحظه چی کشیده بودن!!!!!!!!!!!!

279
3
2
پاسخ به نظر مهدی جمعه، 12 آبان 1391

سلام
کاش میشد همه دنیا شب آفتابرو ببینن و بفهمن اونقت تمام تایکی های دلاشون آفتابی می شد ....
ای کاش می شد ..........

280
2
1
پاسخ به نظر godsie جمعه، 12 آبان 1391

ba salam o khaste nabashid .
shabe aftabi faramoush nashodanist.kheili aaaaaaali bud.be omide zohour!

281
1
3
پاسخ به نظر علی شریف زاده جعفری جمعه، 12 آبان 1391

سلام
فکر میکنم جای صحنه خطبه ی حدیث سلسله الذهب امام رضا در نیشابور خالی بود
باتشکر خداقوت
یاعل

282
3
2
پاسخ به نظر عرفان ایپکلو جمعه، 12 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید خدمت شما.برنامه بسیار عالی بود

283
3
2
پاسخ به نظر مرشد جمعه، 12 آبان 1391

ازشم دست اندرکاران ومتولیان محترم شب آفتابی صمیمانه تشکر میکنم ودست همه شما را میبوسم باگریه هاتان گریستیم وباشادیهاتان خندیدیم اجرتان با فاطمه زهرا اگر ایشان ازشما بپذیرد که انشاءالله خواهدپذیرفت خوشا به سعادتتان از متولیان ومدعیان فرهنگ وهنر مملکت هم شدیداگله دارم خدا هدایتشان کند

284
2
2
پاسخ به نظر علیرضا عطایی جمعه، 12 آبان 1391

با عرض سلام و خسته نباشی باید بگم که اقا ترکوندین خداوکیلی تا حالا نمایشی به این قشنگی ندیده بودم واقعا عالی بود

285
2
1
پاسخ به نظر مائده حبیبی جمعه، 12 آبان 1391

همه چیز عالی بود خیلی ممنون من که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ازتون ممنون خیلی وقت بود نمایشی به این زیبایی ندیده بودم خیلی خوشحالم کردین بازم ممنون

286
1
2
پاسخ به نظر علیرضا محمدزاده جمعه، 12 آبان 1391

با سلام و عرض خدا قوت :
به نظر من شب آفتابی تلفیقی از کار هنری ، تاریخی ، سیاسی و اجتماعی بود که به صورت بسیار هنرمندانه به اجرا در آمد که توانست از هر گروه سنی مشتاق برای دیدار خود دعوت کند و این جای تبریک دارد. من الله توفیق

287
0
3
پاسخ به نظر محمد اعرابی شنبه، 13 آبان 1391

من یک محصل دبیرستانی هستم.ازنمایش خیلی خوشم آمد ولی قسمت حضرت موسی (ع)کم بود اگر معجزات آن حضرت کاملتر نشان داده می شد بهتر درمخاطب اثر می کرد.قسمت جنگ هم خیلی تاثیرگذاربود بخصوص برای مابچه ها که در دوران جنگ نبودیم.صحنه آخر درباره امام زمان (عج) اگر بامداحی همراه باشد بهتر است. تشکروسپاس فراوان

288
2
2
پاسخ به نظر زهرا رضایی شنبه، 13 آبان 1391

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی...؟؟

289
2
2
پاسخ به نظر مح شنبه، 13 آبان 1391
در پاسخ به 1020مجتبی بهرامی

ممنون از هم فکری

290
2
3
پاسخ به نظر پوریا شنبه، 13 آبان 1391
در پاسخ به 1020مجتبی بهرامی

خیلی خوب بود و متشکرم از کسانی که این فیلم را برای ما اجرا کردن

291
2
3
پاسخ به نظر اسمعیل اصغری نسب شنبه، 13 آبان 1391

با سلام و عرض ارادت
لازم دیدم ابتدا از زحمات تمام کسانی که برای اجرای هر چه با شکوه این برنامه دخیل بودند تشکر نمایم و عرض کنم برداشت اینجانب از این اجرای با عزمت اینست که استکبار از بدو تاریخ و خلقت بوده و تا آخر و زمان خواهد بود ولی وظیفه ما آن است که با تمام توان با آن مبارزه و ایمان خود را قوی و اعتقادات خود را با تمام وجود حفظ و از آن پاسداری
نمایم. به امیدروزی که همه استکبار و شیاتن از روی زمین محو و نابود شوند. سپاسگذارم

292
3
2
پاسخ به نظر مولود میرزائی شنبه، 13 آبان 1391

هو الجمیل
استاد بهزادپور سلام... خسته نباشید...
پرده های خلقت را از ابتدای آفرینش تا آخرین پرده که عجیب انتظارش را می کشیم در مقابل چشمانمان هنرمندانه به نمایش کشیدی...
با نمایش سجده بر آدم باور آفریده شدن انسان با آن مقام والا را در وجودمان چندین برابر کردی... و اینکه تسلیم در برابر هوای نفس چه حقارت و ضلالتی در پیش خواهد داشت ،ضلالتی که تنها با طلوع آخرین آفتاب تمام خواهد شد و این انسان را که حتی تا پست ترین درجات یعنی پرستش شیطان همان موجودی که در برابرش سجده نکرد و ملعون رانده از سوی خالق شد پیش خواهد رفت را نجات خواهد داد...
شب های عمرتان آفتابی و یاعلی...
هو الباقی

293
4
2
پاسخ به نظر محمد پناهی فرد شنبه، 13 آبان 1391

(...دلم ز پرده برون شد کجائى اى مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
.
.
.
آقا مارو معاف کنید از دل نوشته نوشتن که حضرت حافظ خوب در وصف شب آفتابی تان سروده اند :

(تقدیم به همه ی شب آفتابی ها)

چو بشنوى سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه یى جان من خطا این جاست
سرم به دنیى و عقبى فرو نمى آید
تبارک اللّه از این فتنه ها که در سرماست
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کجائى اى مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
نخفته ام بخیالى که مى پزد دل من
خمار صد شبه دارم شرابخانه کجاست
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشوئید حق به دست شماست
از آن به دیر مغانم عزیز مى دارند
که آتشى که نمیرد همیشه در دل ماست
چه ساز بود که در پرده مى زد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
نداى عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضاى سینه ء حافظ هنوز پر ز صداست

(آجرکم الله...)

294
30
3
پاسخ به نظر خدیجه تاجیک خاوه شنبه، 13 آبان 1391

سلامی به بلندای تاریخ به تو
خسته نباشی برادر
کوله باری از سخنان ناگفته داشتی. گرفتم,گریستم,حظَی بردم وصف نشدنی
تلاشت را در ذره ذره ی وجودم حس کردم که چه دردی داری,که چه رنجی میکشی از آنچه دشمنان در پی تصاحبش هستند. ولی نه,این ایمان ما گنجینه ای است نهان که پای هیچ اجنبی ای در حریمش باز نخواهد شد,
به کودکم گفتم:چه سخت است این درَ گرانبها را در دو ساعت نشان دادن.
امَا می ارزد به آنچه که دیده میشود.از هبوط آدم گفتی و نزدیک نشدنش به درخت حسد,طمع,آز و او نزدیک شد و رشته سر دراز پیدا کرد.
به کودکم گفتم:این حصار از ایثار اوست که چون حصاری امن از ایمان توست.تو نشسته ای و همه ی اطرافت آتش است,همان آتشی که نخستین بار حضرت آدم نزدیک شد و هبوط کرد.گفتم ایمان داشته باشی,آنکه در افق است,سوار بر اسب خواهد آمد.این آفتاب پنهان آشکار میشود و آنوقت گلستانی داریم به وسعت همه ی آرزوها.
به تو برادرم بالیدم که دغدغه ات,نگرانیَت,تلاشت را در لحظه لحظه اجرایت دیدم.
ایمان دارم که میدانی یوسف زهرا گلستان میکند دنیا را.
میدانم,اما فقط میتوانم با تمام وجود بگویم:خسته نباشی برادر,خسته نباشی...

295
3
3
پاسخ به نظر سینا کاوسی شنبه، 13 آبان 1391

سلام و درود بر تمامی دست اندرکاران این برنامه ی دینی و مهیج.
میدنم که زحمت های بسیار و خرج های زیادی برای این برنامه شده و در بوستان ولایت برای دیدن این برنامه حتی ریالی از مردم علاقه مند دریافت نشد.
برنامه ای واقعا دل انگیز و در عین حال مهیج بود چرا که در عین شلوغی و سر و صدا مردم را به اشک ریختن وا می داشت.

خسته نباشید.

296
2
2
پاسخ به نظر zahra شنبه، 13 آبان 1391

سلام
در طول دیدن نمایش داشتم آیات سوره ی هود را میخواندم و آیات برایم بسیار پررنگ میشد...زیرادر این سوره بیشتر داستان انبیا آمده است

297
2
2
پاسخ به نظر آذر غلامی پور شنبه، 13 آبان 1391

سلام و خسته نباشید بر کسی که چنین ایده ی تاریخی ، زیبا و ماندگار ی به ذهنش رسید و نیز سلام بر تمام کسانی که او را حمایت و پشتیبانی کردند تا مردم طی 2 ساعت آدم تا خاتم را مرور کنند و اگر یادمان رفت که شیطان همیشه در کمینمان نشسته به خود آییم و از وسوسه های او دوری کنیم وهمگی به ریسمان الهی چنگ زنیم و با وسوسه های شیطان متفرق نشویم.چنین صحنه هایی برای ما به خصوص جوانان ما که هم در دوران جنگ نبوده اند هم در معرض تهاجم فرهنگی قرار دارند بسیار لازم میباشد.به عنوان یک خواهر از شما خواهش میکنم چنین برنامه های زیبا و دیدنی را ادامه دهید.من اولین بار بود که برنامه ی نمایشی زنده را میدیدم آن هم با این شیوه و واقعا واقعا واقعا لذت بردم حتی روی بنرهایتان درشت نوشتم که واقعا دستتان درد نکند لطفا ادامه دهید...ادامه دهید

298
3
3
پاسخ به نظر حمید بابایی شنبه، 13 آبان 1391

خیلی ممنون از زحمات شما واقعا عالی بود تا حالا نمونه این برنامه تو ایران اجرا نشده بود
واقعا خدا قوت
اجر تون با آقا امام زمان

299
1
1
پاسخ به نظر فاطمه پوروش شنبه، 13 آبان 1391

بزرگترین حرکت ها حرکت به سوی فرهنگسازی در عرصه ی دین است خدا را شاکریم که عزیزانی همچون شما با استفاده از نوین ترین روش ها در عرصه ی تئاتر مردم را به سوی این هدف والا هدایت میکنند با سپاس فراوان و خسته نباشید!
و من ا... توفیق/

300
1
3
پاسخ به نظر جواد پوروش شنبه، 13 آبان 1391

بسمه تعالی
از شما عزیزان که میراثگر فرهنگ ناب محمدی ص هستید تشکر میکنم!
بسیجی کوچک از عملیات فتح المبین.

301
8
3
پاسخ به نظر محمد شنبه، 13 آبان 1391

السلام...
"نمی دانم چرا امشب اینقدر هوا آفتابی است..."
صمیمانه ترین سپاس از آن کسانی است که خالصانه ،تنها و تنها برای ترویج فرهنگ توحیدی و بصیرت آخر الزمانی هنر را عاشقانه و عارفانه به تصویر می کشند با نور و نوایی خیره کننده...
شب آفتابی ها خدا قوت..
با تمام تقدیر از این اثر ماندگار،تنها ذکر چند نکته خالی از لطف نیست:
1)اهمیت واقعه غدیر کمتر از کربلا نیست وبل بیشتر،رمان بیشتر اختصاص داده شود
2)وجود کعبه در آیتم فتح مکه یقینا به جلوه های بصری و اثرات معنوی اضافه میکند
3)جای خالی صحنه ای از شهدا در جبهه مشابه صحنه شهدای کرب وبلا احساس می شود
4)در آیتم ظهور به جهت حسن ختام برنامه اگر با جمله انا بقیه الله.. و نکیه دادن و ندا دادن حضرت بر کعبه به پایان رسد شکوه چند برابر را فراهم می آورد

در انتظار ظهور آفتاب در این دنیای ظلمانی...
یا علی مددی

302
3
3
پاسخ به نظر عبدالرحیم عرب شیبانی شنبه، 13 آبان 1391

بار الها عطرگل کی خواهد آمد؟؟؟؟

303
1
3
پاسخ به نظر حسین زاده شنبه، 13 آبان 1391

امشب انسانی شکسته تر از برگ های پاییزی به همراه کوله باری از خاطرات خیس و پوسیده ی خود در میان قافله ی <<شب افتابی>> حضور داشت.حضوری که او را از برزخ سوالات مبهمش رهانید و قاصدک پر شور دلش را به سوی کران بی کران رهسپار ساخت. حضوری که کالبد طوفان زده اش را از شکنجه های شیطانی دور نمود و کوه دلواپسی هایش را با غرور و افتخار متلاشی کرد . جالب است.. واقعا جالب است که ایستگاه هوا شناسی قلبم اعلام داشته: امشب اسمان دلم آفتابیست همراه با نسیم زلال معنویت ...و من در این لحظه این فرصت را مغتنم میشمارم تا ارزو کنم مهتاب دل شما هم افتابی شود.

304
1
4
پاسخ به نظر n.p يکشنبه، 14 آبان 1391

من دیشب برای بار دوم در برنامه شب افتابی شرکت کردم اما باز هم همون حال بار اول را داشتم و یه حسی بین ترس و وحشت از ابهت خدا و اینکه در مقابل اون ما حتی اندازه قطره ای نیستیم .من زمانی که برنامه شروع شد احساس می کردم روحم از قالب زمانی و مکانی خودش جدا و توی یه دنیای دیگه و دقیقا تو همون دوره است و ارتباط خوبی با صنه و بازیگرا و حوادث برقرار می کردم .و در اخر از تمام دست اندر کاران این برنامه از بزرگترین تا کوچکترین عضوش تشکر میکنم و افتخار میکنم که هموطن هایی هنرمندی مثل اونها دارم .امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید .

305
2
2
پاسخ به نظر مهدی سلیمی يکشنبه، 14 آبان 1391
در پاسخ به 52yosef safari

با سلام فیض کامل ازبرنامه برده شد ازنزدیک شدن محرم که نمایشهایادعاشوراویاد سوزاندن دریادفاطمیه انداخت باتشکر

306
3
3
پاسخ به نظر فرهاد خانلری يکشنبه، 14 آبان 1391

با سلام و عرض خسته نباشید.
واقعاً عالی بود
عالی بودید
فقط صدا فکر کنم بیش از حد زیاد بود
همین
که این صدا در برابر نمایش زیبا گم شده بود
امیدوارم این نمایش ها تداوم داشته باشه
به امید ظهور...

307
4
3
پاسخ به نظر فرهاد خانلری يکشنبه، 14 آبان 1391

از زمانی که بشر پایش را روی زمین گذاشت مثل یک شب آفتابی که نه میدانیم تاریک است و نه میدانیم شفاف است و روشن به نزاع با هم نوع خو گشته و به فکر پست و مقام.
در این شب افتابی ما یاد گرفتیم که چگونه یک شب آفتابی شده

308
1
3
پاسخ به نظر حمید صادقیان مشهور يکشنبه، 14 آبان 1391

با سلا و خسته نباشید به همه دست اندر کاران محترم شب آفتابی . این یکی از زیباترین نمایشهای بود که می توانست هر انسانی را تحت تاثیر معنوی بگذارد ودر بعضی از صحنه ها اشک هر بینده را در خصوص وقوع آن حادثه برخ بکشاند . این نمایش توانست وقایع تاریخی را بطرز بسیار خوب وسریع از دیده گان همه بگذراند وانسان را با اوضاع واحوال آن حوادث نزدیک کند وبه نوعی بینده خود را درکنار آن ببیند وکارگردان محترم آین نمایش توانست سبک بسیار پیشرفته وجدیدی در تاریخ نمایش در ایران ،را که استفاده از چند سبک نمایش است را به صحنه برساند. با تشکر از شما

309
1
3
پاسخ به نظر محسن جوادنیا يکشنبه، 14 آبان 1391

هر رفتنی رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفتو پیدایش کرد

با تشکر از بازیگران و عوامل کارگردانی!

310
1
3
پاسخ به نظر محسن جوادنیا يکشنبه، 14 آبان 1391

هر رفتنی رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفتو پیدایش کرد

با تشکر از بازیگران و عوامل کارگردانی!

311
7
3
پاسخ به نظر حسن عبدالصمد يکشنبه، 14 آبان 1391

برای سالگرد ازدواجمان اسممان برای سفر به مشهد در کاروانی نوشته بودیم.از قضا مشخص شد که این کاروان جعلی بوده و مشهدمان منتفی شد.
دلمان خیلی شکست.با خود میگفتم این چه حکمتی دارد که آقا ما را نطلبیده است.
همان شب بلیطی برای شب آفتابی به دستم رسید. برای التیام این ناراحتی به این نمایش آمدیم.

آنقدر آرام شده بودم که باور نمیکردم.
شاید گریه هایی که اینجا داشتم از گریه هایی که قرار بود در صحن امام رضا (ع) داشتم بسیار بیشتر بود.

312
2
4
پاسخ به نظر الیاس صادقی يکشنبه، 14 آبان 1391

شیطان می خواهد به خداوند نشان دهد که انسان لایق چنین مقامی نیست این چیزیست که در سرتاسر نمایش موج می زند البته مگرداستان هبوط آدم این گونه نبود که آدم ابتدا فریب شیطان را نمی خورد وحوا فریب خورده وباعث فریب آدم می شود

313
36
3
پاسخ به نظر محبوبه غلامی يکشنبه، 14 آبان 1391

روشنایی شب افتابی به نور فسفر ماند که چون پیرامون ما تاریک شود، روشنی آن آشکار گردد،
اگر در جستجوی نور باشی، نور را می‌یابی، شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.

314
1
3
پاسخ به نظر گلنلز نورمحمدی يکشنبه، 14 آبان 1391

سلام
همکاران محترم شب آفتابی
هرچه گشتم متنی در خور وشایسته این برنامه فوق الهاده پیداکنم نیافتم فقط از ته دل به شما عزیزان خداقوت گفته وآرزوی موفقیت دارم

315
1
3
پاسخ به نظر نیلوفر حسین زاده يکشنبه، 14 آبان 1391

امشب انسانی شکسته تر از برگ های پاییزی به همراه کوله باری از خاطرات خیس و پوسیده ی خود در میان قافله ی <<شب افتابی>> حضور داشت.حضوری که او را از برزخ سوالات مبهمش رهانید و قاصدک پر شور دلش را به سوی کران بی کران رهسپار ساخت. حضوری که کالبد طوفان زده اش را از شکنجه های شیطانی دور نمود و کوه دلواپسی هایش را با غرور و افتخار متلاشی کرد . جالب است واقعا جالب است که ایستگاه هوا شناسی قلبم اعلام داشته: امشب اسمان دلم افتابیست همراه با نسیم زلال معنویت ...و من در این لحظه این فرصت را مغتنم میشمارم تا ارزو کنم شما هم مهتاب دلتان افتابی شود .

316
2
4
پاسخ به نظر محبوبه غلامی يکشنبه، 14 آبان 1391
در پاسخ به 915محمود

اقای محترم، این برنامه به همت علاقه‌مندان به برنامه شب آفتابی، برای همگان به صورت رایگان اختصاص یافته است.

317
2
2
پاسخ به نظر مهسا ترابی يکشنبه، 14 آبان 1391

چقدر زیباست وقتی به تماشای برنامه ای می نشینی که داستانی را برایت مرور می کند که به تو فرصت تامل می دهد و تو تصمیم می گیری و انتخاب می کنی و آن انتخاب چقدر زیباست!!!!

318
0
2
پاسخ به نظر میثم آسیابی يکشنبه، 14 آبان 1391

شب آفتابی شبیست که در آن خورشیدهای بسیاری را میتوان دید از اولین خورشید تا آخرین را فقط کافیست بدون حجاب به آن محشر عظما بروید

319
4
2
پاسخ به نظر گمنام يکشنبه، 14 آبان 1391

با عرض سلام و خسته نباشید
چند نکته جهت اعتلای سطح برنامه زیبای شب آفتابی داشتم:
-میتوان در ازای موسیقی میان پرده ای ، بیان چند حدیث از ائمه بزرگوار که در نمایش نام آنها برده نشد به گونه ای زیبا جایگزین نمود. مانند امام هادی ع و امام حسن عسگری علیه السلام
-ورودی و خروجی محل اجرا شرایط نامناسبی داشت که از ارزش کار کاسته شده و شیرینی خاطره را کمرنگ میکند. درب های آقایان و خانمها جدا شود بسیار مفید ولازم است.
-تعداد سرویس بهداشتی نسبت به جمعیت از یک هزارم هم کمتر است.که برای رفع آن می توان از کانکسهایی در این جهت استفاده نمود.
با تشکر از اجرای زیبایتان

320
1
3
پاسخ به نظر عبدالله موسوی يکشنبه، 14 آبان 1391

فوق العاده بود
از همش بهتر اینکه مجانی بود
واقعا خدا اجر و پاداشتون بده.
التماس دعا

321
3
4
پاسخ به نظر علی مغربی يکشنبه، 14 آبان 1391

سلام و خسته نباشید
واقعا توی زندگیم چنین تئاتر زیبائی ندیده بودم.چند باری که به تئاتر رفته بودم ، همه چیز کلیشه ای و رسمی بود اما اینجا و در شب آفتابی همه چیز بی ریا و آمیانه بود.بطوریکه از کودک 8-9 ساله تا پدر زن 80 ساله من ،همگی میخکوب شدند.شب آفتابی همان چیزی بود که دل می خواست.دلی که هم می خواست بگرید به مظلومیت پیامبران و ائمه و هم می خواست شادی کند با امامت و ولایت... خلاصه اینکه شب زیبای عید غدیر که در بوستان ولایت و در جوارتان بودیم را حسابی آفتابی کردید.دست تک تک عوامل و بازیگران زحمتکش این مجموعه پر مخاطب را می بوسم که هم هستی مان را در دو ساعت به ما یاد آوری کرد.امید وارم موفق تر باشید و به امید ظهورش. یا علی مدد

322
3
5
پاسخ به نظر علی موید دوشنبه، 15 آبان 1391

سلام خدا قوت تیم شب آفتابی
اجر کار شما پیش خداوند متعال محفوظ است من این نمایش را برای دومین بار بود که می دیدم سه سال پیش در مشهد دیدم و امسال به خاطر همین نمایش به تهران آمدم واقعا لذت بخش است من که هر که را می بینم تشویق می کنم به تهران بیایند و این نمایش را ببینند حتی سال گذشته می خواستم به ایلام بیایم .
البته با توجه به تجربه خوب شب آفتابی برنامه امسال از مشهد بهتر و منسجم تر بود .
البته با توجه به اینکه بلیط از طریق اینترنت رزرو می شد جمعیت متنوع و خوبی در برنامه امسال حاضر بودند .
به امید آنکه هر ایرانی یکبار طلوع آفتاب در ساعت 12 شب را رویت کند . علی موید از سبزوار - خراسان رضوی

323
4
7
پاسخ به نظر صادق اقبال دوشنبه، 15 آبان 1391

انسان با دیدن شب افتابی زنگال های قلبش کنده شده و به شناختی دیگر از جهان،خود و دیگری دست پیدا می کند

324
2
2
پاسخ به نظر حسین قنبرپور دوشنبه، 15 آبان 1391

سلام. اگر تابه حال شب آفتابی را ندیده اید حتما ببینید چون هر آنچه ما نمیدانیم را آنجا یاد میگیریم و هر آنچه که میدانیم را در آنجا بیشتر درک میکنیم چون کارگردان این اثر واقعا زحمت کشیده است.از همینجا دست اورا میبوسم که به من خیلی چیز هارا یاد داد و زندگی مرا زیر و رو کرد.خدا پشت و پناه همه مان باشد.

325
2
1
پاسخ به نظر حمیده نگهدار دوشنبه، 15 آبان 1391

با سلام
واقعا خداقوت,خیلی کارتون جذاب بود اصلا فکرشو نمیکردم,1کار فرهنگی قشنگ تو طول این سالها پس از انقلاب بود.تبلیغات بیشتری کنید تا همه مخصوصا جوانهای نا آگاه بیان برنامتونو ببینن بلکه راه راست و بیان این انقلاب به این آسونیا نبوده که دخترای الان دارن خون بچه بسیجی را توشیشه میکنن خدا عاقلشون کنه

326
3
2
پاسخ به نظر جواد عزیزی دوشنبه، 15 آبان 1391

با سلام و احترام و تقدیر و تشکر از همکاران شب آفتابی باستحضار میرساند شب آفتابی اشاره به وسوسه انسان توسط شیطان از خلقت آدم و حوا تا عصر حاضر و بعدها به تصویر میکشد و من مهمان برنامه شما بودم و از خود سئوال کردم اگر من و ملت کشور ایران اسلامی غافل باشد و بعد از چند سال یا قرن هنرمندی بخواهد نسل ما را به تصویر بکشد حتما" افراد آن مقطع و زمان ما را نکوهش خواهند نمود پس بصیرت و پرهیز از غفلت از موضوعات ویژه شب آفتابی بود.

327
6
0
پاسخ به نظر حمید جان بزرگی دوشنبه، 15 آبان 1391

به نام خدا
باعرض سلام وخداقوت خدمت شماعزیزان وزحمت کشان برنامه ی شب آفتابی.واقعابازبانم نمیتونم تشکربابت این همه صداقت ویکرنگی وتلاش شما رو انجام بدم،اما با همه ی وجودم براتون دعای سلامتی وسعادتمندی روز افزون میکنم.این برنامه حرف تازه وپدیده ی جدیدی درعرصه ی هنرتئاتربودکه استعدادایرانی واراده ی ایرانیان را به همه ثابت کرد.ایکاش تمام ایرانیان این برنامه را می دیدندوحتی درتمامی کشورهای خارجی دیده میشد.درتمام حدود سی سال عمرم برنامه ای زنده به این قدر اثر گذاری؛احساس؛هیجان؛صداقت؛روندی حساب شده وتمرینی دقیق ندیده بودم.انشاا...شاهدکارهایی به این مانندوحتی فراترازشب آفتابی باشیم.اجرتون با حضرت اباصالح المهدی(عج)وبه امیدروزی که این شب تاریک وسرداین عصر؛مبدل به شبی آفتابی با ظهورقائم آل محمدگرددالساعه.یاعلی مدد وبه امیددیدار.

328
3
0
پاسخ به نظر مینا دوشنبه، 15 آبان 1391

مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لاغیر.صحرای بلا به وسعت تاریخ است ....ای دل چه میکنی ؟می مانی یا میروی؟داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند....
همه ی شبهاتون آفتابی

329
7
0
پاسخ به نظر مجید عندلیب دوشنبه، 15 آبان 1391

دنیا ؛ هزاران بار آتشی مهیب بر رخمان نمایاندند تا که جرقه ای حقیر باشد در قلبی که مال و ساخته دست اوست ولی تو و شیطان رجیم تو نگذاشتید ، منتظرم که رحمت بی انتهای زمان مرا یار باشد تا موجب فخر زمانه خویش ، نه چون یاران کربلا بل محبین با بصیرت کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا باشم و بمانم .
دوستانم ، تقاضامندم به ساخت مجموعه اکتفا نکنید ، استمرار و گسترش چنین آثاری یک تکلیف الهی است و باید در مقابل هجمه های فرهنگی و دینی توان و قدرت لا اله الا الله و محمد رسول الله را به رخ کفار و دین ستیزان عالم بنمایاند . سپاسگزارم

330
1
0
پاسخ به نظر ناهید مدنی دوشنبه 15 آبان دوشنبه، 15 آبان 1391

این جا آدم حالی دیگر دارد،گاهی به خلقتش فکر میکند،به آزمونی که پیش رو دارد،زندگی مثل این پرده ها صحنه های مختلفی دارد.نسیم که می وزد بوی گل یاس می آید بوی خانه ای سوخته،سر در خانه حک شده نام علی و فاطمه(بحث فقط فدک است)سوالی یست که باید پی آن روزگاری طی شود.
نسیم زیر گوش مان زمزمه می کند بوی احساس و سیب می آید،صدای بانویی با تبار می آید.
صدای مادری که آهسته برای فرزندش شعر سفر می خواند،صدای باد می گوید :حسین ، حسین ،حسین نام مولایم با دلها بازی میکند .
این جا اشک و خنده به هم نزدیک است .
گاهی صدای صلوات و دستی پر صدا برای مولایم درغدیر و گاهی،های های گریه برای بانوی آب و آیینه.
باد پرچم هایی که سبز و استوار ایستادن را تکان می دهد،آری این همان سیصدو سیزده یار منتظر با وفا هستند و همه شب زمزمه می کنند مولاجان بیا آنها کجایند که تمام شب هایشان روشن است!
مگر خاک زندگیشان با ما فرق می کند؟
هر چند کوتاه ولی برای مه هم این جا هر شب افتابی یست.....

331
3
0
پاسخ به نظر مجید سنجا نی دوشنبه، 15 آبان 1391

با سلام و تشکر از برنامه ی وزین و جامع شب افتابی
حقیر دو نظر جهت بهبود نمایش شب آفتابی دارم
1-در قسمت تاریخ معاصر به دسیسه های صهیونیسم و عرفان های نو ظهور از قبیل شیطان پرستی،فراماسونری،کابالیسم و... بیشتر بپردازید تا روشن گری بیشتری برای نسل جوان باشد
2-در انتهای برنامه امام زمان در کنار کعبه مشغول گفتن اذان باشند تا نشان داده شود که اسلام،کعبه و امام زمان حکومت جهانی و همیشگی خواهند داشت
با تشکر

332
2
0
پاسخ به نظر مهدی ستاری دوشنبه، 15 آبان 1391

به نام خدا
امشب روز محشر است روز گرم آفتابی
امشب شبی مطهر است به مانند شب آفتابی
آمده ام تا مهمان خداوند شوم
مهمان عظم و عظت عطهر شوم
شب آفتابی در این سرمای پاییز برایتان یک شب آفتابیه گرم را آرزو مندم

333
2
0
پاسخ به نظر نادمی دوشنبه، 15 آبان 1391

با سلام وخسته نباشید خدمت عوامل شب افتابی ممنونم از نمایش خوبتون بادیدن این نمایش غم:شادی وهیجان و میشه احساس کرد
خدا قوت یا علی

334
3
0
پاسخ به نظر ابوالفضل عیسی زاده دوشنبه، 15 آبان 1391

در سرسرای قلبم روی تو را پرستم
بقچـه ایـن دلـم را با نام تو ببستم
منتظـرم کـه آیـی بقچه دل وا کنـی
سر به درون بقچـه برده و نجوا کنی
یابن الحسن ...

335
2
0
پاسخ به نظر سما غنیمی سه‌شنبه، 16 آبان 1391

پرسید: کدام راه نزدیکتر است؟
گفتم: به کجا؟
گفت: به خلوتگه دوست.
گفتم: تو مگر فاصله ای میبینی بین دل و آنکس که دلت منزل اوست.
خسته نباشید، جبران زحمات شما را نمیکند. ای کاش مردمی که به دیدار این واقعه باشکوه تاریخ می آیند بدانند که در آخر چه چیزی را همراه خود می برند.
تنظیم و هماهنگی کار فوق العاده عالی بود.
در یک جمله: " از ته دل آرزو میکنم که امام زمان(عج) پشتیبان همگی شما (سربازانش) باشد. "

336
1
0
پاسخ به نظر میترا گلشنی سه‌شنبه، 16 آبان 1391

باعرض سلام وخسته نباشید من با دیدن این تاتر قضایا ومسایل آن زمان وظلمهای وارد شده به خاندان پیامبر(ص) را لمس کردم وبرای اولین بار برای خاندان پیامبر(ص) اشک ریختم.

337
1
0
پاسخ به نظر رضا قاسمی سه‌شنبه، 16 آبان 1391

سلام الاعلیکم
از اوایل برنامه وبه خصوص قسمت خانه مادرمان فاطمه الزهرا (س) من و پسر 6ساله ام اشک می ریختیم.
اجرکم عندالله

338
1
0
پاسخ به نظر محمد رضا انوری سه‌شنبه، 16 آبان 1391

سلام
شب آفتابی یعنی چند لحظه فکر کردن
من برنامه رو دیدم و واقعا می شه گفت نمره بیست رو میشه به برنامه داد عالی بود
من از زحمات تمامی کسانس که برای برپایی این برنامه کمک میکنن کمال تشکر را دارم

339
1
0
پاسخ به نظر فاطمه گروسی چهارشنبه، 17 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دست اندرکاران شب آفتابی .
اجرای شب آفتابی برنامه ای بود که از بچه هایی که تا حدودی در مورد امامان و پیامبران اطلاعاتی دارند تا افراد کهنسال را تحت تاثیر قرار داده بود. فضا فضای دوست داشتنی که دو ، سه ساعت به سرعت برق گذشت . فضا طوری بود که من ، همسرم و پسرم را تحت تاثیر قرارداده بود تا حدی که امیر 9 ساله ی من با دیدن صحنه های وفات حضرت فاطمه و امام علی و صحرای کربلا اشک از چشمانش جاری شده بود .
در آخر شب آفتابی شب ماندگار و به یادماندنی در خاطره ها خواهد بود .
منتظر ظهورت هستیم یا مهدی جان .

340
1
0
پاسخ به نظر سعید نظری چهارشنبه، 17 آبان 1391

سلام
دیشب با همسرم این این برنامه رو دیدم
شبیه سینما چند بعدی بود از همه طرف غافلگیر میشی نور و صدا و بو حتی حرارت انفجارها که بصورتت میخوره
واقعا سرعت عمل و خلاقیت زیادی توی این برنامه بود
فقط یه ایراد داشت اونم نوع نشستن(روی فرش) بود که بعد از دو ساعت خسته میشی و پاهات خواب میره البته فقط پاهات چون شش دونگ حواست جمع نمایشه بعدش که تموم میشه میفهمی پاهات سنگ شدن!

341
0
0
پاسخ به نظر فاطمه غریبی چهارشنبه، 17 آبان 1391

خدای من چه می شدمثل شب آفتابی شیطان رابه چشم خودمی دیدیم،آنوقت دیگرگناه نکردن برایم آسان بود،چه می شدامام عصررا یک بارمثل صحنه ی آخرشب آفتابی میدیدم ،مطمئنم آن لحظه برای لقای توجان می دادم...چه می شد؟

342
0
0
پاسخ به نظر hoda.s چهارشنبه، 17 آبان 1391

ما که تهران نیستیم و از خیلی چیزا محرومیم..
خوش به حال تهرانیا...

343
2
0
پاسخ به نظر صادق جعفرپور چهارشنبه، 17 آبان 1391

شب آفتابی رو همه شما که دل نوشتتونو نوشتید دیدید اما ما که در بطن شب آفتابی هستیم و بازی میکنیم برای شما وسطه این حرارت داریم آماده میشیم برای شبهای آفتابیه محرم
ولی حسرته دیدنه شب آفتابی به دلمون مونده
اگه یه قطره اشک از چشماتون اومد ماروهم دعا کنید که آفتابی بمونیم

344
1
0
پاسخ به نظر سعید انصاری چهارشنبه، 17 آبان 1391

با سلام وتشکراز برنامه بسیار خوبتان.چه غریبانه دلم شکست وقتی غربت و تنهاییت را دیدم فاطمه جان.من بادیدن این برنامه یک حس عجیبی به دست اوردم حس نزدیکی به ائمه و حس شرمندگی نسبت به اینکه انها چقدر سختی کشیدن ومن چه بی تفاوت نسبت به انها.امید وارم بادیدن این برنامه بتوانم پیوندم را با انها مستحکم ترکنم ووجود انها مخصوصا امام زمانمان را در کنارم بیشتر حس کنم وبیشتر برای ظهور و سلامتیشان دعا کنم.دوقدم مانده به وعده ظهور.ودر پایان :اگر در این برنامه حد اقل یک نامی هم از امامان دیگر برده شود خیلی بهتر خواهد بود. یا علی.

345
14
0
پاسخ به نظر اعظم شریفی چهارشنبه، 17 آبان 1391

از آدم تا خاتم، از نخستین مظلوم عالم تا. روزی خواهد آمد و این شور، این هیاهو و این عشق که در وجود هر بیننده ای موج می زند نثار منجی آخرین خواهد شد. ما منتظرانیم.

346
2
0
پاسخ به نظر مهسا صدقی چهارشنبه، 17 آبان 1391

سلام.واقعا خسته نباشید.تنها برنامه ای بود که تونستم از ابتدا تا انتها باهاش ارتباط برقرار کنم.دست همگی درد نکنه

347
3
0
پاسخ به نظر مجید منصوری جوشقانی چهارشنبه، 17 آبان 1391

با عرض سلام و خسته نباشید هرچی بگم کم گفتم از این همه نظم و برنامه ریزی دقیق که تا حالا همچنین نمایشی رو ندیده بودم فوق العاده بود خدا قوت

348
2
0
پاسخ به نظر علی احسانی چهارشنبه، 17 آبان 1391

دستتان درد نکند شما وجود درونی من را متحول کردید من تا قبل از این انسان گنه کاری بئدم اما با دیدن نمایش شما به راه راست هدایت شدم مرسی از برنامه ی خوبتون

349
2
0
پاسخ به نظر محمد حسن برجعلی چهارشنبه، 17 آبان 1391

ساده بکنیم بیان / ما را نیست جز ظهور او توان
. . .

350
3
0
پاسخ به نظر محسن آشوری چهارشنبه، 17 آبان 1391

سلام
واقعا شب بسیار زیبایی بود!
کاش می شد دوباره این برنامه رو ببینم
ولی هیچ چیز مثل بار اولش نمیشه!
این دل نوشته منه:
وقتی فرشته ها به حضرت آدم سجده کردمد احساس غرور کردم.

351
1
0
پاسخ به نظر سید مجتبی پارسا چهارشنبه، 17 آبان 1391

این برنامه ازتمام فیلم های هالیوودی حتی با دستگاه های پیشرفته سینمای خانگی با صدای دالبی دیجیتال هم لذت بخش تر بود. سفری در دل زمان از ازل تا انتهای تاریخ فقط در 2 ساعت. بعد از اتمام برنامه می شد خستگی این سفر دور و دراز رو احساس کرد. من تا چند روز فقط تو فکر بودم. دست مریزاد.

352
0
0
پاسخ به نظر م ص چهارشنبه، 17 آبان 1391

چه خوب حرف دل ما را بیان کردی خداوند توفیقتان دهد

353
0
0
پاسخ به نظر رسول چهارشنبه، 17 آبان 1391

سلام . سلامی به گرمی شب آفتابی
عضو بدنم فدای شب آفتابی شد .
شاید بپرسید عضو بدن ؟
آری . عضو بدنم . نه تنها من بلکه از بازیگران شب آفتابی برایشان چنین اتفاقی افتاد
اما با این که پایم آسیب دید بازهم آمدم و به شب آفتابی کمک کردم
منون از همه عوامل.

354
8
0
پاسخ به نظر نیلوفر حجازی‌مهر چهارشنبه، 17 آبان 1391

و چه وجد آمیز ، زبان در کام تاریخ چرخید و دهان گشود و تمامی هستی‌ام را ، خاکی‌تر از خاک صحنه نمود و چشم‌هایم همسو با قلم نویسنده حیران تر از همیشه پذیرای واقیعت‌های خاک خورده در گوشه ذهنم گردید ، گه گوارا باد پیروزی تمامی تلاشتان که بیداری تازه‌ای را ازان ما نمود ، تا به عینه در یابیم سرگذشت سرگذشتگانمان را (یا علی مدد)

355
2
0
پاسخ به نظر محمد صادقی چهارشنبه، 17 آبان 1391

سلام خداوند بر شما
نمیدانم چگونه باید از شما تشکر کنم
انشاءالله پاداش شما با سیدالشهداء

356
1
0
پاسخ به نظر نعیمه فصیحی کردلر چهارشنبه، 17 آبان 1391

نمایشی که ما را از مرز زمان و مکان جدا کرد و حتی تا عرش رسانید لایق ستودنی بی مثال است.
واقعا جامعه ی ما به این آثار ارزشمند نیازمند است و نباید به یک تئاتر این گونه پایان داد هرچند بسیاری از مسائل در هاله ی ابهام است اما برای آشنایی با دین لازم و ضروری بود.
شاید نیاز جامعه ی آینده ی ما همین نمایش های این گونه باشد برای شناساندن دین به کور دلان و کسانی که اطلاعات درستی از هویت دین خود ندارند.
با تشکر فراوان از همه ی عوامل سازنده

357
4
0
پاسخ به نظر فاطمه عسگری چهارشنبه، 17 آبان 1391
در پاسخ به 1269مجید عندلیب

با سلام به عوامل اجرا کننده.مخصوصاآقای بهزادپور.با اینکه روز پر دغدغه ای داشتم اما شب آرامی را سپری کردم.هر لحظه به تاریخ میرفتم.و با دیدن فقط آتش بازی کوچکی از نمایش.توانستم نگاهم را نسبت به خیلی از مسایل عوض کنم.آن شب با خستگی زیاد به انجا امدم.اما هنگام برگشتن آدم دیگری شده بودم.و این قابل تحسین است.هر ایتمی که پخش میشد و به اطراف نگاه میکردم فهمیدم که همه معصومانه میگریند.میخندند.و آفرین میگویند.هیچ کس برای کسی نبود همه طوری غرق بودند که میتوانم بگویم انگار برای خود بودند.مستقل وآزاد.و همگی باید به ایرانی بودن هم افتخار کنیم که هر لحظه گذشته چراغ راهمان است.ممنون و خسته نباشید به همتان.

358
4
0
پاسخ به نظر سجاد کاظمی پنجشنبه، 18 آبان 1391

راحت حرف بزنم سلامی کنم خسته نباشیدی بگم به همه عزیزان همه کسانی که چنین تصویری را به نمایش گذاشتند
نمایشی بود که به هیچ عنوان خستگی نداشت تکراری نبود اشک را راحت تقدیم چشمانمان میکرد صحنه های غدیر شب شهادت خانم فاطمه زهرا شهادت مظلومانه امام حسن بچه های جنگ... همه و همه زیبا بود و من خدا قوت به شما عزیزان میگم و از خدا میخوام که عمری با ازت زیر سایه ائمه داشته باشید

یا علی

359
5
0
پاسخ به نظر سجاد کاظمی پنجشنبه، 18 آبان 1391

دوباره کربلا هنوز ادامه داره

حسین دیگرم در انتظار یاره

دوباره عاشورا مکرّر شده امروز

ندای هل من ناصرش بلنده هر روز

همش میگید کرب و بلا بهشتتونه

جون دادن برای ما آرزوتونه

همش به لب ذکر حسین حسین دارین

به یاد بین الحرمین زمزمه دارین

ولی دل حسینم از شما گرفته

یادگارش تو صحرا ها غریب و خسته

هر کسی راست میگه الان یاور او شه

نوکری حسین میخواد نوکر او شه

اگه که از عشق حسین گفتگو دارین

حسین این زمونه رو تنها نذارین

خسته نباشید


یا علی

360
10
0
پاسخ به نظر زینب شاه آبادی پنجشنبه، 18 آبان 1391

امروز می نویسم تا برای فردا بماند.آفتابی را به زیر ابر پنهان کرده ایم.

361
7
2
پاسخ به نظر مصطفی اسدزاده پنجشنبه، 18 آبان 1391

ای آفتاب حسن برونا دمی ز ابر* کان چهره مشعشع تابانم آرزوست*

362
5
2
پاسخ به نظر سیدرضی حسینی پنجشنبه، 18 آبان 1391

شب افتابی شب گذر تاریخ وآکاهی از حقایق زندگی

363
11
3
پاسخ به نظر فاطمه انصاری پنجشنبه، 18 آبان 1391

سلام . واقعا" خسته نباشید . امکان داره شب آفتابی تمدید شه .

364
6
1
پاسخ به نظر نرگس غلامی پنجشنبه، 18 آبان 1391

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو بهجان آمد وقتست که بازآیی اگر از پشت کوه ها به پایین نگاه کنیم آن را خواهیم دید که فرستادگان خداوند برای ما نگاه داشتند واز آن ها می خواهیم که به این راه خود ادامه دهند. پس بیا... بیا... بیا...
ممنون از برنامه ی زیبا یتان که نور خداوند را در ما زنده کردومن تاحالا به این بعد،قضایا را ندیده بودم ممنون ...

365
4
1
پاسخ به نظر مریم ارشدی پنجشنبه، 18 آبان 1391

عالی بود عالی من از دیدن این برنامه بسیار متاثرشدم وبه واقعیت ها پی بردم.ممنون.

366
4
0
پاسخ به نظر مجید پورلشگری پنجشنبه، 18 آبان 1391

باسلام وخسته نباشید حیف شد که ما جا موند یم داغ ندیدنش موند تو دل منو همسرم ...به امام حسین{ع}

367
5
0
پاسخ به نظر رضامولایی پنجشنبه، 18 آبان 1391

اول سلام میتونم فقط اینو بگم که خیلی عالی صحنه هاترسیم شده بودبه خصوص اون صحنه ای که اون نامردهابابی رحمی به درخونه ی مادرعالم خانم فاطمه زهرا(س)هجوم آوردن واقعاتشکرمیکنم انشاالله بتونیدازاین کارهابیشترانجام بدیداجرکم عندالله.

368
4
0
پاسخ به نظر زهرا روحی پنجشنبه، 18 آبان 1391

متفاوت ترین و منحصربفرد ترین چیزی بود که تمام عمرم دیدم وامیدوارم که همه ی علاقه مندانی هم که به دیدن نمایش آمده بودندنظر منو داشته باشم.

369
2
0
پاسخ به نظر محمد علی میرزایی پنجشنبه، 18 آبان 1391

سلام واقعا بی نظیر هست

370
8
0
پاسخ به نظر سعید آقائی پنجشنبه، 18 آبان 1391

اگه دستم بذارم تو دستت دست شیطون از دستم کوتاه میشه.منتظر ظهور چشمامم آقاجان

371
4
0
پاسخ به نظر مینا ذبیحی پنجشنبه، 18 آبان 1391

شب شد..
این آفــتاب بود که غروب می کرد..
که می رفت و با رفتنش هرچه نور بود با خود می برد..

غروب دلش هم فرا رسید؛
وقتی اشک ندامت ریخت لحظه ای که دیگر رانده شده بود به بهانه ی درخت و در آتش درخت..
وقتی عصیان پسر می دید..
وقتی تهمت شنید و بکر بــود..
وقتی صنم دید جای خدا..
و وقتی صدای بی رحم غربت فراگرفت مدینه را و کوفه را و کربلا را . . .
و حالا دلم به یک تکه طلوع خوش است که می آید..
که گوشه ی نگاهش بس است برای یک عمر آفتابی شدن..
و بس است برای یک دنیا شب آفتابی داشتن..

یاعلی..

372
8
0
پاسخ به نظر علی مقدم پنجشنبه، 18 آبان 1391

شب افتابی خیلی قشنگو همه تماشا کردن و لذت بردن ولی نمی دانند گروه کارگردانی و تمامی بچه ها چه زحمتی واسش کشیدند.چه روزها و چه شبهایی.بچه ها واقعا خسته نباشید

373
5
0
پاسخ به نظر مریم لطیفیان پنجشنبه، 18 آبان 1391

دیشب به تماشای شب افتابی رفتم وقتی وارد شدم مقداری غرور تحصیلات و شغل و درامد وحتی اطلاعات از اینکه خودم تاریخ را بلدم تو وجودم بود تئاتر شروع شد من غرق در تماشای زیبایی های ان مشغول بودم با صحنه غدیر چنان به وجد امده بودم که یک ان خودم را فراموش کردم کمکم با حوادث وعاشورا گرم گریه شدم صحنه ها گذشت صحنه های دفاع مقدس همه مرا تکان میداد یاد صحنه های کتاب دا شدم چقدر احساس کردم توی خرمشهرم و همچنان خودم بودم تا لحظه ای که به طور ناگهان چهره شهدا اطرافم بود بهترین لحظه ام بود یک لحظه بدنم سرد شد نگاهم به چشمانی افتاد که مرا نگاه میکردندو یاد جمله شان افتادم که بعد ما چه کردید سر برگرداندم همه جا عطر حضور شهدا بود چقدر در برابرشان خجالت کشیدم فهمیدم هیچ ندارم باید از این شب افتابیم به بعد پیمان وقرارمجدد ببندم .

374
7
0
پاسخ به نظر علی پنجشنبه، 18 آبان 1391

حیف از این همه امکانات خوب که داریم و ان وقت کارگردان های ما در پی موضوع می گردند و میگویند دیگر سوژه نداریم ومردم از این سوژه ها استقبال نمیکنند چقدر خرج فیلم های درام میکنیم صورت زنان را بزک میکنیم تا ده نفر به سالن سینما ها بروند کجای کاریم راه را گم کرده اند انانی که دستشان را از اسلام جدا کرده اند

375
2
0
پاسخ به نظر اباصلت پنجشنبه، 18 آبان 1391

فقط میتونم بگم ممنون

376
7
0
پاسخ به نظر بهنام غیاسی پنجشنبه، 18 آبان 1391

به امید روزی که تمام شب های تاریک زندگی ما به لطف شب آفتابی نام ها روشن و آفتابی باشد . انشاالله شاهد ادامه چنین برنامه هایی از مجموعه شب آفتابی باشیم. یاحق

377
1
0
پاسخ به نظر عاطفه سهرابی جمعه، 19 آبان 1391

ایران تنها سرزمین مسلمان نشینی است که از معجر گلدسته های مساجدش ندای اشهدان علی ولی الله جاریست. این شهادت ، یعنی مهدی جان ما پدر شما را ولی و صاحب خود میدانیم و اینک شما را صاحب این مملکت و از عمق جان ایمان داریم اگر در بدترین شرایتط سیاسی و اقتصادی هم قرار مان دهند ، خداوند به بزرگی نام امیر المومنین اجازه نمی دهد ایران و ایرانی خوار شود. سند این دل نوشته ام را شب آفتابی قرار میدهم که در این برهه از زمان بدینسان کوبنده عمل کرد و به واقع توجهات پروردگار را می توان در این نمایش دید خدا قوت

378
1
0
پاسخ به نظر منا جعفری فرع جمعه، 19 آبان 1391

پنجره زیباست اگر بگشایند
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
من ازاظهار نظرهای دلم فهمیدم
عشق هم صاحب فتواست اگربگذارند

واقعا دستتون دردنکنه اجرتون با اربابمون.نمیدونم باچه زیونی ارتون تشکرکنم.شبی بودکه اصلافراموش نمیشه

379
0
0
پاسخ به نظر علی منتظران جمعه، 19 آبان 1391

سلام، سلامی به روشنایی همان آفتاب شبهایتان
شب آفتابی!!
نمیدانم، شاید واقعا آفتابی را در شب نمایان دیده باشم و خود بدان توجهی نکرده باشم، اما ...
اما از رحلت پیامبر (ص) که گذشت، بی خود از خود شدم و اشک هایم جاری شد، انگار همین بار که میهمان شده بودم بس بود تا ببینم که هنر چه میتواند بکند، آری داشتم می گفتم اشک هایم جاری شد، قلبم شکست، درست عین دروازه های مدینه که درب زهرا را شکستند، جگرم پاره شد، درست عین وجود جگرگوشۀ فاطمه (س)، آه از نهانم برون آمد، درست عین خواهری تنها میان صحرای سوزان
بگذریم که چه بر سرم آمد ... عشق به سراغم آمده، حال نمیدانم ... معشوقه ام کجاست؟؟؟
آیا واقعا میشود روزی همانند این تئاتر که نظاره گر آفتاب ولایت در شب تاریک بودم جمال ارباب خود را نظاره بنشینم؟ ... آیا میشود دوباره آفتاب را در شب های تاریک قلبم نظاره گر باشم؟ ... آیا ...
نمی دانم ... اگر شد ... اگر شود ... هر چه هست ... عاشقی را از این دیدن خود سوغات آورده ام
اللهم عجل ولیک الفرج

380
0
0
پاسخ به نظر علی اصغر علیمراد جمعه، 19 آبان 1391

به تصویر کشیدن وقایع تاثیری ماندگار در اذهان میگذارد پسر کوچکم گفت بابا با دیدن اجرای آتش زدن درب خانه حضرت فاطمه(س) ومظلومیت خضرت علی(ع)من برای اولین بار اشکم درد آمد وهیچوقت نمیتوانم آن را فراموش کنم

381
4
0
پاسخ به نظر سارا نادری جمعه، 19 آبان 1391

شبی متفاوت با تمام شبهای زندگیم شبی که آفتابی بود و شبی که مظلومیت امامانت به تو ثابت میشود.ممنون فقط ای کاش با صحنه آخر وپایان نمایش دعای فرج پخش می شد

.
به امید آن شب آفتابی

382
0
0
پاسخ به نظر سعید جوهری جمعه، 19 آبان 1391

خلاصه 7000سال حقیقت آفرینش در 2ساعت در شبی آفتابی به نمایش در آمد

383
1
0
پاسخ به نظر الهه طباطبایی جمعه، 19 آبان 1391

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی

384
2
1
پاسخ به نظر ریحانه نظری جمعه، 19 آبان 1391

سلام اجراتون واقعا عالی بود کار نشون دهنده با تجربه و خبره بودن مسئولان و سراسر نظم و برنامه رونشون می داد صحنه هایی که گناهکاران با گناه خود آتش به آخرتشون می فرستادند خیلی عالی کار شده بوددفاع مقدس را عالی کار کرده بودید ولی امام زمان خوب بود بهتر از این هم می توانستید کار کنید.

385
1
0
پاسخ به نظر محسن جوهری جمعه، 19 آبان 1391

و چه نورانی و روشن بود این شب...و چه روشن کرد مارا شب آفتابی...و بگو تا بدانم با چه گویشی و با کدام زبان بیان کنم سپاس و قدردانیم را...

386
0
0
پاسخ به نظر ریحانه نظری جمعه، 19 آبان 1391

سلام ببخشید دوباره مزاحم میشم یادم رفت بگم سراسر این واقعیت ها که نمایش داده شد نشون دهنده این بود که حق می آید و باطل نابود می شود صحنه ی امام زمان رو که نشون دادین خیلی ناراحت شدم و خجالت کشیدم که چقدر یارای امام زمان کم بودند.

387
0
0
پاسخ به نظر سیدامیرنکویی جمعه، 19 آبان 1391

یا بقّیةالله !
خسته ایم و افسرده ،
نالانیم و پژمرده ،
گریه امانمان را بریده است .
غم دوری ، دیوانه مان کرده است .
اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم :
کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .
تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم
کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟
تا من او را در گریه یاری دهم
مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند.
و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .
و ای کاش نسیمی از کوی تو ،
بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .
و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد
تا نور دیدگانمان گردد .
ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .
درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است
کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟

388
0
0
پاسخ به نظر saeed shadipoor جمعه، 19 آبان 1391

سلام خسته نباشید ای سربازان پر اراده ایران ، از این نمایش همین بس که تونست با سرعت خیلی زیاد از حالت شادی وصف ناپذیر نفرات به هنگام عید غدیر و پاشیدن شکلات، به گرفتن آن حق حق سنگین گریه از دوستان بعد از تماشای به آتش کشیدن در سوخته و تابوت بی بی زهرا (س) و دسته بسته بردن امیر المومنین (ع) موفق باشه که واقعا تونست این اعتقادات راسخ دوستان را به اهل بیت عصمت و طهارت نشان بده التماس دعا

389
0
0
پاسخ به نظر saeed shadipoor جمعه، 19 آبان 1391

سلام خسته نباشید ای سربازان پر اراده ایران ، از این نمایش همین بس که تونست با سرعت خیلی زیاد از حالت شادی وصف ناپذیر نفرات به هنگام عید غدیر و پاشیدن شکلات، به گرفتن آن حق حق سنگین گریه از دوستان بعد از تماشای به آتش کشیدن در سوخته و تابوت بی بی زهرا (س) و دسته بسته بردن امیر المومنین (ع) موفق باشه که واقعا تونست این اعتقادات راسخ دوستان را به اهل بیت عصمت و طهارت نشان بده التماس دعا

390
0
0
پاسخ به نظر سینا صفار جمعه، 19 آبان 1391

حرفه ای ، زیبا و تاثیر گذار ؛ سه عامل موفقیت شب آفتابی .

391
1
0
پاسخ به نظر سعید جمعه، 19 آبان 1391

وقتی بیننده و تماشاچی به راحتی با دو بیت نوحه اشک میریزن و چند لحظه بعد با دو بیت مولودی تغییر حالت میدن و کف میزنن و شادی میکنن فقط ی چیز و نشون میده که بیننده برنامه رو با چشم دل نگاه میکنه روحش توی صحنه ها وجود داره .
من میترسم وقتی شب افتابی اصلی رخ میده توی این دنیا نباشم و از دیدن مولامون بی نصیب بمونم

392
0
0
پاسخ به نظر محمد جمعه، 19 آبان 1391
در پاسخ به 1141مهدی

عالی

393
1
0
پاسخ به نظر م رفیقی جمعه، 19 آبان 1391
در پاسخ به 1269مجید عندلیب

چه زیبا نگاشتی برادر و به عمق جان کلام اشاره کردی
همین دنیا می تواند از ما حسین بن علی (ع) بسازد و شاید هم یزید بن معاویه لعنت الله ، باید صراط مستقیم را یافت و ذره ای غافل نشد که اگر چنین گردد ، متأسفانه بیعتهای ما هم همانند کوفیان در زمان ولی عصر (عج الله) شکسته خواهد شد و ... .

394
0
0
پاسخ به نظر مریم مظهری جمعه، 19 آبان 1391

به نام خدا.دیشب شب آفتابی رو با همسرم دیدیم بسیار تاثیر گذار بود از تمام صحنه ها لذت بردم و بسیار گریستم یکی از شبهای بی نظیر در زندگیم بود تنها زمانی شب ما آفتابی میشود که آقا بیاید اللهم عجل لولیک الفرج .

395
1
0
پاسخ به نظر نسیم پیرعلایی جمعه، 19 آبان 1391

نمایش شب آفتابی زیباترین ، تاثیرگذارترین ،پرمحتواترین و دلنشینترین نمایش زنده ای است که تاکنون ایجاد شده و مورد استقبال فراوان قرار گرفته است. واقعا با خودم فکر میکنم کاش از چند سال قبل این نمایش رو شناخته و دیده بودم. انشاالله سالهای بعد شاهد اجراهای بهتر و بیشتر از طرف شما خواهیم بود.
از تمام بازیگران و همه کسانی که در بوجود آوردن این اثر هنریه بسیار زیبا تلاش کردن بسیار سپاسگذارم . در نمایش شب آفتابی بهترین لحظه ها رو برامون بوجود آوردین . خسته نباشید. یا حق

396
2
0
پاسخ به نظر رضا علیپور شنبه، 20 آبان 1391

به امید روزی که تمام آثار هنری ما مثل شب آفتابی سرشار از نور نبوت،امامت و ولایت باشد. علی یارتان

397
0
0
پاسخ به نظر روح اله صادقی شنبه، 20 آبان 1391

شب آفتابی از نام و یک اسم تا واقعیت بود. هرچند مروری بر گذشته و آینده بود اما کلا فراتر از زمان بود. وصل اولین پیامبر حضرت ادم تا امام خمینی و امام زمان (ع) را به چشم دیدم وباتمام وجود لمس کردم.
بوسه جان میزنم بردستان شما.

398
2
0
پاسخ به نظر payam شنبه، 20 آبان 1391

سلام
شاید تا الان همه ما فکر میکردیم که مگه میشه شب هم آفتابی بشه؟ مگه آفتاب شب طلوع میکنه؟ همه ما زمان طلوع آفتاب رو بعد سپیده دم صبح میدونیم.
اما.....
اما آفتاب توی شبم طلوع میکنه. راس ساعت 12. برای ما که اون زمان نبودیم توی یه نمایش ترکیبی که ما رو میبره به زمانهای تاریک. زمانهائی که هیچ خورشیدی نداشت. زمانهائی که با خلقت انسانهای خورشید صفت روشن میشد. نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد (ص). همه اینا خورشید بودن توی شب. شب تاریک دلها. ما توی این نمایش دیدیم که چطوری محبین اونا با بهره از وجود روشن این افراد تاریکی دلشون رو روشن کردن. برای این روشن شدن دل خیلی رنج کشیدن. کشته دادن. مصیبت کشیدن. ولی پاش ایستادن. این رمز شب آفتابیه. آره. توی شب هم خورشید طلوع میکنه. فقط کافیه دلمون رو بدیم دست خودش. یا امام زمان

399
1
0
پاسخ به نظر عاطفه حامی شنبه، 20 آبان 1391

دنیا خانه آرزوهایی است که زود نابود می شود و کوچ کردن حتمی است سعی کنید با بهترین زاد وتوشه از آن کوچ کنید وبیشتر از آنچه نیاز دارید طلب نکنید

400
2
0
پاسخ به نظر ahooi شنبه، 20 آبان 1391

با سلام

اینجانب مدیر گروه اینترنتی آهویی خوشحال می شوم که بتونم کمکی را به شما در زمینه برنامه شب های افتابی بکنم.(تبایغات و اطلاع رسانی رایگان)

منتظر تماس شما هستم.

401
1
0
پاسخ به نظر نسترن علیزاده ثابتی شنبه، 20 آبان 1391

عالی بود واقعا دستتون درد نکنه خیلی خیلی زحمت کشیده بودید اجرتون با امام زمان

402
2
0
پاسخ به نظر امین عرب سعیدی شنبه، 20 آبان 1391

دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!!

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!!!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!!!

جبهه بوی ایمان می‌داد و اینجا ایمانمان بو میدهد!!!

403
1
0
پاسخ به نظر رضا کربلایی شنبه، 20 آبان 1391

روزی میرسد که تمام شب های تاریک ما آفتابی می شود .<اللهم عجل لولیک الفرج>

404
1
1
پاسخ به نظر زهرااحمدی شنبه، 20 آبان 1391

من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست
آرزویم نظری روی تو ودیدن توست
من اگر دور زتو هستم و دلتنگ شدم
با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم...
(یا احدویاصمد مین بیر آدنان مدد مین بیر آدن وار سنین مشکل ایشیم وار منیم مشکلیمی حل اله شانوو قربان سنین)

405
1
0
پاسخ به نظر عطیه جمشیدی فرد شنبه، 20 آبان 1391

آقا جان!
کوچه ها را آب و جارو کرده ایم. گلدانهای گل را آب پاشیده ایم....
خیابان ها چراغان است... دست های اجابتت رو به آسمان است!!!
مولای من!
غربت تو تا حدی است که حتی در میان منتظرانت نیز غریب هستی...
منتظریم منتظر آن مدینه ی فاضله ای که با آمدنت به بهترین شکل تشکیل خواهد شد....
و دعا میکنم روزی بیاید که زمین شایستگی قدوم پاک تو را پیدا کند.
به امید روزی که برای ظهورت کوچه های دلمان را آب و جارو کنیم. شبتان با دعای مهدی موعود آفتابی.

406
1
0
پاسخ به نظر اکرم یاراحمد شنبه، 20 آبان 1391

خدایا!
توفیق ده آنگونه که تو میخواهی باشم و این گونه که عزیزان زحمت کشیده اند و جلوه های زیبای مخلوقاتت را به تصویر کشیده اند. ما نیز بتوانیم قدردان نعمت های داده شده ات باشیم.
از تو می خواهیم ظهور مهدی فاطمه را نزدیک بگردانی.....
در این شور و حال بخوان دعای فرج
شیعه بزن بال بال بخوان دعای فرج
آقا جان بیا و شب های ما را با قدومت آفتابی کن!!

407
3
2
پاسخ به نظر بنده خدا شنبه، 20 آبان 1391

سلام.... فقط خاستم بگم ایکاش تو نظر سنجی میشد چند قسمت رو انتخاب کرد.... هم صحنه مربوط به غدیر و خانه حضرت زهرا(س) و هم عاشورا و صحنه مربوط به حضرت زینب(س) و حتی جنگ تحمیلی خیلی خوب بودند.... البته بقیه قسمتها هم خوب بودن ولی خوب این قسمتها خیلی رو خود من تاثیر داشت..... با تشکر از زحمات همه عوامل این برنامه.

408
1
0
پاسخ به نظر محمود بابایی شنبه، 20 آبان 1391

با سلام
خیلی عالی بود.
خسته نباشید.
در روزهای آخر ماه ذیالحجه دل ما را عاشورایی کردید.
اما دو نکته:
1- ایکاش در شروع برنامه یک بسم الله زیبا روی پرده با نور نوشته می شد یا به نحوی کار با نام خدا شروع می شد.
2- موسیقی ها و بالاخص میان برنامه های موسیقیایی اش به نظر من و همراهانم بسیار زیاد و قابل تعدیل بود.
باتشکر

409
1
0
پاسخ به نظر مهدی سلیمانی شنبه، 20 آبان 1391

خدا قوتی به بلندی سرو
انشاالله باز هم شاهد این نمایشگاه باشیم وبه قله ظهور نزدیک بشیم

410
0
0
پاسخ به نظر سارا احمدی شنبه، 20 آبان 1391

سلام. من خیلی مشتاق دیدن این برنامه بودم همچنین خانواده ام. زمانیکه برای ثبت نام به سایت اومدم نوشته شده بود ظرفیت تکمیل شده و من از این موضوع خیلی ناراحت شدم چون به پدربزرگم قول داده بودم که براشون بلیط رزرو کنم لطفا دوباره تمدید کنید یا اگر کنسلی داشتید خبر بدبید تا همه بتونن از این برنامه تون دیدن کنن. متشکرم.(شمارمو توی سایتتون گذاشتم ازتون خواهش می کنم حتی یک شب هم که شده برنامتون رو تمدید کنید)خیلی ممنون.

411
0
0
پاسخ به نظر اسد غیاثوند شنبه، 20 آبان 1391

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور

پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم

سالها منتظر سیصدو اندی مرد است

آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید

به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم

التماس دعا برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان (عج)

412
0
0
پاسخ به نظر اطهره ادب شنبه، 20 آبان 1391

شب آفتابی روایت میوه ی ممنوعه ای بود ک شیطان ب آدمی خوراند و برای همیشه گروهی از انسان ها را بنده ی خودش کرد و روایت مظلومیت مظلومان عالم به دست ممنوعه خوران میوه ی شیطانی و درنهایت سیاهی شیطان و پیروزی حق با ظهور آخرین خورشید بشریت و پوشاندن آفتاب بر ظلمت و تاریکی شب

413
0
0
پاسخ به نظر رقیه شنبه، 20 آبان 1391

واقعا لذت بخش بود برای اولین بار بود که همچین برنامه زنده ای به این زیبایی از هنرمندن کشورم دیدم افتخار کردم به ایران و هنرمندانش .... واقعاٌ بنینده را به دوره امامان سوق داد مخصوصاٌ زمانیکه اون خونه ها را می بینید بهترین قسمت این قیلم لحظه ای که حضرت محمد ظهور کرد و به پیامبری رسید و دلسوزترین آن صحنه به بند کشیدن امیر المومنین و کربلا بود ..... الحق و الانصاف دستتون درد نکنه ...

414
0
0
پاسخ به نظر حامد شنبه، 20 آبان 1391

سلام و تشکر از برنامه خوبتون ما از ورامین با خانواده راه افتادیم به سمت برنامه خوردیم به ترافیک دیر رسیدیم راهمون ندادن ناراحت شدیم اگر امکان داره لطف کنید تمدید کنید

415
0
0
پاسخ به نظر سید حسن چاوشی شنبه، 20 آبان 1391

امیدوارم با عنایت آفتابی آفریدگار آفتاب شب آفتابی تا ظهور آفتاب حقیقی همیشه آفتابی باشه و دل شب شده ی جهان را آفتابی کند و شبدل دشمن را درآرزوی آفتاب بگذارد.

416
2
0
پاسخ به نظر علیزاده شنبه، 20 آبان 1391

شب آفتابی محرک بیداری فطرت انسانی و بازگشت به اصل خویش است.

417
4
1
پاسخ به نظر مریم پای بست يکشنبه، 21 آبان 1391

((یاهو))
بهترین تئاتری بود که در تمام عمرم دیدم، در اندک زمانی در تاریخ سفر کنی به این زیبایی که در همان سکانس های کوتاه بتوانی آن شرایط را درک کنی و احساس همان لحظه را به راحتی بگیری و اینقدر زیبا در قالب 3بعدی تمام وقایع را احساس کنی و به هرطرف که سرت را میچرخانی گویی خود در وسط تاریخ به صورت نامرئی کل وقایع را میبینی واقعاً زیبا و قابل لمس بود. بی نهایت سپاس و آرزوی صمیمانه من برای موفقیت شما عزیزان که واقعاً بی سابقه و حرفه ای عمل کردید... .

418
2
0
پاسخ به نظر حسن گودرزی يکشنبه، 21 آبان 1391

هدایت خداوند در شب آفتابی سبب روشنی دلها شد ،منا وعرفاتی دیگر برای وحدت ونزدیکی قلوب انسان ها آفرید. تشکر از همه نقش آفرینان

419
5
0
پاسخ به نظر حسین خانلری يکشنبه، 21 آبان 1391

روزی روزگاری اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند-در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک پسربچه با خود چتر اورده بود و این یعنی ایمان..........
مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در اب...
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست...

420
1
2
پاسخ به نظر سارا ابراهیم نژاد يکشنبه، 21 آبان 1391

دخترک گریه کننان با من اینگونه گفت: من دلم از تمام آدمها پر است از آنها که در زندگیم دخالت کردنند از آنها که نتوانستتند خوشبختی مرا ببینند از آنها که از مظلومیت من استفاده کردنند و حالا دلم پر از کینه است .از این حلتم بی زارم دارم دعا می کنم که خدا این کینه ها را از دلم برکند دارم دعا می کنم که مهربان باشم حتی با آنانان که با من مهربان نبودنند

421
1
1
پاسخ به نظر فاطمه بقایی يکشنبه، 21 آبان 1391

سلام ,سلام به شما که خلیفه اللهید. دست مریزاد واقعا عالی بود وجای هیچ انتقاد نبود حتی اگر در نشستن در سالن کمی اذیت شدیم ولی برنامه آنقدر جذاب بود که دوساعت کامل مارا محو خود کرد از هیچ صحنه ای نام نمی برم همه وهمه عالی بود .فقط با نزدیک شدن به ماه محرم صحنه عاشورا وچرخیدن زینب (س) در میان اجساد عزیزانش چون نواری هر دم از جلوی چشمانم می گذرد ومطمئنا امسال محرم را به گونه ای دگر درک خواهم کرد.
توفیقات روز افزون از جانب پروردگار همیشه چون بالهای فرشتگان همراهتان باد

422
5
1
پاسخ به نظر زهرا کنی يکشنبه، 21 آبان 1391

با سلام وخسته نباشید خدمت شما دست اندرکاران عزیز نمایش بسیار زیبا و تاثیر گذاری بود اما در پایان نمایش هم اوا شدن مردم وبازیگران در قرائت دعای فرج بسیار خالی بود به امید اینکه این کار در سالهای اتی به پایان نمایشتان اضافه شود.امیدوارم افتاب ما هم زودتر طلوع کند

423
0
6
پاسخ به نظر پرستو ... يکشنبه، 21 آبان 1391

باتشکر از زحمات تک تک شما...
در عین اینکه بعضی قسمتاش میتونست بهتر باشه و یه ایرادایی داشت که نمیدونم کجا باید بنویسمشون !!!! اما خیلی عالی بود ...خدا قوت

424
2
1
پاسخ به نظر سمیه محمودی يکشنبه، 21 آبان 1391

بارانی چشمهایم خود را به سنگ محک زد

با گریه های پیاپی بر زخم هایم نمک زد

من چهارده قرن زخمم،زخم کبودی که یک روز

نا مهربان دست هایی بر شانه های فدک زد

در آسمان سیب سرخی یک عده دیدند آن شب

آن شب که بر چهره ی ماه خون شهیدی شتک زد

بر خواب آرام، دریا دیدیم وبسیار دیدیم

امواج از یاد رفتند،لب های ساحل ترک زد

رفتندو رفتند و رفتند، ماندیم و ماندیم و ماندیم

آنقدر از نان سرودیم تا شعرهامان کپک زد

آنقدر از خود تهی شد خودکار شاعر که با آن

دیگر به جای نوشتن می شد فقط نی لبک زد...

سالها یادمان رفت که " قالو بلی" گفته بودیم، اما
چه سود که با این بدعهدی مان ، دست از ریسمان نجات کشتی نوحمان برداشتیم و دامان زمین ، این مادر پاکدامن را آلودیم و یادمان رفت که تنها این مادر بود که رنج زیستن ما را بر دوش کشید...
زمزمه کنان از خدا می خواهم که زمان طلوع فجر ، خواب نمانده باشم.

تقدیم با عشق به تمام عاشقان رنج کشیده این نغمه خوش آهنگ و دلنشین

425
0
2
پاسخ به نظر سلیمانی يکشنبه، 21 آبان 1391

و من الله توفیق

426
7
0
پاسخ به نظر مهدی دارا يکشنبه، 21 آبان 1391

سلام.حدود20روز از اون شب گذشته.از اون اولین باری که برای دیدن برنامه خوبتون میهمانتون بودیم.واقعا که شبش افتابی بود.هنوزحلاوتش تو کاممه؛بغضش تو گلومه,اشکش توچشمامه و ارزوش تو دلمه که اقامون بااومدنش دنیا رو پر نور کنه واون روز همون شب افتابیه

427
2
1
پاسخ به نظر معصومه بخشی يکشنبه، 21 آبان 1391

سلام
در ابتدا لازم میدونم یک تشکر بسیار عالی داشته باشم از تمامی عوامل شب آفتابی واقعا دستتون درد نکنه.یه شب واقعا آفتابی بود برای من شبی بود که نور رو دیدم مخصوصا قسمت شروع برنامه واقعا هیجان زده شده بودم .امیدوارم همچین برنامه هاییو باز هم ببینیم تا شاید همه ما واقعا بیدار بشیم.
به امید فرج امام زمان...

428
1
1
پاسخ به نظر احمد شارعی يکشنبه، 21 آبان 1391

ضمن عرض دستمریزاد به کارگردان وعوامل شب آفتابی وبه امید کارهای بعدی ازاین گروه برجسته ،شب آفتابی بابررسی سرگذشت بشراززمان خلقت وبیان گوشه های ازسرگذشت پیامبران علی العظموخلق شگفت انگیزترین صحنه ها ازمقطعی اززمانها به هدف والای خلقت بشرمی پردازدوهدف دشمن قسم خورده بشرشیطان

429
2
2
پاسخ به نظر سمانه کمندی يکشنبه، 21 آبان 1391

تمامیه آنچه که در تو دیدم..
پاک و زیبا بود..!!

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

430
4
3
پاسخ به نظر اسمانی يکشنبه، 21 آبان 1391
در پاسخ به 1716اباصلت

کاش همه میتونستن شب افتابی رو ببینن

431
1
3
پاسخ به نظر محمد میرزایی کاشانی يکشنبه، 21 آبان 1391

فتبارک الله أحسن الخالقین...

432
0
2
پاسخ به نظر عفیفه غلامی يکشنبه، 21 آبان 1391

من شب آفتابی و ندیدم ولی حال دایی مو بعد از تماشای نمایش دیدم!
انگار جز زیبایی ندیده بود...

433
6
3
پاسخ به نظر مرتضی گنچی يکشنبه، 21 آبان 1391

چقدر قشنگ به تصویر کشیده بودید پیوند زمان های مختلف را.انشاالله انقلاب ما پیوند بخورد به انقلاب حضرت ولیعصر ارواحنا له الفدا.اجرتان با خدا

434
10
4
پاسخ به نظر عطیه يکشنبه، 21 آبان 1391

سلام
بدجوری جیگرمون رو سوزوندین...
واقعا دمتون گرم...
تا حالا این جوری برا امام حسین گریه نکرده بودم.
انگار آقا خودشون دعوتم کرده بود تا یه کمی از غصه های کربلا رو نشونم بده.
تو نمایشگاه داشتم دق میکردم.
تشیع پیکر مبارک حضرت علی هم خیلی دلم رو آتیش زد.
من از غدیر گریه کردم تا عاشورا....
الهی برا دل مهدی فاطمه بمیریم.
آقامون الآن از امام حسین هم غریب ترند...
شاید الآن امام حسین برا آقای ما گریه کنند...
در نهایت خسته نباشید...
دعا می کنم شما و تمامی نسل های بعد از شما عاقبت به خیر شوند...
یا علی...

435
7
3
پاسخ به نظر مهناز دوشنبه، 22 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید
اگز یکی بود و یکی نبود ، خدا بود و هیچ نبود
کاش میتوانستم در گوش سنگین دنیا بگویم :
با یک دست نمیتوان حلقه بر نور زد ، خورشید تنهاست یار می طلبد ، دلدار می طلبد ، هر که عاشق است یا علی ! بدانید قیام آنجاست که قیام در دل به قیام در هیبب عظیم جمعیت آماده ی ظهور د روحدت اندیشه متصل شود

436
0
0
پاسخ به نظر علی اکبر هاشمی دوشنبه، 22 آبان 1391

در شب آفتابی به خوبی نشان دادید که از هبوط آدم (ع) تا وقوع انقلاب اسلامی در ایران جبهه حق همواره یک خط واحدی را طی کرده است. یعنی بین ذبح اسماعیل، شهادت ائمه و تا وقوع انقلاب در ایران یک جریان مستقیمی را خداوند هدایت کرده است.
عیار کار هنری شما بسیار بالا بود. جلوه های بصری و سمعی و موزیک خوبی داشت. صحنه ها خیلی واقعی و جذاب بود.
در شب آفتابی من در مدت 2 ساعت تمام تاریخ بشریت را مرور کردم. کاری که شما کردید به اندازه یک سخنرانی 1 هفته ای تأثیرگذار بود.

437
1
0
پاسخ به نظر فرزانه دوشنبه، 22 آبان 1391

تا به حال فکر نکنم گروهی مثل شما تو ایران انقدر حرفه ای و کار بلد بوده باشه .......عاااااااااااااااااالی بود .......من هر صحنه ای رو که میدیدم فقط داشتم میگفتم آفرین ....محشره......عالیه......هنوزم دارم میگم....:))))

438
0
0
پاسخ به نظر ZAHRA HASAN ZADEH دوشنبه، 22 آبان 1391

شبی که هرگز تکرار نخواهدشدجای خیلی هاخالی بودتاهرچی دشمنه انگشت به دهن بمونه هرچه دوسته خوشحال بشه هرچنددوستان شهید جاشون خالیه امامیبینن وشادمانن هالیودغروب کرد شبافتابیها ظهورکرد منتظردرخشیدن افتاب دراسمان بیکران ابی هستیم امیدوارم مشهدم بیان ازتون دعوت میکنیم باامیدموفقیت روزافزون

439
0
0
پاسخ به نظر معصومه قربانی دوشنبه، 22 آبان 1391

همه این ماجراها رو که فیلمش کرده بودید میدونستم و توی فیلمهای مختلف دیده بودم. فکر کردین نمیدونستم چجوری شد که آدم به وسوسه شیطان پاسخ مثبت داد، یا نمیدونستم که ابراهیم میخواست فرزندشو توی راه خدا قربانی کنه یا نمیدونستم فاطمه(س) رو چجوری شهید کردند و یا حسینو(ع)!؟
همه اینا رو میدونستم، اما تا حالا هیچکدومو حس نکرده بودم، تا حالا جنگ بین ابراهیم و شیطان رو با وجودم، با قلبم حس نکرده بودم، تا حالا ابراهیمو به جای خودم و اسماعیل رو به جای عزیزترینم تصور نکرده بودم، تا حالا با تمام وجودم برای فاطمه اشک نریخته بودم و ابهت حسینو شهادتشو معصومیتشو حس نکرده بودم، همه اینا رو میدونستم اما مثل یه قصه بود واسم ولی الان یه جور حقیقت شده برام!
آره، ما همان مردمانی هستیم که پیغمبر خودمونو ندیدیم ولی ایمان می آریم. ما همون مردمانی هستیم که برای حسین و علی می گرییم و راهشونو ادامه میدیم.
هر آدمی حق داره حتی برای یکبارم که شده شبش آفتابی بشه!

440
0
0
پاسخ به نظر محیا اسماعیلی دوشنبه، 22 آبان 1391

باسلام به اقای بهزادپور ارجمند که باخلق این اثر بدیع وبزرگ دگرگونی عظیم در تاتر ایران به وجود اوردند. ایتم امام حسین محشر بود.گریه کردن 3000نفری مردم در هر شب قطعا اجری عظیم برای دستندرکاران دارد.انشاا... خداوند از همگی شما عزیزان قبول کند.

441
0
0
پاسخ به نظر شقایق گنجی دوشنبه، 22 آبان 1391

سلام به نظر من شب آفتابی خیلی واقیه انگار که ادم تو اون زمون ها زندگی میکرده و همه ی این حقایق و با چشم های خودش دیده زندگی همه ی ماها یه حقیقته محض همین.

442
0
0
پاسخ به نظر سعید قاسمی دوشنبه، 22 آبان 1391

سلام
باکلمات بازی نمیکنم ولی کلمات بازیم میدهند،نقطه رابرمیدارم معناعوض میشود،معناراعوض میکنم نقطه ها میمانند،شب آفتابی نقطه ومعنارابهم آمیخت،توبگو،این شاهکارنیست؟

443
0
0
پاسخ به نظر مهدی رضایی راد دوشنبه، 22 آبان 1391

بسیار عالی بود خداقوت خسته نباشید.
ارزوی سلامتی برای شما می کنم

444
0
0
پاسخ به نظر بنفشه دوشنبه، 22 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید
واقعا شاهکار بود

445
0
0
پاسخ به نظر محبوبه قاسمی سه‌شنبه، 23 آبان 1391

شب آفتابی شب معمولی نبود آتشفشانی در منتهای تاریکی درونم به پا کرد اتشی که سوزاند قلبم را در تپش پیامبران و امامان و به یادم انداخت که او مرا چه پاک آفریدو من با خود چه کردم... .آن شب:شبی که نورانیت ملکوتی داشت چشمان بسته در دنیایم را رو به جهان دیکری گشود که به فراموش نسپارم خلقتم را... برترین مخلوق بودنم را... اشکها و دردهای پیشوایانم را که به عرش برسانند ما را و یادآوری کنند که به وجود که حییم و باید به انتظار عطر گل نرگسی بمانیم که همچنان پا به پا و همراهمان هست تا بمانیم و هم نفس او تا رسیدن به عرش باشیم...

446
0
0
پاسخ به نظر مهدی سه‌شنبه، 23 آبان 1391
در پاسخ به 60محمد افشاری

ای جانپناه زینبو اطفال بیگناه راحت بخواب
چونکه پرستار زینب است...
آنقدر تیر خورده ام از لا بلای نی

447
0
0
پاسخ به نظر احمدی سه‌شنبه، 23 آبان 1391

شب آفتابی هرگز غروب نخواهد کرد.

448
0
0
پاسخ به نظر آذرنوش سه‌شنبه، 23 آبان 1391

قست آخر(چهارم):
دیگر اشک هایم مجال نمی دهند و در سرازیر شدن از یکدیگر سبقت می گیرند . اما نه ، نمی خواهم اشکهایم مانع دیدنم شوند. می خواهم ببینم و بدانم چه شد که زهر در کوزه آب سبط اکبر ریختند. چه شد که در نیم روز عاشورا ،‌آن همه مصیبت بر عزیز فاطمه وارد شد. اضطرار زینب کبری (س) را در عصر عاشورا که می بینم، به یاد امام زمانم می افتم که در زیارت ناحیه مقدسه اش می گوید: من هر صبح و شام بر مصیبت جدم خون گریه می کنم.
چشمانم می بینند که فرزندان پیامبر چگونه یکی پس از دیگری به مصائب و سختی دچار می شوند . مگر جز این بود که آن حضرت از امتش اجری نخواسته بود جز موده فی القربی ؟ چیزی جز دوستی با اهل بیتش
کوله باری از غم و اندوه روی قلبم سنگینی می کند ،‌ که صحنه تغییر می کند .
صحنه ی آخر هرچند کوتاه ،‌ اما گویاست. پرچمی که برافراشته شدنش را انتظار می کشیم. سواری که آمدنش را چشم به راه نشسته ایم. کسی که آخرین یادگار غدیر است و موعود آن .
کاش کسی فریاد می کرد تا با او هم نوا می شدیم که اللهم عجل لولیک الفرج .

آذرنوش ،‌ پاییز 91

449
0
0
پاسخ به نظر مصطفی سه‌شنبه، 23 آبان 1391

اول گنگ و حیرانت می کنه

بعد بهت هدف میده

بعد عاشقت می کنه
عاشق دین ت
عاشق مرام ت
عاشق پروزدگار ت .........

450
0
0
پاسخ به نظر فاطمه ایرانزاده سه‌شنبه، 23 آبان 1391

با تشکر از زحمات آنچه بود جنگ حق وباطل از ازل تا ابد و برخورد شیطان با خدا که در تمام عصرها وزمان ها داریم تاکه ظهور حق ومنجی عالم برسد .به امید آنروز

451
0
0
پاسخ به نظر اسیه طالبیان سه‌شنبه، 23 آبان 1391

سلام علیکم و رحمت الله
شبی رزیایی را برای ما رقم زدید
اجرتان با سیدالشهدا
به نظر من اجرای زنده موسیقی در این برنامه روحانی و معنوی و قرانی ، اصلا جایگاهی نداشت و بسیار ناراحت کننده بود
دوم اینکه تشویق کردن تماشاچیان بعد از هر برنامه آزاردهنده بود چون در آن فضای معنوی ، دست زدن بسیار زشت و بی معنی بود

452
0
0
پاسخ به نظر محمد گنجی سه‌شنبه، 23 آبان 1391

شب افتابی خوب نبود عالی بود چون باعث شد من برای اولین بار به خودم بیاد و عوض شوم

453
0
0
پاسخ به نظر مهسن گنجی سه‌شنبه، 23 آبان 1391

شب افتابی یک نمایش نبود بلکه مثل یک خوابی بود من رو برد به زمان گذشته و اگاهم کرد از واقعیت ان دوران واقعا تجربه خوبی بود

454
0
0
پاسخ به نظر الهه سالک سه‌شنبه، 23 آبان 1391

ما رایت و الا جمیلا (حضرت زینب س)

خیلی زیبا بود...
همیشه باشید...
اشک آن شب من معنای دیگری داشت....

455
0
0
پاسخ به نظر زهراجعفری سه‌شنبه، 23 آبان 1391

زندگانیم ساکت وشب است جزکارکردن فکردیگری ندارم هوس دیدن مردم راندارم خدایاتوراقسم به طلوع آخرین آفتابت آرامش وجودت رابردرونم عطا کن ومراازظلمت شب رهایی بخش

456
0
0
پاسخ به نظر حمید محرمی سه‌شنبه، 23 آبان 1391

باسلام وخداقوت به همه ی کسانی که دست در دست هم دادند که این تتاترکه یک شب وقعاافتابی بودراتقدیم مردم ولایت دوست ایران تقدیم کردند..
چه عاشفانه به تن پیچاندی سر بندبلند یا حسین را
چه سرد پیچاندی از معرکه ی بند حقارت رابرق نگاه اسمانیت را
ودر ان دور رفاقت په بی ریا گرفتی دست بلندیاعلی را
وبه یاد اوردی غیرت خون به جا مانده بردریای وسیع میهنت را
ودر ان میدان مین چگونه به جا گذاشتی رخت بلندکبریاییت را
بی دست چگونه به عرش رساندی لبیک بلندرهبرت را
واینک چگونه به سررسانیم باراین همه صداقت را
شاعر؛زهراجیرانی

457
0
0
پاسخ به نظر حسن زرگر سه‌شنبه، 23 آبان 1391

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت تمام دست اندرکاران برنامه شب افتابی واقعا باید به کسانیکه این برنامه راترتیب داده بودند دست مریزاد گفت مادر یک روز بارانی شاهد این برنامه بودیم واقعا کارتان عالی بود امیدواریم که شاهد هرچه بیشتر اینگونه برنامه ها از طرف شما باشیم ادمها مثل کتابند
از روی بعضی ها باید مشق نوشت .
از روی بعضی ها باید جریمه نوشت .
بعضی ها را باید چند بار خواند تا معنیشان را فهمید این تلاش شما وهمکاران شما نیز اینگونه بود با تشکر فراوان از شما

458
0
0
پاسخ به نظر اکرم غلامی سه‌شنبه، 23 آبان 1391

شب آفتابی در شبی بارانی برای من طلوع کرد
با اینکه باران الهی میبارید و سرما همه جا را فرا گرفته بود این آفتاب برنامه بود که دلهایمان را گرم نگه
داشته بود.برایتان آرزوی روز و شب های آفتابی و آفتابی و آفتابی را دارم

459
1
0
پاسخ به نظر میترا سه‌شنبه، 23 آبان 1391

وااااای معرکه بووود.من امشب دیدم دست تک تکتون درد نکنه .الان اومدم واسه دوستام دارم تعریف میکنم اما شنیدن کی بود مانند دیدن.
ولی خیلی دوس داشتم قسمت ظهور امام زمانم اجرا میشد میدیدم ولیکن بارون شدید میبارید ,بازم عالی بود دستتون درد نکنه.
یا حق...

460
0
0
پاسخ به نظر مریم بیابانی چهارشنبه، 24 آبان 1391

باور کنید یکی از آرزوهای بزرگم شده.دیدن شب آفتابی....
وقتی از تلویزیون قسمتهایی ازش بخش شد دوست داشتم منم یکی از از اون تماشاگرا بودم....

461
0
0
پاسخ به نظر سیما صفی پور چهارشنبه، 24 آبان 1391

انسان ها دو دسته اند

آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی که شب آفتابی این حقیقت را به روشنایی آفتاب به تصویر کشید

462
0
0
پاسخ به نظر منیپه نادم چهارشنبه، 24 آبان 1391

روزها فکر من این است وهمه شب سخنم
که چراغافل ازاحوال دل خویشتنم
ازکجاآمده ام آمدنم بهرچه بود
به کجا میروم آخرننمایی وطنم
مانده ام سخن عجب کز چه سبب ساخت مرا
یاچه بوده است مرادوی ازساختنم

463
0
0
پاسخ به نظر الناز شوکتی چهارشنبه، 24 آبان 1391

سلام ممنون ازبرنامه خوبتان من وتمام خانوادم بسیار از برنامه خوبتون خوشمان امد. باید قدر این برنامه ای که گذاشته اید بدانید چون اتافاق های برای من ومادرم افتاده است.بسیار برنامه خوبی بود.باسپاس فراوان.

464
0
0
پاسخ به نظر نسرین رفیعی چهارشنبه، 24 آبان 1391

در شبی بارانی شب آفتابی را دیدم بارانی که یقین دارم تمامی گناهان اهالی شب آفتابی را شست.به حالتان غبطه میخورم چرا که زیر باران رحمت خدا شما بازی میکردید و خدا به شما آفرین میگفت ویاری تان میکرد.اجرایتان محشر بود به امید آنکه با آل الله محشور شوید..

465
1
0
پاسخ به نظر معصومه طباطبایی چهارشنبه، 24 آبان 1391

با سلام
شب آفتابی هم غم داشت هم شادی.با غدیر شاد شدیم و با رحلت پیغمبر و پنج تن مخصوصا غریبی جدم حضرت زهرا و مولایم حسین (ع) چشمانم ابری شد و آنجا از خدا زیارتشان را خواستم که هر چه زودتر قسمتم شود.با دل شادم با چشمان ابری ام برای شما دعا کردم و خدا قوت گفتم .انشاالله هرچه از خدا بخواهید عطا کند.من هم التماس دعا دارم.
به امید فرج امام زمان...

466
1
0
پاسخ به نظر انسیه ترکمان چهارشنبه، 24 آبان 1391

خدا قوت به همه ی سربازای اسلام و دست اندر کاران ابرنامه شب آفتابی.
خداوند پشت و پناهتان.

467
0
0
پاسخ به نظر نازنین زهرا چهارشنبه، 24 آبان 1391

باسلام :

ما که لیاقت نداشتیم شرکت کنیم تلاشمون هم کردیمو نشد امشبم شبه اخره دلمون حسابی گرفت خیلی خیلی دوست داشتم بیننده این تئاتر باشم ثبت نام اینترنتی که هم موفق نشدیم انجام بدیم

تو کلاس فشرده تاریخی

کربلای تو

مصاف نیست

منظومه بزرگ هستی است

طواف است

یاحسین(ع).....

التماس دعا یاعلی...

468
0
0
پاسخ به نظر هدی فلاح چهارشنبه، 24 آبان 1391

ازابتدای شب آفتابی حس کردم خدا منو تو بغل گرفته تمام حقایق مهمی که رخ داده و یا قراره رخ بده رو به من نشون میده خوشحالم که شنیده هام به تصویر کشیده شد و من با تمام وجودم اونارو حس کردم.

469
0
0
پاسخ به نظر عاطفه چهارشنبه، 24 آبان 1391

سلام
دیشب در زیر بارش رحمت الهی جلوه هایی از عشق الهی را نظارگر بودیم در این که خداوند ناظر و پشتیبان شماست شکی نیست ، به امید پیروزی حق بر باطل و ظهور آخرین منجی

470
0
1
پاسخ به نظر زهرا چهارشنبه، 24 آبان 1391

چقدر دلم می‌خواست این برنامه رو ببینم ولی ظرفیتتون خیلی زود تموم شد :(

471
1
0
پاسخ به نظر علیرضا خداکرمی چهارشنبه، 24 آبان 1391

با سلام امشب من این برنامه را دیدم عالی و عالی انگار رستاخیز شده بود و تمامی تاریخ از جلوی نگاهمان می گذشت سراسر اشک بود حس ممنون اجرتان با خدا یاعلی*

472
0
0
پاسخ به نظر محمد حسین قربانزاده چهارشنبه، 24 آبان 1391

می شود در غدیر باشی ودست مولا را در دست پیامبر (ص) ببینی و چندی بعد ... مولا را دست بسته ....دلشکسته... ببینی و دم نزنی.
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لندک رحمه انک انت الوهاب
خواستم شکوه کنم ، به دلم بد آمد ، یادم افتاد کسی هست که خواهد آمد ، حتم دارم کلماتش همه باران هستند ، حرفهایش به دل انگیزی قرآن هستند ، عطر هر گل چو مسیح از نفسش می بارد ، چه شبی می شود آن شب که علم بر دارد

473
0
0
پاسخ به نظر میثم چهارشنبه، 24 آبان 1391

امشب هوا بارانی نبود هوا آفتابی بود من آفتاب را دیدم
چند ساعت از اتمام مراسم گذشته ولی چیزی در دلم میگوید : چقدر امشب هوا آفتابی است . . . . .

474
0
0
پاسخ به نظر fatemeh چهارشنبه، 24 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید به کارگردان وتمامی کسانی که به هر نحوی در این اثر عظیم سهیم بودند واقعا تئاتر زیبایی بود به نظر من شب آفتابی یعنی از تاریکی وظلمت به نور و روشنایی هدایت شدن که همان از گناه و آلودگی ها به معنویت و پاکی هدایت شدن .از جنبه دیگر هم میتوان به ظهور حظرت مهدی اشاره کرد که با ظهورش از جهل و گمراهی به سوی ایمان هدایت میشویم انشاالله...

475
2
0
پاسخ به نظر مهدی چهارشنبه، 24 آبان 1391

با سلام و خسته نباشید بر شما زحمتکشان و دلاوران
واقعا با آتش زدن درب خانه حضرت علی و شهادت حضرت فاطمه ، آدم عظمت اندوه و ناراحتی وارد بر حضرت علی را حس میکند .
با کمی تامل در سیر برنامه میتوان دریافت که چه سختی ها و جفا هایی بر پیامبر و امامان واقع شده تا اکنون اسلام به ما جوانان رسیده ، باید ما هم با تمام توان این مسیر را ادامه بدهیم تا ظهور منجی عالم ان شاءالله .

476
0
0
پاسخ به نظر محمدجواد کلهریان پنجشنبه، 25 آبان 1391

این نمایش زیبا جوابی برای آمریکا است که آن فیلم توهین آمیز را ساختند
باتشکر از شما

477
0
0
پاسخ به نظر على جزارى پنجشنبه، 25 آبان 1391

خیلى خوب بود

478
0
0
پاسخ به نظر زهرا قنبری پنجشنبه، 25 آبان 1391

عین 2 ساعت تو شوک بودم. واسه بیان احساساتم فقط سکوت میکنم...

479
0
0
پاسخ به نظر خاطره قدوسی پنجشنبه، 25 آبان 1391

در اوایل نمایش درخت رنگارنگی که در برابر حضرت آدم بود نشان میدهد که شیطان همواره زشتی ها و ممنوعیت های خداوند را در برابر چشمان بندگان خدا زیبا جلوه میدهد و در آخر نمایش باز آن درخت حکایت از همین ماجرا دارد .خلاصه نمایش این بود که حق و باطل همواره از ابتدای خلقت تا آخر باهم جنگیده اند و همواره این حق است که پیروز است و باطل همیشه مغلوب است . راه خدا همواره پیروز و راه شیطان همواره مغلوب است .

480
0
0
پاسخ به نظر fatemeh پنجشنبه، 25 آبان 1391

من دیشب موفق شدم به این برنامه بیام....
خیلی برنامه جالب و تاثیر گذاری بود واقعا انجا شب افتابی وسوزان است من دیشب این سوزش را با تمام وجود حس کردم.ممنون از همه شما

481
0
0
پاسخ به نظر حبیب خان محمدی زاده پنجشنبه، 25 آبان 1391

شب آفتابی ها واقعا خسته نباشید خداقوت اجرتون با آقا امام زمان . به زیبایی حق و باطل را به تصویر کشیدید دوستتون داریم و همیشه در خاطرمان میمانید .این نمایش زیبا حکایت از این دارد که از ازل تا ابد شیطان دشمن آشکار ماست و وعده هایش همیشه دروغ و وعده های خداوند همواره راست است و خداوند مهربان از ازل تا ابد یارو یاور بندگانش است .

482
0
0
پاسخ به نظر سید مهدی سیدی پنجشنبه، 25 آبان 1391

نور و صدا و حجم بارها و بارها در زندگیمان ترکیب شده اند؛ ولیکن هیچ کجا این ترکیب چنین سزاوار تقدیر و شایسته ماندن در حافظه نبوده است؟ چرا اینبار این ترکیب چنین بر قاب خاطره ها حک شده است؟ چون خدا را در یاد می نشاند و مسیر آسمان را تا زمین تصویر می سازد؛ شب زمان آرامش است و خورشید نماد هدایت؛ چه عجیب است و ماندگار خورشید را در شب به نظاره نشستن. همین شد که دو ساعت تمام در کمال آرامش هدایت شدیم

483
0
0
پاسخ به نظر راضیه داودآبادی فراهانی پنجشنبه، 25 آبان 1391

با شب آفتابی به عمق تاریخ سفر کردم..با آدم (ع) پشیمانی را تجربه کردم،با موسی (ع) وعیسی(ع) همراه شدم،با پیامبر(ع) در کوچه های مدینه قدم زدم و در غدیر با دیگران شادی کردم...با در خانه بی بی دوعالم سوختم و در سوگ حسین(ع) گریستم ..با زینب در کوچه های شام با دست و پایی به زنجیر کشیده شده در فراق حسین(ع) مویه کردم و صبر را به پای افکندم..
با مردم کوچه بازار در مسجد ولیعصر کمک های مردمی به جبهه حق علیه باطل را جمع کردم..با رزمندگان اسلام نفیر گلوله و انفجار توپ و موج خمپاره را دیدم و چشیدم و حس کردم، با شب آفتابی رسیدم به کوچه های غزه به کوچه های یمن به پس کوچه های جبل عامل ، روی به خون نشسته کودکان مسلمان را دیدم..تلاش کفار صهیونیست را برای رسیدن به سرزمین موعود و سلطه بر جهان را دیدم وفهمیدم..با شب آفتابی برای ظهور منجی موعود(عج) به دعا نشستم...با شب آفتابی تاریخ را تجربه کردم...
واقعا دست مریزاد و خدا قوت به یاران شب آفتابی، اجرشان با سیدالشهدا (ع)

484
0
0
پاسخ به نظر زینب پنجشنبه، 25 آبان 1391

ما ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺷﺐ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺣﻀﻮﺭﺵ ﺭﺍباﺍﺟﺮﺍﯾﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﮔﺮﻡ ﺷﺪﻥ ﺩﻟﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺣﺲ کردیم

485
0
0
پاسخ به نظر بجه های محبین آل الله {ع} پنجشنبه، 25 آبان 1391

سلام و عرض خسته نباشید به سربازان فرهنگی امام زمان و عماران امام خامنه ای .
این نمایشی که شما اجرا کردید عالی بود ولی این جامه نیاز بیشتری به این کارهای فرهنگی دارد.
اجرتون با خانوم فاطمه زهرا (س)

486
0
0
پاسخ به نظر ابراهیم خدمتی پنجشنبه، 25 آبان 1391

سلام به تمام زحمت کشان
خدا به تمام زحمت کشان امام زمان قوت بدهد تا بیشتر از این نمایش ها اجرا شود

487
0
0
پاسخ به نظر آرش وارسته پنجشنبه، 25 آبان 1391

ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولا

واقعا خسته نباشد

488
0
0
پاسخ به نظر سارا پنجشنبه، 25 آبان 1391

نورانی بودند گذشتگان ما
ما کجا و آنها کجا
ما در دل شبی داریم تاریک و خموش
ولی آنها دلی دارند آفتابی
که نورش شبمان را آفتابی کرد
باید به یاد داشت که شبمان را آفتابی نگاه داریم
و به یاد داشت که شب آفتابی تنها برای 120 دقیفه نیست باید آفتاب را همیشه گرم و سوزان نگاه داشت در شب دل هایمان
گویند: غافله زندگی عجب میگذرد!
ولی ما از گذشتگان هم غافل بودیم
پیشینه یمان را در جلوی چشمانمان زنده کردند ! عجب آفتابی بودو گرم در یک شب بارانی
خدای عظمت وجودت را بر دل هایمان بتابان تا آفتابی گردد شبهایمان !
با تشکر از همه ی کسانی که شب را آفتابی کردند

489
0
0
پاسخ به نظر هدی کلانتری پنجشنبه، 25 آبان 1391

از ادم تا خاتم از خاتم تا ظهور منجی همیشه یه درختی هست و یه ابلیسی پای درخت
توهر دوره درخت به یه شکله این ماییم که باید از درخت دوری کنیم و شیطان را رو به نابودی ببریم و قدم به قدم به خدا نزدیک بشیم.

490
0
0
پاسخ به نظر سراج پنجشنبه، 25 آبان 1391

پنجره ای را به روی ما گشودید که با فرشته های درگاه خدا شروع به پرواز کردیم و در حرم پر مهر او دیدیم و شنیدیم و برایش غزل عاشقانه خواندیم و نم نم بهاری شدیم

491
0
0
پاسخ به نظر بهمن جمعه، 26 آبان 1391

از اول نمایش که حضور خداوند در لحظه لحظه نمایش موج می زد گویی بیاد کلام او افتادم که می گفت ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم .

492
0
0
پاسخ به نظر بهمن کریمی جمعه، 26 آبان 1391

و لحظاتی که بازیگران به میان جمعیت می آمدند به ما میفهماندند که ما از تاریخ نیستیم در میان شما هستیم

493
0
0
پاسخ به نظر مریم ابجدی جمعه، 26 آبان 1391

سلام
عالی بود.دلم در کنار قتلگاه وحضرت زینب ماند.خورشید من طلوع کن

494
0
0
پاسخ به نظر مطهره برجی جمعه، 26 آبان 1391

من امروز با مدرسه جمکران بودم وشب خورشید عالم تابم را دیدم باشد که از یه از یاران اوباشیم

495
1
0
پاسخ به نظر لیلا راد جمعه، 26 آبان 1391

سلام؛
نمی دانم... نمی دانم چه شد...آن شب را می گویم همان شبی که آمدم تا به تماشای یک تئاتر مذهبی بنشینم... آمدم... انبوهی از جمعیت را دیدم...گفتم... خب تئاتر است دیگر...مثل همه ی تئاترها ... اما نبود... زندگی بود... واقیعت بود... خود عشق و امامت و ولایت بود...سرشار از روح حقانیت بود.... نمی دانم مرا چه شد آن شب... ولی دگرگون شدم... دیگر نبودم آن آدم سابق...دیدم هنوز آدم هایی هستند که وقتشان...زندگیشان...و جانشان را صرف یادآوری روزهایی می کنند که مسیر زندگی ما را روشن می سازد... دگرگون شدم و دیگر آن نیستم که... بودم...
به امید روزی که همه با دیدن و شنیدن این برنامه؛ بنشینند.... نه بایستند، به انتظار ظهور امام عدالت و حق گستر در جهان...
با تشکر فراوان از تمامی عزیزانی که در ساخت این برنامه تلاش کردند به خصوص گروه نورپردازی و صدا که بودنشان نشان از هنر و هنرمندان این مرز و بوم در عرصه تئاتر است...
و با تشکر از آقای بهزاد بهزادپور
و یک خسته نباشید به سربازان؛ با وجود اینکه هنرمند نبودند ولی برای هر چه بهتر برگزار کردن آن تلاش کردند در گرما و سرما.

496
1
0
پاسخ به نظر فاطمه منصو ری 12 ساله جمعه، 26 آبان 1391

سلام خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوب بود مخصوصا حضرت ادم و امام زمان شما چشم من را به واقیعت زندگی امام ها با ز کرده اید علی ان شیر خدا شاه عرب من را در یاب

497
0
0
پاسخ به نظر سوسن منصوری 42 ساله جمعه، 26 آبان 1391

سلام
با تمام وجود میگم:خسته نباشید
کارتون یک معجزه بود.
من اسمش را (معجزه ی قرن) میگذارم.
حتما خدا به شما نظر انداخته تا و اینچنین کاری را به شما الهام کرده تا بتونید اینطوری یک نمایش جالب و زیبا و بی نقص اراِئه دهید تا با روح و روان ادمی بازی کند.
من که حس نمیکردم نمایش میبینم انگار تو خواب واقعیت تاریخ را از اول تا اخر دیدم به حدی طبیعی بود که دلم میخواست برم حضرت زینب را دلداری بدم یازیرتابوت حضرت فاطمه برم خوش به سعادتتون چقدرپیش ائمه عزیزیدنمایش شمامثل زیارت میمونه که تانطلبه نمیتونی ببینیش دلم میخوادصدباردیگه هم ببینم من انقدگریه کردم که توهیچ زیارتگاه وروضه خوانی این حسونداشتم
دست تک تکتونومیبوسم ودعامیکنم زیرسایه امام زمان سلامت وحاجت رواباشید!

498
0
0
پاسخ به نظر فاطمه منصو ری 12 ساله جمعه، 26 آبان 1391

سلام الهی قربون همتون برم که انقدرقشنگ این نمایشودرست وبازی کردیدشماچشم منوبه واقعیت زندگی پیامبران وامامهابازکردیدبه قول مادرم عالی بودبرای یک لحظه اش است من ازحضرت ادم وامام زمان خوشم امدخیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بودراستی شیطونم خوب بازی میکرد اگه میشه روزهای بیشتری پخش کنیدممنون

499
0
0
پاسخ به نظر سوسن منصوری 42 ساله جمعه، 26 آبان 1391
در پاسخ به 60محمد افشاری

سلام از مسولین محترم خواهشمندم که ازکارگردان وتمامی کسانی که دراجرای این نمایش زحمت کشیدندحسابی تقدیربه عمل بیاورندتاخسته گیشون دربره وانگیزه ی بیشتری برای برنامه های بعدی پیداکنندواقعالیاقت قدردانی رادارند من یک ادم معمولی هستم ولی به خوبی حس کردم که چقدرزحمت کشیدندوهزینه کردند من باچشم خودم دیدم که درشبی که باران شدیدمیباریداماانهاعاشقانه کارشونو بی نقص انجام دادند بادیدن این منظره فقط تونستم برای سلامتیشون دعاکنم وصلوات بفرستم تامشکلی براشون پیش نیادامیدوارم همگی قدردانشون باشیم خداتوفیقشون بده انشااله

500
0
0
پاسخ به نظر فاطمه منصو ری 12 ساله جمعه، 26 آبان 1391

عالبببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب بود

501
1
2
پاسخ به نظر سکینه بدرخانی جمعه، 26 آبان 1391

خدا قوت!!!
در تاریخ تأتر جهان چنین نمایشنامه ای نه نوشته شده بود ونه اجرا...
هر صحنه ی شب آفتابی قلب ما را لرزاند و ما یک تکونی خوردیم...
سرگذشت پیامبران و امامان فقط مربوط به مسلمانان نمی شود،بلکه سرگذشت همه جهان هستی است...
برداشت من از این نمایش بی نظیر این است:اگر ما مرتکب گناه می شویم و کار های ناپسندی و زشتی انجام می دهیم،در واقع به بیامبران ،پیغمبر اسلام(ص)،به امامان(ع) و مخصوصا به امام حسین (ع) که خودشان را برای نجات ما قربانی کرده اند ،خیانت بزرگی کرده ایم...

502
0
0
پاسخ به نظر هادی بخشی جمعه، 26 آبان 1391

واقعا بی نظیر بود دست همه ی کسانی که این برنامه رو درست کردن درد نکنه
اتماس دعا

503
1
0
پاسخ به نظر فرزانه غلی محمدی جمعه، 26 آبان 1391

برنامه بسیارعالی وخوبی بودوبسیار تائیرکذاربود
فقط بهتربودهنگام نشان دادن ظهورآقا دعای فرح پخش میشد تا همه جمعیت خاضر همصدا دعای فرج برای تعحیل ظهورآقا میخواندند.

504
1
0
پاسخ به نظر مهدی مرتضایی جمعه، 26 آبان 1391

شب برای من آفتابی بود نه از آن جهت که خورشید گرمایش را بر وجودم چیره نموده بود و بلکه از آن جا که گرمای خورشید ولایت و امامت را با وجودم ذره ذره لمس کردم . آدم را ، ابراهیم را و حتی موسی و عیسی را در امامت و ولایت علی و اولاد علی متجلی دیدم . با تمام وجود بر هنر شما که من را به کوچه های امامت رساند درود میفرستم

505
1
0
پاسخ به نظر زهرا جمعه، 26 آبان 1391

تازه میفهمم آنان که رفتند عاشقانه رفتند

میفهمم تا قیامت هم که برای حسین گریه کنیم کم است
میفهمم که چرا میگویندا
ی که بستی راه را بر فاطمه
گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود
حس حبیب بن مظاهر را میفهمم
مظلومیت حسن بن علی(ع)
میفهمم که پلارکها با چه حالی رفتند و
دیگر از فردا با نگاهی دیگر به سراغ گمنامهایشان میروم


و من منتظر طلوع آفتاب میمانم...........

506
1
0
پاسخ به نظر گمنام جمعه، 26 آبان 1391

نویسندگی نمایش خیلی قوی نبود مثلا برای معرفی اسلام فقط جنگ ها نشون داده شد درصورتی که می شد یه صحنه از مسلمون شدن یه آدم باشرایط خاص هم نشون داده بشه. از لحاظ نظم و هماهنگی و هیجان و دکور و خلاقیت هم عالی بود. بازی بازیگران می تونس قوی تر هم باشه. چرا این کار به این قشنگی فقط 10شب؟حیف نیس. خب تا دهه ی اول محرم ادامش م دادین
تاباشه از این کارهای فرهنگی تاثیر گذار باشه
منتظر دیدن پدیده ی بعدی این گروه هستم
یاعلی

507
0
0
پاسخ به نظر فرزانه نوه ابراهیم جمعه، 26 آبان 1391

با سلام و تشکر از زحمات وصف ناپذیر شما
در شب آفتابی منتظر آفتاب پشت ابر بودم آن شب گریستم برای مظلومیت هابیلیان ،مظلومیت پیامبر ،
مظلومیت علی و زهرا و.....آسمان هم آن شب با ما گریست آن قدر که شب آفتابی ما شب بارانی شد!
و افسوس که ما منتظران آفتاب آن شب هم منتظر ماندیم و صحنه آخر راندیدیم ...
یا صاحب الزمان زودتر ظهور کن و انتقام فریاد مظلومیت های دوران را بگیر ، شب تارمان را آفتابی کن. 23 آبان1391

508
0
0
پاسخ به نظر حسنعلی طاهری جمعه، 26 آبان 1391

این تئاتر در نوع خود در ایران بی نظیر است در ظرف حدود دو ونیم ساعت مروری بر زندگی آدم تا خاتم و تا عصر حاضر می پردازد و انسان را تحت تاثیر قرار میدهد بسیاری از صحنه ها که بصورت طبیعی انسان خود را در مقابل اتفاقات تاریخ قرارمیدهد فقط نکته من این است در جنگ آخرالزمان پرچم اسرائیل بعنوان مقابله با امام عصر نمایان میشود ما معتقدیم که انشاء اله قبل از ظهور آن حضرت اسرائیل محو خواهدشد

509
0
0
پاسخ به نظر اشرف نعیمی درخش جمعه، 26 آبان 1391

باتشکر از متصدیان امر باید بگویم واقعا آن شب شب آفتابی برای ما و بینندگان بود چرا که حضور آفتاب گونه پیامبران الهی و اولیای دین را احساس کردم یاعلی و دست مریزاد

510
0
1
پاسخ به نظر مطهری شنبه، 27 آبان 1391

عجب صبری خدا دارد.

511
1
0
پاسخ به نظر زینب پنجی شنبه، 27 آبان 1391

عمریست ازابتدا در انتظارش بودیم ولی او از ابتدا در غیبت نبود و ماغافل از او در چشم ظاهری نشسته بودیم تا 12 شب شود و روی ماهمان روشن شود

512
1
0
پاسخ به نظر مسعود مهدوی فرد شنبه، 27 آبان 1391

واقعا دست خوش <من به تنهایی به خدم میبالم افتخار میکنم که یک بچه مسلمونم توی این دوساعت اجرای مراسم احساس قدرت میکنم که خدا و اهلبیت رو به عنوان پشتوانه دارم مطمئن باشید روز اخرت دستمزد این کار رو خواهید گرفت و مطمئن باشید که دعای خر ما پشتوانه شماست این حرفه دل من بود شرمنده که نتونستم حق زحماتتون رو ادا کنم با ارزوی برنامه های موفق بعدی...............یا حق

513
1
0
پاسخ به نظر سکینه شنبه، 27 آبان 1391

آن شب بارانی می خواستم بایستم و فریاد بزنم: عمو! بیا. خیمه ها را آتش زدند...
دخترها می دوند...
چشم هایم آتش زدن خیمه را می دید و حواسم پیش صحنه ی نبرد عمو بود.
...

514
2
0
پاسخ به نظر سید عباس موسوی شنبه، 27 آبان 1391

سلام
باسه اولین بار با تمام وجودم خودم رو به جای رزمندگان 8 سال دفاع مقدس گذاشتم و با صدای مهیب انفجار در نمایش زیبای شب آفتابی پی بردم که رزمندگان دلیر ایرانی در 8 سال چه رشادتهایی از خود نشان داده اند.

515
1
0
پاسخ به نظر فاطمه بهمنی يکشنبه، 28 آبان 1391

اسم نمایش را که شنیدم با خودم گفتم مگر می شود شبی،آفتابی باشد؟!آخر بدون حضور تو که حتی روزهای ما هم تیره و تار است چه برسد به شب ها!
وقتی که به نظاره ی اولین شب آفتابی عمرم نشسته بودم شک نداشتم که با سنگ زدن ابراهیم (ع) به شیطان،تو نیز سنگ می زدی...با شادی پیامبر(ص)در غدیرخم،تو نیز شاد بودی...با ناله های زینب (س)تو نیز ناله می کردی و می خواندی:گلی گم کرده ام ...
آری،تو در آن شب ...آنجا...حضور داشتی ...من این را فهمیدم ...آخر اگر تو نبودی که آن شب دیگر ،آفتابی نبود...
و در انتها حس می کردم با تمام وجود ، رضایت و شادیت را،به خاطر اینکه می دیدی هنوز هستند مردانی که به عشق شما تلاش می کنند.
آقای من!اما با اینکه حاضر و آماده نیستیم ....آنطور که خواسته ای ساده نیستیم...اما به جان مادرت زهرا(س)،دیگر شده ام دچار وسواس بیا...بدجور به عصر جمعه حساس،بیا...گفتی به عموی خود ارادت داری...این بار قسم به دست عباس بیا...

516
1
1
پاسخ به نظر مینا درخشانی نیا يکشنبه، 28 آبان 1391

با سلام خدمت تمامی عوامل و تشکری ویژه به خاطر این برنامه بسیار زیبا و دلنشین و همچنین تاثیر گذار. باید خدمتتون برسونم که بنده اهل نماز بودم اما با سهل انگاری نمازم رو دیر و زود ویا متاسفانه نمی خوندم اما چنان این برنامه تاثیر گذاشت که بلا فاصله هر جا باشم حتی در مدرسه می خوانم.و ایمانم از آنچه که بود خیلی بیشتر شد.
مینا هستم 15ساله.

517
1
1
پاسخ به نظر موسوی يکشنبه، 28 آبان 1391

با سلا م وخسته نباشید؛بسیار خوب بود و مطلبی که به نظرم باید از این برنامه درس گرفت این است که:
1- تاریخ تکرار می شود.
2- الان هم افرادی همچون یزید و.... هستند که حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهند وهمچنین خواصی هستند که همچون خواص آن زمان با اندکی غفلت ،زحمات یک عمر خودرا به باد میدهند و خود را به شیطان به بهای اندکی می فروشند. لذا باید لحظه ای فکر نمود که اگر ما نیز درآن زمان و با سطح تفکر حاکم در آن دوران بودیم چه می کردیم؟
3- بنابراین برای اینکه دچار غفلت نشویم و از تاریخ درس بگیریم راهی جزءتوکل برخدا و چنگ زدن به ریسمان ولایت و اهل بیت عصمت وطهارت وعمل به بایدها و دوری از نباید ها و دعا برای ظهور یوسف زهرا(س) حضرت ولیعصر(عج)نداریم.

518
1
2
پاسخ به نظر علی اصغر مددی يکشنبه، 28 آبان 1391

در ظلمت و تاریکی جهالت ها نور اسلام بر عالمیان تابید و تا کنون مرتب وتاب اسلام منتظر ظهور پافتاب عالمتاب حضرت بقیه الله هستیم.

519
1
2
پاسخ به نظر ملیحه السادات میرهاشمی يکشنبه، 28 آبان 1391

درشب افتابی سختی های توام بانور را دیدم وحس کردم که چه رشادت ها و تلاش هایی انجام شد تا ما شاهد افتاب اسلام شدیم .
از زحمات بی دریغ شما برای تهییه این برنام متشکرم

520
1
1
پاسخ به نظر علی اصغر مددی يکشنبه، 28 آبان 1391

در ظلمت وتاریکی جهالت ها نور اسلام برعالمیان تابید وتاکنون در تب ئتاب اسلام منتظر ظهور آفتاب عالمتاب حضرت بقیه الله هستیم .

521
2
2
پاسخ به نظر زینب شاه آبادی دوشنبه، 29 آبان 1391

با سلام و خسته نباشی به تمام کسانی که در این چند وقت در راه خدا با صبر و پشتکار خود کار را به سرانجام رساندند.من یکسال این برنامه را از طریق بسیج آمدم و تماشا کردم اما سال بعد به یاری خدا و دعوت خودش توانستم در صحنه شهدا تابوت یک شهید را بر بالای سرم نگه دارم.که واقعا جایگاهشان همان عرش خداست...امیدوارم این حس زیبا نصیب همه شود

522
4
2
پاسخ به نظر صباآراسته دوشنبه، 29 آبان 1391

اون شب یه معجزه برامون اتفاق افتاد!
فقط من ثبت نام شده بودم.از کرج با مامانم رفتیم که من برم داخل و مامانم بیرون بشینه که!
درب جنوبی بیاده شدیم اما گفتن درب ورزش باید بریم.حدود یه ربع تو سرماو تاریکی راه رفته بودیم که رسیدسم به یه اتش نشانی.گفتن خیلی مونده باید ماشین سوار شین.مونده بودیم چیکار کنیم چون خیابون خیلی خلوت بود.که یه پزو که یه اقا خاوم و دخترشون بودن اومدن ادرسو از ما پرسیدن مارو هم سوار کردن.پرسیدن شما رزرو کردین؟ما هم گفتیم فقط یه نفر.مامانم میشینه بیرون منتظر من.گفتن ما یه نفر اضافی بلیط داری به هر کی زنگ زدیم بیاد نیومده!قسمت شما بود!ازخوشحالی مونده بودیم چی بگیم!یه بار دیگه به معنای حکمت خدا رسیدم که هر چی قسمت باشه همونه!

523
5
2
پاسخ به نظر زهرا مشهدی دوشنبه، 29 آبان 1391

شب آفتابی ها سلام مجدد
یه خدا قوت قوی به همه عوامل و سربازانی که شب زیبایی رو برای تهرانی ها رقم زدند
اجرتون با آقا امام حسین(َع)
شب آفتابیتون به خیر

524
1
1
پاسخ به نظر سید محمدرضا خمسه تبار سه‌شنبه، 30 آبان 1391

شب آفتابی شب نیست؛ بلکه روزی است که اظهر من الشمس است. اینجا هر روز انسانی ات به دنیا می آید و امتحان میشود. از زمان و مکان عبور میکند و به ماوراء تاریخ وارد میشود. در این شب مخاطب از زندگی روزمره جدا میشود و تمام صحنه های تاریخ را از حضرت آدم تا خاتم و آخر الزمان را لمس خواهد کرد؛ این رویداد به وقوع نمی پیوندد مگر با عبادت راستسن بشریت..............................

525
2
0
پاسخ به نظر لیلا حاتمیه سه‌شنبه، 30 آبان 1391

شب آفتابی؛ شبی فراتر از دیدن؛ شنیدن؛ لمس کردن وحس کردن و خود آگاهی ست. شب صیقل دادن روح؛ جاری شدن اشک و تلاطم امواج دل برای رسیدن به حقایق روشن گذشته؛ حال وآینده وبشر را نیافریدخداوند مگر برای پنج تن/ به این نتیجه میرسیم که تبعیت از ولایت و رهبری تا رسیدن به ظهور امام عصر(عج) راهگشای تاریخ حال و آینده ماست .......................

526
2
0
پاسخ به نظر دل خون سه‌شنبه، 30 آبان 1391

نمیدونم از کدوم بگم فقط میگم آخر شب آفتابی رو بدددددددترین روز خدمتمون یا زندگیمون کردید.
کا سربازا هم خدایی داریم

527
1
0
پاسخ به نظر ط-ت پنجشنبه، 2 آذر 1391

سلام خسته نباشید با اینکه نظر من توهین امیز نبوده در سایت نبود علت این امر چیست؟

528
2
1
پاسخ به نظر سعید شنبه، 4 آذر 1391

باسلام تسلیت میگویم
ایام سوگواری سید الشهدا
شب آفتابی باعث دگرگونی من شد واقعا خیلی خوب بود من که به شخصا از شما تشکر میکنم
وبرایتان دعا میکنم

529
2
2
پاسخ به نظر اسمانی يکشنبه، 5 آذر 1391

میدونین مشکل برنامه در چی بود؟
جایگاه تماشاچی واقعا در شان اونها نبود.بهتر نبود در جایگاه تماشاچیان صندلی چیده میشد؟و برای اینکه همه ویا اکثریت مردم بتونن از اون استفاده کنن روزهای بیشتری نمایش میدادید؟
و چیزی که من رو خیلی ازار داد وجود بچه ها بود.کاش با قاطعیت بیشتر مانع ورود بچه ها علی الخصوص بچه های زیر 5سال.
انتقاد کردم چون دوستتون دارم.چون احساس کردم از جنس من واز من هستید.خوشحالم که هنوز ادم هایی چون شما میان ما نفس میکشند

530
4
1
پاسخ به نظر حسین ایل بیگی دوشنبه، 6 آذر 1391

سلام و تشکر از برنامه خوبتون امیدوارم مجددا برنامه شما را با طرح و موضوعات جدید ببینم
باتشکر از کارگردان و توامی بازیگران و عوامل پشت صحنه

531
0
0
پاسخ به نظر سید حسین حسینی چهارشنبه، 8 آذر 1391

شب آفتابی روشن ترین شب من
شب آفتابی روشن شدن من
شب آفتابی روشن شدن اعتقاد من
شب آفتابی لمس کردن تمام واقعیت های گذشته

شب آفتابی و دیگر هیچ............

532
0
0
پاسخ به نظر فاطمه بهمنی چهارشنبه، 8 آذر 1391
در پاسخ به 1790سارا نادری

باسلام و خسته نباشید من هم بانظر شما موافقم .......

533
0
0
پاسخ به نظر مهسا..ترابی چهارشنبه، 8 آذر 1391

چه سردند بی تو لحظه ها
یار 4 فصل که ه
یار سالیان من
میخوانمت
بی چون

دلهره دارم
از حس بی تو بودنم

من دورم
اما چه خوش که تو نزدیک

دستانم را محکم در دستانت بفشار
با تو بیعت خواهم کرد

با تو خواخم سرود

فقط نشانم بده
...






السلام علیک یا امام المظلوم

534
2
0
پاسخ به نظر امیرامکانی سه‌شنبه، 14 آذر 1391

سلام.به نظر من این یه تئاتر فوق العاده بود.روی خود من که خیلی تاثیر گذاشت.واقعا انگار آدم زمان همه اون چیزهایی رو که نمایش دادید،بوده.یازهرا س

535
1
0
پاسخ به نظر ع سبحان شنبه، 18 آذر 1391

زیبای نظر آفتابی ایست که هر روز صبح امیدوارانه متولد می شود و هر شب باز امیدوارانه به دعا می نشیند.

536
1
0
پاسخ به نظر محمد فواکه چهارشنبه، 13 دی 1391

با سلام لطفا آلبوم موسیقی شب آفتابی را تکمیل کنید

537
1
0
پاسخ به نظر حسین دوشنبه، 18 دی 1391

سلام
دلم گرفته...حتی یکبار هم شب آفتابی را ندیدم اما چه تعریف ها و چه خبر هایی که ازش شنیدم.
دلم گرفته...حتی شکسته...! امیدوارم نصیب همه ی دلهای آرزومند بشود!
یا حق!

538
1
0
پاسخ به نظر محسن ذبیحی چهارشنبه، 27 دی 1391

من محسن ذبیحی بازیگر نقش قنفض دشمن حضرت زهرا (س) سال88مشهد مقدس .سیاهی لشکر طهران 1391(ارزوم تو شب افتابی بمیرم )با ارزوی سلامتی براهمه عزیزانی که تو شب افتابی زحمت میکشن...

539
2
0
پاسخ به نظر mohammad پنجشنبه، 5 بهمن 1391

kheili khob bod vaghean lezzat bordam

ارسال نظر شما

• نظراتی را که حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
• نظرات پس از 12 ساعت بررسی می گردد.